تبليغاتX
گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز - سپيدار كوه پيچ و تاب دار - قسمت 2 ( احسان اقبال پور سرپرست تيم پژوهشي كوهياران پارس)

گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

سپيدار كوه پيچ و تاب دار - قسمت 2 ( احسان اقبال پور سرپرست تيم پژوهشي كوهياران پارس)

تصویر 35: عکس از کف دره خط الرأس با نگاه به سوی شرق. نقطه پایانی قسمت پنجم مسیر با شماره 2 نشان داده شده است که همان نقطه شماره 2 در تصویر 34 است. جهت فلش ادامه مسیر را نشان می دهد که در قسمت بعدی تشریح خواهد شد.

 

-6- قسمت ششم:

          دره ای که در خط الرأس بوجود آمده و قسمت پنجم مسیر به کف آن ختم می شود در جناح جنوبی کوه نیز ادامه می یابد و به کوهپایه های جنوبی ختم می گردد. بنابراین برای فرود از خط الرأس و خاتمه دادن به صعود می توانید از این دره استفاده کنید. دره جنوبي عميق و پهن است و يكي از دهها دره بزرگ جناح جنوبي بخش 2 (مركزي) محسوب مي شود.

تصویر 36: موقعیت قسمت ششم مسیر در مدل سه بعدی بخش مرکزی سپیدار. خط چین قرمز نشان دهنده مسیر پیمایش است.

 دره جناح جنوبی بیشتر از مواد حاصل از هوازدگی پوشیده شده است. مردم روستای آبگل از بخش های میانی دره به طرف پایین درختکاری کرده اند. این درختان عمدتاً انجیر و گردو می باشند. پایین دره به جاده ای ختم می شود. با ادامه دادن این جاده به سمت جنوب در نهایت به روستا خواهید رسید اما مسیری طولانی و وقت گیر است. شما می توانید در اواسط جاده در نزدیکی محل شروع یالی که قسمت سوم مسیر بر روی آن قرار دارد، خود را به بخش انتهایی قسمت دوم مسیر رسانده و از آنجا با جهت معکوس (به سمت جنوب) همان قسمت دوم و اول مسیر را برگردید تا دوباره به روستا برسید (تصوير 37). در مجموع مدت زمان لازم جهت طی قسمت ششم مسیر، یعنی از نقطه اوج دره تا روستای آبگل 4 تا 5 ساعت می باشد.

جهت یادآوری با این برنامه کوهپیمایی انتهای قسمت ششم همان قسمت های دوم و اول مسیر است اما با جهت معکوس (برگشت).

تصویر 37: عکس از دره منتهی به دامنه در بخش مرکزی سپیدار با نگاه به سوی جنوب. نقطه 2 ترسیم شده بر روی عکس همان نقطه 2 در تصاویر 35 و 34  است. خط قرمز مسیر پیمایش در دره تا پایین را نشان می دهد. حرف L به یال اول که قسمت سوم مسیر بر روی آن قرار دارد، اشاره می کند.

  به این ترتیب یک مسیر ساده برای دستیابی به خط الرأس کوه سپیدار معرفی گردید.

  6- ویژگی های ساختاری کوه سپیدار:

          پیشتر هم اشاره شد که کوه سپیدار از نظر ساختار زمین شناسی تاقدیسی است با محور نسبتاً طولانی و پیچ و تاب دار. بدنه سطحی این تاقدیس در اغلب قسمت ها از سازندهاي آسماری و جهرم که در این جا به دلیل عدم مطالعه هنوز از یکدیگر تفکیک نشده اند (به صورت سازند آسماری-جهرم بیان می شود)، تشکیل گردیده است. البته در بعضی نقاط فرایند فرسایش سازند های زیرین تر (قدیمی تر) نظیر پابده وگورپی (که در این جا بدلیل عدم مطالعه هنوز از یکدیگر تفکیک نشده اند و به صورت سازند پابده-گورپی بیان می شود) و گروه بنگستان (متشکل از سازندهای ایلام و سروک) را رخنمون کرده است. از نظر سن زمین شناسی سازندهای فوق در ناحیه سپیدار به صورت زیر می باشند:

          آسماری: الیگوسن-میوسن (20 تا 35 میلیون سال قبل).

