تبليغاتX
گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

ابرها ( آذران حميدي)

کومولوس (پشته اي) Cu

ابـرهاي ضخيم با پيشرفت عمودي هستند که به اصطلاح علمي در ارتفـاع عمق دارند. سطح بالاي آنها برجستگي مدوري به شکل کپه، گنبد، ابنوه پنبه و يا گل کلم داشته و در قسمت قاعده، تقريبـاً افقي مي‌باشند. اگر قسمت زيرين اين ابـرها به يکديگر برسند يک سطح کاملاً صاف را تشکيل مي‌دهند. منتهي حد گروه کومولوس حقـيقي همان  قاعده آن است. يعني در قسمت بالا و پـايين محـدود و مشخص است. با اين حال ابـرهايي هم ديده مي‌شـوند که شـبيه کومولوس درهم و برهم هستند و قسمت‌هاي مختلف آنها دائماً در تغييـرند. اين ابـرها به نـام (فراکتوکومولوس) نـاميده مي‌شـوند.

يک نمونه کامل کومولوس، ابـري است که درهواي روشن زيـاد مي‌شود. از آنجا که در پيدايش بـيشتر ابـرهاي کومولوس،گرم شدن سطح زمين نقش دارد، اينگونه ابـرها روند دگرگوني شبانه‌روزي دارند و علت پيـدايش آنها جريان‌هاي روزانه هم برداري است. هنگامي که خورشيد به آنها مي‌تابد، وسط ابـرها خيلي روشن و اطراف آنها تاريک نمايان مي گردد.بر عکس،اگر در مقابل خورشيد قرار گرفته باشند وسط آنها تاريک ودورشان خيلي روشن به نظر مي‌رسد.کومولوسها معمولاً در صبح ظاهر مي شـوند و در طول روز به تدريج زياد شده،حداکثـر رشد آنها در ساعات اوليه بعدازظهر،در روي خشکيها  صورت مي گيرد و در آغاز شب از بين مي روند.در رشد اين ابـرها تفاوتهاي محلي نيز دخالت دارد. ابـرهاي کومولوس بـيشتر  بر روي شنزارها، مزارع خشک و شهرها  تشکيل مي‌شود ، در حاليکـه  روي جنگلها و درياها بدليل سردي نسبي سطح اين نواحي، رشـد آنها  ضعيفتر است.هنگامي که ميزان نـم و حرکات بالا روي هوا زياد نيست،اين ابـر نـشانه خوبي هواست.در حالت عکس،در طول روز به تدريج به حجم ابـر افزوده شده گاهي رگبار و آشفتگي همراه دارد.

کومولونيمبوس (کوه رعد وبرق) Cb

کومولونيمبوس‌ها توده‌هاي ضخيم و انبوه ابـر هستند که از فراز، توسعه زيـادي يافته و قله کپه‌اي شکل آنها به شکل کوه يا برج بلند مي شـوند.

قسمت بالايي آنها اليافي بوده و گاهي اوقات به شکل سندان در مي‌آيند ولي قاعده اين ابـر شبيه نيمبواستراتوس بوده و غالبـاً از ابـرهاي پراکنده طبقه پـايين به وجود مي‌آيد و به قسمي که قاعده آن معمولاً بر روي ابـرهاي کم فراز پـاشيده از هم به نـام فراکتوستراتوس و فراکتوکومولوس قرار دارد. ولي هنگامي که يک کومولونيمبوس تمام صحنه آسمان را مي‌پوشانـد، فقط مي‌توان نيمبواستراتوس را مشاهده نمود.کومولونيمبوس‌ها در واقع ضخيم‌ترين نوع ابـرها هستند که از پـايين رنگي کاملاً تيـره دارند. پايه آنها در ارتفـاع 300 تا 600 متري واقع مي‌شود و رأس آن تا ارتفـاع 12000 متري ادامه دارد. سطح زيرين اين ابـرها صاف است ولي رأس آنها وضعي کاملاً آشفته دارد. در طبقات بالاي ابـر، در منطقه بـادهاي سريع، مقداري از ابـر در جهت باد به صورت زبانه‌اي از ابـرهاي سيروس به جلو رانده مي‌شود بطوري‌که نهايتـاً شکل سندان به خود مي‌گيرد. ازابـرهاي کومولونيمبوس، معمولاً بـارش بـاران و برف‌هاي شـديد حاصل مي‌گردد و غالبـاً رگبارها، تگرگ‌ها توليد مي‌شوند و به همين دليل به ابـرهاي رگباري نيز موسومند. رعـد و برق از خصوصيات اين ابـرهاست و به همين دليل ابـرهاي کومولونيمبوس را توفان‌هاي تندري هم مي‌گويند.