          جهرم: پالئوسن-ائوسن (42 تا 65 میلیون سال قبل).

          پابده: پالئوسن-الیگوسن (25 تا 65 میلیون سال قبل).

          گورپی: کامپانین-پالئوسن (55 تا 83 میلیون سال قبل).

          ایلام: سانتونین-کامپانین (73 تا 87 میلیون سال قبل).

          سروک: آلبین بالایی-تورونین زیرین (90 تا 100 میلیون سال قبل).

  از نظر جنس، آسماري-جهرم سازندي كربناته يا به عبارت ديگر آهكي-دولوميتي است. پابده-گورپي از شيل و مارن و میان لایه های آهک ساخته شده و گروه بنگستان نيز كربناته (آهكي) مي باشد. آسماري-جهرم و گروه بنگستان به دليل آهكي بودن در برابر فرسايش مستحكم تر از پابده-گورپي مي باشند. لذا اين دو معمولاً برجسته و پابده-گورپي توررفته (دره ساز) ظاهر مي گردند.

تصوير 38: نقشه زمين شناسي كوه سپيدار و نواحي اطراف آن. در legend يا راهنماي نقشه علايم مربوط به سازند هاي رخنمون شده آورده شده اند. همانطور كه مشاهده مي گردد سازندهاي بدنه رخنمون شده كوه سپيدار، عبارتند از آسماري-جهرم، پابده-گورپي و گروه بنگستان. به جهت شمال نقشه، موقعيت روستاي آبگل و شماره هاي 1 و 2 و 3 دقت كنيد. اين سه شماره بيانگر به ترتيب بخش هاي 1 و 2 و 3 سپيدار مي باشند كه به وسيله گسل سپيدار (خط به رنگ قهوه اي نشانه اثر گسل يا fault trace مي باشد) و پيچش محور از يكديگر جدا شده اند. خطوط قرمز نشانه خطوط تقريبي برش نيمرخ هاي فرضي هستند اما محل آنها مرجع دقيق مكاني براي نيمرخ هاي ترسيم شده كه در قسمت پايين آورده شده اند، به حساب نمي آيد. نقشه بالا از نقشه زمين شناسي جنوب غرب ایران انتشارات شركت ملي نفت ايران برگرفته شده است.

 برای نمایان شدن شکل تاقدیس سپیدار، 3 نیمرخ عرضی از آن تهیه شده که هر نیمرخ مربوط به یک بخش از تاقدیس می باشد. نیمرخ اول از بخش 1 تهیه گردیده که در تصویر 39 نشان داده شده است. مطابق اين تصوير بخش 1 سپیدار تاقدیسی است مرکب یعنی از چند چین (تاقدیس و ناودیس) به موازات هم تشکیل شده است و نمی توان آن را یک تاقدیس واحد در نظر گرفت. چون این بخش تحت تأثیر یک گسل پی سنگی قرار گرفته است به همین دلیل دچار شکستگی های فرعی فراوان شده و لذا طبقات رسوبی سطحی تر استعداد بیشتری جهت فرسوده شدن یافته اند. با فرسوده شدن این طبقات (سازند آسماری-جهرم) سازند های قدیمی تر نظیر پابده-گورپی و حتی گروه بنگستان نیز رخنمون گردیده اند.

تصوير 39: نيمرخ شماتيك از بخش 1 كوه سپيدار. اين نيمرخ مرجع و مقياس مسافتي و ارتفاعي ندارد و تنها براي نشان دادن ريخت عمومي بخش 1 كوه سپيدار آورده شده است. همانطور كه مشاهده مي گردد اين بخش، تاقديسي است مركب كه از دو تاقديس و يك ناوديس بينابيني تشكيل شده است. سازند هاي قديمي تر نظير پابده-گورپي و گروه بنگستان در يكي از تاقديس هاي نيمرخ (جنوبي تر) بر اثر فرسايش رخنمون شده اند. در تصوير 38 موقعيت تقريبي اين نيمرخ در بخش 1 با خط قرمز نشان داده شده است.