اگر تمام ابـر ديده نـشود، بارش رگبار حقيقـي کافي است که آن را ازکومولونيمبوسها به شمار آوريم. به طور کلي مي توان گفت که فراز هر يک از انواع اين ابـرها در فصول گرم سال بيشتر از فصول سرد است و حتي در يک فصل معين، بلندي آن در نقاط گرمسير زيـادتر از نواحي سردسير مي باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 12:41  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ابرها ( آذران حمیدی)

سيرواستراتوس Cs

سيرواستراتوس به مثابه پرده‌اي نازک و سپيد است. هنگامي که ماه و خورشيد را از وراي آن مشاهده مي‌کنيم، قرص آنها پيدا بوده، نـامشخص نيست و هاله‌هاي ماه يا خورشيد را توليد مي‌نمايند. علت آن هم اين است که از قطرات مايع بوجود نيامده، بلکه از ذرات ريز يخ تشکيل يافته است که خاصيت شکست نور دارند.گاهي اوقات کاملاً پراکنده مي‌شـوند و به آسمان رنگ شيري يا مات مي‌دهند و برخي اوقات کم و بيش متمايز مي‌باشند و ساختمان رشته‌اي را با تارهاي به هم خورده نشان مي‌دهند.

هنگام روز، وقتي که خورشيد بالاي افق باشد، شکل آن بکلي محو است و منظره آسمان در اين موقع شبيه آن است که پرده سپيد نازکي روي آن  کشيده باشند ضخامت اين پرده به حدي کم است که مانع سايه انداختن اشيا برروي زمين نمي‌گردد.يعني با وجود ابـري بودن هوا، سايه هم وجود دارد و علت آن فقط به واسطه نازک بودن قشر ابـر اسـت.تغييـر رنگ‌هايي که درباره ابـرهاي سيروس گفته شد، تا حدي در سيرواستراتوس‌ها نيز مشاهده مي‌گردد. سيروس‌ها پس از گسترده شدن به صورت سيرواستراتوس در مي آينـد و نشانگر وجود رطوبت در همان لايه تشکيل ابـر مي‌باشند.

سيرو کومولوس Cc

سيرو کومولوس‌ها ابـرهايي هستند به شکل طبقه يا ورقه‌هاي سپيد و يا توده‌هاي کروي بسـيـارريز، بدون سايه که در يک جا مجتمع و يا بصورت رشته درآمده‌اند و بـيشتر اوقات شبيه شن‌هاي کنار دريا داراي امواج کوچک مي باشند که بصورت دانه دانه و يا موجي مرتب شده ديده مي‌شـوند.اين ابـرها عموماً از بلورهاي يخ تشکيل شده و قطرات آب موجود در آنها بسيار کم است و در ارتفـاعات بالا فرم مي‌گيرند و نشانه وجود آنها، حرکات عمودي شـديد در همان ارتفـاعي است که بوجود آمده‌اند اين ابـرها معمولاً از تجزيه و تخريب ابـرهاي سيروس و استراتوس بوجود آمده که هر دو نوع ابـر ياد شده، غالبـاً به سيرو کومولوس تبديل مي‌شـوند و در چنين موردي، قطعات متغييـر در بعضي از جاها، در قسمتي از صحنه آسمان، شکل پر مانند (ريش ريش) خود را حفظ مي کنند.سيروکومولوس حقيقي را نبايد با آلتواسترتوس‌هاي کوچک که در حاشيه آلتواسترتوس ظاهر مي‌شـوند اشتباه کرد. اين گونه ابـر، پيش از فرا رسيدن هواي بد و آشفته به همراه ابـرسيـروس و يا پيش از حدوث توفان و آشفتگي  شـديدمي‌شود .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 13:26  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ابرها ( آذران حميدي)