تصوير40: عكس از بخش 1 تاقديس سپيدار با نگاه به سوي جنوب غرب. همانطور كه در عكس نمايان است، اين بخش خود، چين مركبي است كه از دو تاقديس (شماره هاي 1 و 2) و يك ناوديس (شماره 3) ساخته شده است. بر اثر فرسايش هسته تاقديس 1 (تاقديس جنوبي تر) كه از جنس گروه بنگستان است رخنمون گرديده و پابده-گورپي آن دره ساز شده است. آسماري-جهرم به صورت تيغه هايي در دوطرف تاقديس بجا مانده اند. به طرف شمال غرب اين مسئله براي تاقديس 2 نيز به شكل وسيعي بوجود آمده كه در تصوير مشاهده نمي گردد.

دومین نیمرخ، از بخش 2 تهیه شده که در تصویر 41 مشاهده می گردد. مطابق تصویر، بخش 2 یک تاقدیس است که یال جنوبی آن دچار فرسایش بیشتری شده و دره های زیادی در آن ایجاد گردیده اند. تحت تأثیر این پدیده سازند های قدیمی تر نظیر پابده-گورپی در کف دره رخنمون شده اند. به اين ترتيب در حالي كه روزي آسماري-جهرم سازنده بدنه سطحي تاقديس بوده است، بر اثر تخريب حاصل از فرسايش در ناحيه ستيغ يا نقطه اوج تاقديس و گسترش اين فرسايش به سمت يال ها، بخش زيادي از آن محو شده و سازند قديمي تر كه در زير آسماري-جهرم قرار دارد (پابده-گورپي) رخنمون شده است. بیشترین ارتفاع سپیدار در این بخش از تاقدیس قراردارد.

تصوير 41: نيمرخ شماتيك از بخش 2 تاقديس سپيدار. لازم به ذكر است اين نيمرخ نيز مرجع و مقياس مسافتي و ارتفاعي ندارد. و فقط براي نشان دادن وضعيت عمومي اين بخش از تاقديس به صورت نمايشي آورده شده است. بخش 2 همانطور كه در تصوير نيز قابل مشاهده است، تاقديسي است كه بر اثر فرسايش تخريب شده و طبقات سازند پابده-گورپي آن رخنمون گرديده است. اما هسته از جنس گروه بنگستان هنوز در زير سطح زمين و محفوظ از فرسايش و غير قابل مشاهده باقي مانده است.

تصوير 42: عكس از بخش 2 تاقديس سپيدار با نگاه به سوي شرق. پاره خط هاي كوچك افقي نمايانگر جهت امتداد طبقات آسماري-جهرم و پاره خط هاي كوچكي كه بر اين خطوط به صورت شيب دار عمودند، جهت شيب طبقات را به صورت شماتيك نشان مي دهند. طبقات آسماري-جهرم به صورت يك تيغه دورتادور تاقديس را احاطه كرده و طبقات سازند پابده-گورپي در زير و پايين دست آن قرار دارند. اين طبقات بر اثر فرسايش رخنمون شده اند. خط چين منحني نشان مي دهد كه سيماي داخل عكس در حقيقت تاقديس است و روزي دو تيغه آسماري-جهرم واقع در چپ و راست عكس به صورت منحني به يكديگر متصل بوده اند و بر روي پابده-گورپي قرار داشته اند. فرسايش، دور شدن آنها از يكديگر در چپ و راست تاقديس را سبب شده است. به عبارت بهتر ستيغ يا نقطه اوج تاقديس بر اثر فرسايش تخريب شده و اين تخريب به سوي يالها پيشروي كرده است. تيغه هاي بجا مانده آسماري-جهرم چيزي جز اين يالهاي بر اثر فرسايش پسروي كرده، نيستند.

  سومین نیمرخ از بخش 3 تهیه گردیده که در تصویر زیر مشاهده می گردد. تاقدیس سپیدار در این بخش کم عرض تر، کم ارتفاع تر از دو بخش دیگر است. بدنه سطحی آن از سازند آسماری-جهرم ساخته شده و سازند های قدیمی تر رخنمون نگردیده اند و ساختار تاقدیس تقریباً سالم حفظ شده است. در حقیقت این بخش نسبت به دو بخش دیگر کمتر فرسایش یافته که شاید دلیل آن عدم وجود شکستگی های عمیق در آن باشد.

تصوير 43: نيمرخ شماتيك از بخش 3 تاقديس سپيدار. مطابق دو نيمرخ ديگر اين نيمرخ نيز مرجع و مقياس مسافتي و ارتفاعي ندارد. و تنها براي نمايش وضعيت عمومي تاقديس در اين ناحيه آورده شده است. تاقديس سپيدار در اين بخش نسبتاً سالم حفظ شده و فرسايش به درون آن رسوخ نكرده است. بنابراين بدنه سطحي تشكيل دهنده آن سازند آسماري-جهرم است كه از دو واحد زيرين خودش جوانتر مي باشد.

تصوير 44: عكس از بخش 3 تاقديس سپيدار با نگاه به سوي شرق. همانطور كه در عكس نمايان است، سازند هاي قديمي تر در اين بخش رخنمون نگرديده اند و سطح رخنمون شده تاقديس از سازند آسماري-جهرم ساخته شده است. خط منحني تداعي كننده شكل تاقديس سپيدار در اين بخش مي باشد.

   همانطور که در قسمت های قبلی بیان گردید، تاقدیس سپیدار در طول خود دچار چرخش ساختاری شده است. بخش 1 آن در شمال غرب امتدادی شمال غرب-جنوب شرق دارد. انتهای شمال غربی این بخش که انتهای شمال غربی تاقدیس نیز محسوب می شود، به صورت تدریجی به تاقدیس دیگری به نام دلو در منطقه کوهمره سرخی متصل می گردد. در حقیقت مرز بین این دو تاقدیس با یک افت ارتفاع ساختاری به صورت تدریجی در نظر گرفته می شود. بخش 1 به طرف جنوب شرق به گسل سپیدار منتهی می گردد. از این گسل که سیماهای فرسایشی نظیر دره و دیواره ساخته و بعداً در مورد آن بحث خواهد شد، به طرف شرق ناگهان امتداد محور تاقدیس تغییر کرده و به شکل شرقی-غربی درمی آید. این بخش از تاقدیس به نام بخش 2 نامگذاری گردید. بخش 2 به سمت شرق به جایی می رسد که به صورت تدریجی چرخیده و امتداد محور دوباره شمال غربی-جنوب شرقی (هم روند با امتداد عمومی زاگرس) می شود. از این جا بخش 3 آغاز گردیده است. البته بخش 3 به سمت جنوب شرق باز یک چرخش تدریجی آرام دارد که شرقی-غربی شدن محور انتهای جنوب شرقی تاقدیس سپیدار را سبب گردیده است. به سمت شرق محور انتهای جنوب شرقی تاقدیس پلانژ می گردد. به عبارت دیگر محور تاقدیس سپیدار در انتهای جنوب شرقی پلانژ دار است. محل پلانژ در نزدیکی روستای تادوان می باشد.

تصوير 45: نقشه زمين شناسي كوه سپيدار و نواحي مجاور. در راهنماي نقشه به نشانه محور تاقديس كه ميل دارد (خط سياه از يك سو پيكان دار)، محور تاقديس (خط سياه ساده) و اثر گسل (خط قهوه اي) دقت شود. همانطور كه در نقشه مشاهده مي گردد، بخش 1 دو محور تاقديس با روند شمال غربي-جنوب شرقي دارد. اين دو محور پلانژ (ميل دار) نمي گردند. بخش 2 منفرد است و محوري شرقي-غربي دارد. بخش 3 نيز محور منفرد با روند شمال غرب-جنوب شرق دارد كه به سوي جنوب شرق در نزديكي روستاي تادوان پلانژ مي گردد. مرز بين بخش هاي 1 و 2 ناگهاني است. و خط اثر گسل سپيدار اين مرز را بوجود آورده است. اما مرز بخش هاي 2 و 3 تدريجي مي باشد. در كل با يك نگاه بر روي نقشه مي توان به پيچ و تاب دار بودن محور تاقديس سپيدار پي برد. اين نقشه از نقشه زمين شناسي جنوب غرب ایران انتشارات شركت نفت گرفته شده است.

 تاقدیس سپیدار چند ویژگی ساختاری دارد که در زیر به آنها اشاره شده است.