ابرها

اگر فرايند تراکم در ارتفـاع بالاتر نسبت به سـطح زمين صورت بگيرد،ابـررا به وجود مي آورد.ابـرهابه شکل هاي مختلف و در ارتفـاعات مختلف اتمسفر ديده مي شـوند وگوناگوني آنها نتيجه شدت وسرعت تراکم است.در تعريف ديگري مي توان اين گونه بيان کرد که عامل رطوبت جو، بخار آب است  که نـامرئي است ودر فضاي جوي هميشه به مقدار کم يا زياد، بخار آب وجود دارد. تبخير سـطحي آب زمين و درياها،آب‌هاي جاري، تنفس جانداران و غيره، منابع اصلي بخار آب در هوا مي باشند. ابـرها از تغييـر شکل بخار آب به وجود مي‌آيند.توده‌هاي هوا، هنگام صعود به نسبت افزايش فراز، دماي خود را از دست مي‌دهند، لذا بخار آب موجود در توده جوي، غليظ و متـراکم گشته، براثرعمل چگالش (کندانساسيون) ابـرها تکوين مي‌يابند. پس اختلاط توده هواي گرم نم‌دار با يک توده هواي سرد موجب پيدايش ابـرها مي‌گردد.ابـرها خود عاملي هستند که اگرچه خود عامل تغييـرات هوا نيستند ولي معلول و نشانه‌هاي تغييـرات جوي هستند و چنانچه اين شانه‌ها به خوبي شناخته شوند مي‌توان براي چندين ساعت آينده پيش‌بيني‌هايي انجام داد.

تقسيم بندي ابـرها

اگر صعود هوا آرام صورت بگيرد، فرآيند تراکم نيز ملايم است و ايجاد ابـرهاي پوششي وگسترده مي‌كند که به ابـرهاي پوششي معروفند، امـا اگرصعود هوا سريع و ناگهاني باشد يا هوا خيلي ناپايدار شود ابـرهاي گل کلمي شکل به وجود مي‌آيد که به طور کلي آنها را ابـرجوششي مي‌نـامند. اين نوع ابـرها از بالا به قبه‌هاي پنبه‌اي شباهت دارند. در هر دو مورد چون تراکم در لايه‌هاي پائين ابـر بـيشتر است، غلظت ابـرها درلايه‌هاي پائيني از قسمت‌هاي بالايي  بـيشتر است؛ در نتيجه، قسمت‌هاي پائين ابـرها يا ابـرهاي تشکيل شده در ارتفـاع پائين، آبـدارتر از ابـرهاي تشکيل شده در ارتفـاعات بالاتر هستند.علامت مشخصه ابـرهاي پوششي،گسترش افقي آن‌هاست که ممکن است به چندين هزار کيلومترمربع برسد و بوضوح بر گسترش  عمودي آنها غالب آيد. اين ابـرها از نظر شکل ظاهرچندان تفاوتي با يکديگر ندارند و به طور کلي روشن و خاکستري رنگند و هميشه از صعود آرام هوا تشکيل مي‌شـوند.ابـرهاي جوششي، بر خلاف ابـرهاي پوششي، گسترش افقي ناچيز دارند. اينگونه ابـرها از ستون‌هاي مجزا، منفرد و داراي گسترش عمودي تشکيل مي‌شـوند و انواع گوناگوني از شکل‌هاي حد واسط را بين ابـرهاي کم رشد تا ابـرهاي برجي شکل شامل مي‌شـوند. رشد عمودي اين ابـرها به ناپـايـداري لايه‌هاي جو بستگي دارد. در هر حال، شرايط اوليه ايجاد آنها،  وجود لايه‌هاي ناپايدار در اتمسفر است که حرکت صعودي هوا را امکان‌پذيـر مي‌كند .معيار ديگر براي تقسيم بندي ابـرها، ترکيب آنهاست. ابـرها ممکن است از قطرات آب، بلورهاي يخ يا مخلوطي از هر دو تشکيل شده باشند. ابـرهاي مايع، ظاهري متراکم و حاشيه‌اي مشخص دارند، در حالي که ابـرهاي يخي ،ساختاري نا متراکم و رشته اي، به شکل الياف،دارند و حاشيه آنها مات و نـامشخص است.

راه ديگر براي تقسيم بندي ابـرها،ارتفـاعي است که پايه ابـر(پائين ترين قسمت آن)در آن قرار گرفته است. ازاين لحاظ، ابـرها به چهار دسته تقسيم مي‌شـوند:

  ابـرهاي بالا 

  ابـرهاي مياني

  ابـرهاي پائين (ابـرهاي پائين که اصولاً ابـرهاي پوششي هستند)

البته موقعيت ارتفـاعي ابـرها به عرض جغرافيايي نيز بستگي دارد.

انواع ابـرها :

ابـرهاي پوششي

ابـرهاي بالا (بلند):

ارتفـاع پايه ابـرهاي  بالا که عمومـاً سيروس نـاميده مي‌شـوند، به حدود 6000 -12000 متر مي‌رسد. انواع مهم اين ابـرها عبـا رتند از سيروس، سيرواستراتوس و سيروکومولوس. از آنجا که اين ابـرها در طبقات بالاي جو تشکيل مي‌شـوند، رطوبت خيلي کمي دارند، و در نتيجه، چندان ضخـيم و متراکم نيستند و اغلب سـايه ندارند. اينگونه ابـرها در هيچ موردي بارش ايجاد نمي‌کنند. (لازم به ذکر است که ارتفـاع اين نوع ابـرها در نواحي عرض جغرافيايي مياني  بيش از 5000 متر و در عرض‌هاي بالا بيش از 3000 متر است)

 ابـرهاي مياني :

ارتفـاع پايه اين ابـرها از 1800 -4500 متر است و انواعي از هر دو گروه ابـرهاي پوششي و جوششي را شامل مي‌شـوند. در نـامگذاري آنها عموماً پيشوند آلتو(Alto) به کار مي‌رود. در انواع نازک آنها بلورهاي يخ و در انواع ضخيم آنها در بالا بلور يخ و در پائين قطرات آب وجود دارد. انواع عمـده اينگونه ابـرها عبارتند از: آلتوکومولوس و آلتواستراتوس.

 ابـرهاي پائين:

پايه اين ابـرها از سـطح زمين تا ارتفـاع 2000 متري مي‌رسد  .اين ابـرها عموماً از ورقه‌هاي مسـطح و يکدست تشکيل شده، در گروه ابـرهاي استراتوس  قرار دارند. از انواع عمده آنها مي‌توان استراتوس، استراتوکومولوس و نيمبواستراتوس را نـام برد.

سيروس Ci

سيروس‌ها، ابـرهايي با لايه‌هاي نازک و رقيق و مجزا با ظاهرظريف، مانند پنبه محلوج و بدون سـايه هستند. به شکل زلف يا پر و الياف جدا از هم ظاهر آن براق بوده، مثل ابـريشم مي درخشند. سيروس‌ها به اشکال مختلف مانند دسته‌هاي مجزا - خطوط کشيده در آسمان – شاخه‌هاي پر مانند - خطوط منحني که به دسته ختم مي‌شـوند (دم اسبي) و رشته رشته ظاهر مي‌گردند و در بسـياري موارد، حالت ريسماني پيدا مي‌کنند که همگي اينها نشانه سرعت زياد هوا در ارتفـاعات بالا است. چرا که ابـرهاي سيروس مرتفع‌ترين نوع انواع ابـرها هستند.

بدليل ارتفـاع زياد و نتيجه دماي پائين اين نوع ابـرها از ميله‌هاي يخ بلوري سوزني و ورقه هاي نازک يخ تشکيل يافته اند و قطرات آب در آنها ديده نمي‌شود .

شفافيت آنها بواسطه شيوع و تفرق اين نوع بلورهاست و معمولاً هنگامي که از جلوي خورشيد عبور مي‌کنند، از درخشندگي آنها کاسته مي‌شود .ضخامت آنها از چند متر تا 300 متر مي‌رسد و غالبـاً بصورت نوارهايي در مي‌آيند که مثل خطوط دواير نصف النهاري، گنبد آسمان را قطع مي نمايند. انتهاي اين خطوط چنان به نظر مي‌رسد   که در يک نقطه يا دو نقطه در افق به هم مي‌رسند. براي تشکيل اين نوارها غالبـاً ابـرهاي سيرواستراتوس و سيرو کومولوس شرکت دارند. سيروس‌ها به طور عموم  ابـرهاي سپيد رنگي هستند که قبل از که کمي قبل از طلوع خورشيد به رنگ گلي يا قرمز تند ديده مي شـوند و پس از غروب خورشيد، به رنگ گلي و بعداً خاکستري به نظر مي‌رسند.وجود آنها در آسمان لزوماً به معناي ايجاد ناپايداري بر روي سـطح زمين نيست. تنها ابـر سيروکومولوس نشانه نزديک شدن جبهه گرم بوده که معمولاً پس از ظهور ابـر در آسمان بسته به سرعت حرکت جبهه، در سـطح زمين بارندگي آغاز مي‌گردد.

ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 8:56  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

علم كوه

علم‌کوه نام كوهي با ارتفاع قله ۴۸۵۰ متر است که در منطقه تخت سليمان کشور  ايران  واقع شده‌است. قله علم کوه پس از دماوند دومین قله مرتفع ایران به شمار می‌رود. بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره‌ایست که در دامنه شمالی آن واقع است و دارای فنی‌ترین و سخت‌ترین مسیرهای سنگنوردي و ديواره نوردي در ايران است. این ديواره در ایران، جایگاهی مانند كي ۲ در جهان را داراست.

موقعیت جغرافیایی:رودبارك و كلاردشت نزدیکترین شهرها به این منطقه در استان مازندران هستند. جبهه جنوبی نیز این کوه مشرف به طالقان است.

 

دیواره علم‌کوه

در جبهه شمالی این قله دیواره‌ای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیواره‌های دنیا به شمار می‌رود. منطقه علم کوه دارای ۴۷ قله بالای ۴۰۰۰متر است که به «آلپ ایران» نیز معروف است. بر روی دیواره علم کوه مسیرهای متعددی باز شده که می‌توان به مسیر ۴۸ و ۵۲ لهستان، گرده آلمانیها، هاری رست و... اشاره کرد.

پرافتخارترین صعودها

 سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ را می‌توان اوج تحول دیواره نوردی ایران نامید. در این سال‌ها بود که بزرگانی چون زنده یاد حسین طالبی مقدم و دیگر کوهنوردان همدانی توانستند رکوردهای صعود دیواره را به طرز بسیار چشمگیری پایین آورده و نهایتاً رکورد عجیب و دست نیافتنی ۳ مسیر در یک روز را به یادگار بگذارند. از دیگر شاهکارهای صعود این دیواره , باز کردن مسیر همدانی‌ها ۶۷ در ۶ ساعت توسط حسین طالبی مقدم است. همچنین صعود سلو حسن نجاریان در سال ۱۳۷۳ از مسیر هاری روست.

 منبع : ويكي پديا

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/14ساعت 15:1  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

اميد اكبرزاده شيرازي (عكاسي 1)

عکاسی 1

 معمولا یک عکس خوب به عکسی گفته می شود که

1-     واضح باشد ، یعنی خوب فوکوس شده باشد .

2-     نوردهی مناسبی داشته باشد ، یعنی با تنظیم دقیق سرعت شاتر و دریچه دیافراگم ( و عوامل دیگر از جمله زمان عکاسی – زاویه نسبت به سوژه و خورشید  و ... )  و رابطه این دو عکسی گرفته شود که در آن نور کم ( تاریک ) و یا نور زیاد ( روشن ) نباشد . در عکسهای رنگی کم یا زیاد بودن نور باعث تغییر در رنگ اجسام خواهد شد .

3-     ترکیب بندی خوبی داشته باشد . این مورد بیشتر به مقوله هنر عکاسی توجه دارد .

4-     صد البته چاپ خوب نقش بسزایی در کیفیت و نتیجه عکاسی خواهد داشت که به این مقوله در اینجا پرداخته نخواهد شد .

پر واضح است بسیاری از عکاسان آگاهانه عکسهایی می گیرند که در آن هر یک از این عوامل تغییر می کند مثلا قسمتی هایی از عکس از حالت فوکوس خارج می شود و یا عمدا نوردهی عکس تغییر می کند .  به عنوان مثال نوردهی زیاد در عکس پرتره به سوژه حالتی لطیف تر می دهد .