6-1- گسل سپیدار:

          مرز بین دو بخش 1 و 2 که کاملاً واضح و نمایان است و امتداد محور تاقدیس در شرق و غرب آن کاملاً با هم متفاوتند، در حقیقت یک گسل است که از عرض تاقدیس به شکل اریب می گذرد. در راستای این گسل که تقریباً شمالی-جنوبی می باشد، دره ای به نام محلی نعل اشکن تشکیل شده است. کناره شرقی این گسل 2 پرتگاه یا دیواره به فرم منحنی (با تحدب به سوی شرق) تشکیل شده اند که با یکدیگر توسط یک یال متصل می باشند. موقعیت قرار گیری این دو به موازات دره شمالی-جنوبی است. این دو پرتگاه در سازند آسماری-جهرم ایجاد گردیده اند. دره و  پرتگاه ها به سوی شمال ادامه می یابند. در ابتدا اثری از صفحه گسل مشاهده نمی شود چون در کف دره و زیر رسوبات آبرفتی است. اما در منتهی الیه شمالی یعنی آنجا که پرتگاه شمالی تر به شکل یک مثلث در حال تمام شدن است، صفحه گسل رخنمون شده و جابجایی لایه ها حاصل از حرکت امتداد لغز راست گرد گسل کاملاً مشهود می باشد. در اين جا بر اثر عملكرد گسل شيب و امتداد لايه ها در دو طرف صفحه گسل متفاوت مي باشد. در منتهي اليه جنوبي نيز صفحه گسل رخنمون دارد. در اين رخنمون گروه بنگستان بدون فاصله پابده -گورپي مستقيماً به آسماري-جهرم مماس شده است. بنابراين گسل سپيدار در مركز تاقديس چون در زير رسوبات كوهپايه اي و آبرفتي قرار دارد رخنمن سطحي ندارد، اما در دو منتهي اليه شمالي و جنوبي داراي رخنمون مي باشد. اگر چه گسل سپیدار گسل عمیقی است و احتمالاً سازند های زیرین را تحت تأثیر قرار داده، اما صفحه گسل در منتهي اليه شمالي در سازند آسماری-جهرم که بدنه سطحی تاقدیس را ساخته رخنمون شده است. در منتهي اليه جنوبي همانطور كه ذكر شد گسل سپيدار گروه بنگستان را به صورت نابرجا در كنار آسماري-جهرم قرار داده است.

تصوير 46: تصوير ماهواره اي كوه سپيدار. به موقعيت شهر هاي شبانكاره و ميمند دقت شود. كادر مستطيلي شماره 1 محدوده نشان داده شده در تصوير 47 را محصور كرده است (برگرفته شده از Google earth).

تصوير 47: تصوير ماهواره اي محدوده كادر 1 در تصوير 46. گسل سپيدار از مركز تصوير عبور مي كند. براي نشان دادن آن از خط پيوسته و خط چين قرمز استفاده شده است. خط پيوسته شمال تر منتهي اليه شمالي گسل را نشان مي دهد كه دره ايجاد كرده است. در سطح دو طرف اين قسمت از گسل سازند آسماري-جهرم رخنمون دارد. حركت حاصل از عملكرد گسل سبب جابجايي لايه ها و ايجاد تغيير در امتداد و شيب آنها در دو طرف گسل شده است. دو پاره خط كوچك عمود شده بر يكديگر نشانه امتداد و شيب لايه ها در اين نقطه از كوه سپيدار مي باشد (پاره خط عمود منصف نشانه جهت شيب تقريبي لايه ها در آن نقطه خاص مي باشد). همانطور كه در تصوير نشان داده شده، در دو طرف گسل امتداد و شيب لايه ها تغيير كرده است. بخش مياني گسل كه دره بزرگي به نام نعل اشكن ساخته در مواد حاصل از فرسايش (كوهپايه اي و آبرفتي) مدفون گرديده است. اما بخش جنوبي دوباره رخنمون سطحي دارد كه كنار هم قرار گيري گروه بنگستان و آسماري-جهرم، بدون سازند مياني آنها يعني پابده-گورپي، را سبب گشته است. دو حرف W به دو پرتگاه يا ديواره به فرم منحني اشاره دارد.

تصوير 48: تصوير ماهواره اي محدوده كادر 1 در تصوير 46 (همان تصوير ماهواره اي قبل است) نقاط نشان داده شده با شماره، محل هاي عكسبرداري يا به عبارت ديگر مشاهده ساختار هاي مرتبط با گسل سپيدار را نشان مي دهند. خطوطي كه از اين نقاط با ايجاد زاويه، واگرا مي شوند، ميدان ديد عكسبرداري را نشان مي دهند. بنابراين بهتر است ميدان ديد تحت عنوان زاويه ديد بيان گردد. طبق اين گفته زاويه ديد شماره 1 محدوده دره نعل اشكن و منتهي اليه جنوبي گسل سپيدار، زاويه ديد شماره 2 محدوده پرتگاه منحني بزرگ (پرتگاه جنوبي تر) و زاويه ديد شماره 3 محدوده پرتگاه منحني كوچك (پرتگاه شمالي تر) را در بر مي گيرد.

 

تصوير 49: عكس از دره نعل اشكن با نگاه به سوي جنوب غرب. حرف V بيانگر دره و خط چين قرمز خط اثر احتمالي گسل سپيدار كه در زير مواد آواري (آبرفتي و كوهپايه اي) قرار دارد، مي باشد. در حقيقت دره نعل اشكن بدليل عملكرد گسل سپيدار ايجاد شده است. كادر مستطيلي شماره 1 قسمتي از منتهي اليه جنوبي گسل سپيدار كه دوباره رخنمون شده است را در بر دارد. تصوير 50 اين كادر مستطيلي را نشان مي دهد.

تصوير 50: عكس از قسمتي از منتهي اليه جنوبي گسل سپيدار كه دوباره رخنمون شده است (نگاه به سوي جنوب غرب). همانطور كه مشاهده مي گردد گسل سپيدار سبب قرار گرفتن سازند آسماري-جهرم در كنار گروه بنگستان بدون سازند مياني پابده-گورپي شده است.

تصوير 51: عكس از پرتگاه بزرگ منحني شكل سپيدار (پرتگاه جنوبي تر) با نگاه به سوي شرق. حرف W در سه نقطه به اين پرتگاه يا ديواره سرتاسري كه بر اثر عقب نشيني ديواره گسلي سپيدار ايجاد گرديده اشاره دارد.

تصوير 52: عكس از پرتگاه منحني كوچك (پرتگاه شمالي تر) و رخنمون سطحي گسل سپيدار در منتهي اليه شمالي با ديد به سوي شمال غرب. حرف W به پرتگاه منحني كوچك حاصل از عقب نشيني ديواره گسلي سپيدار اشاره دارد. كادر مستطيلي 1 محدوده نشان داده شده در عكس تصوير 53 مي باشد.

تصوير 53: عكس از  منتهي اليه شمالي  گسل سپيدار با نگاه به سوي شمال غرب. خط اثر گسل با خط مشكي كه حرف F بر بالاي آن نوشته شده ترسيم گرديده است. پاره خط كوچك كه كنار آن حرف s گذاشته شده نشان دهنده امتداد لايه ها (طبقات) و پاره خط عمود منصف آن كه در كنار آن حرف d گذاشته شده نشان دهنده جهت شيب طبقات مي باشد. اگر چه هر دو طرف گسل از جنس آسماري-جهرم اند، اما امتداد و جهت شيب طبقات در دو طرف گسل بر اثر جابجايي هاي ناشي از عملكرد گسل، با يكديگر متفاوت مي باشند.

تصوير 54: عكس از گسل هاي فرعي منشعب شده از گسل اصلي سپيدار با نگاه به سوي جنوب غرب. اين گسل ها با كلمه Minor fault و گسل اصلي سپيدار با كلمه Main fault نشان داده شده است. همانطور كه مشاهده مي گردد امتداد گسل هاي فرعي به صورت زاويه دار با امتداد گسل اصلي قرار مي گيرند.

تصوير 55: عكس از آينه يكي از گسل هاي فرعي سپيدار. سطح صاف، آينه گسل است و در اطراف آن سنگ ها به شدت خرد شده اند. خرد شدگي سنگ ها به دليل جابجايي در امتداد صفحه گسل اتفاق مي افتد. اين جابجايي نيروي عظيمي ايجاد مي كند كه خرد شدن سنگ ها را سبب مي گردد.

ادامه دارد......

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/07ساعت 14:18  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  |