امروزه در بسیاری از دوربین ها عمل فوکوس و تنظیم نور بصورت خودکارانجام می شود این اعمال توسط حسگرهای بسیار پیشرفته صورت می گیرد و معمولا نتیجه مورد قبول بسیاری از عکاسان ( خصوصا عکاسان مبتدی ) قرار می گیرد .

پس اگر دوربینی در دست دارید که نتیجه عمل حسگرهای آن در بسیاری از موارد ، مورد قبول شماست برای اینکه عکسی خوب ، تاثیر گذار  و . . . بگیرید که دیگران هم از دیدن آن لذت ببرند و مدت طولانی نظاره گر آن باشند بهتر است که ترکیب بندی را به خوبی یاد گرفته و در عکستان اعمال کنید چرا که هیچ دوربین این عمل را برای شما انجام نخواهد داد .

امروزه بسیاری از عکاسان ، عکس خود را با نرم افزارهای بسیار پیشرفته روتوش می کنند و معمولا این امکان هست که ترکیب بندی و بسیاری از عوامل دیگر نظیر نور و رنگ و حتی وضوح عکس تغییر کند . ( این عمل بسیار وقت گیر و نیاز به آشنایی بالا با نرم افزارهای پیشرفته  دارد ) .

اما هیچ عاملی جایگزین عکسی که با صرف وقت و حوصله و دقت گرفته شده باشد را نمی کند .معمولا  برای گرفتن یک عکی خوب باید وقت گذاشت و یک عکس خوب اتفاقی گرفته نمی شود بسیاری از عکاسان ورزشی و مستند و اجتماعی  با کوله باری از تجربه سالهای زیاد و بعضا با گرفتن عکسهای متوالی و زیاد به یک نتیجه مطلوب می رسند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 12:21  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

سپيدار كوه پيچ و تاب دار قسمت آخر(احسان اقبالپور سرپرست تيم پژوهشي كوهياران پارس)

۶-2- چرخش ساختاری:

 در منتهی الیه شمالی، گسل سپیدار به یال شمالی تاقدیس از جنس آسماری- جهرم ختم می شود. حرکت راستگرد گسل در این یال به صورت چرخش لایه ها خود را نشان داده است. در اینجا یال شمال شرقی بخش 1 با امتداد شمال غربی-جنوب شرقی، با یک چرخش، به یال شمالی بخش 2 با امتداد شرقی-غربی تبدیل می گردد. این چرخش بدون شک تحت تأثیر گسل سپیدار در عمق بوقوع پیوسته است. 

 

تصوير 56: تصوير ماهواره اي كوه سپيدار. كادر مستطيلي شماره 1 محدوده تصوير 57 را نشان مي دهد. به موقعيت شهر ميمند توجه كنيد (برگرفته شده از Google earth).

تصوير 57: تصوير ماهواره اي از مرز ميان دو بخش 1 و2 كوه سپيدار كه همان زون گسلي سپيدار مي باشد. گسل سپيدار كه در قسمت قبل معرفي گرديد به طرف شمال ناپديد گشته و تأثيرات حركتي آن به صورت چرخش لايه ها نمود پيدا مي كند. اين چرخش در يال شمالي كوه سپيدار حدفاصل دو بخش 1 و2 اتفاق افتاده و در تصوير به صورت يك خط منحني آبي رنگ نشان داده شده است. زاويه شماره 1 به زاويه ديد عكس برداري كه اين چرخش را ثبت كرده، اشاره دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 11:54  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

سپيدار كوه پيچ و تاب دار - قسمت 2 ( احسان اقبال پور سرپرست تيم پژوهشي كوهياران پارس)

تصویر 33: عکس از ادامه خط الرأس (نگاه از روی قله به سوی شرق). مسیر به صورت خط قرمز منقطع نشان داده شده است. چرا که پستی و بلندی یا به عبارتی تورفتگی و برجستگی های فراوان در این قسمت از خط الرأس سبب مشخص نبودن مسیر به صورت کامل با این زاویه عکسبرداری گردیده است. نقطه 1 نشان دهنده نقطه ای با همین شماره (1) در تصویر بعد (34) می باشد.

 

تصویر 34: عکس از محل تقاطع خط الرأس و دره با نگاه به سوی شرق. بر روی این عکس جهت پیمایش به صورت فلش با رنگ قرمز نشان داده شده است. نقطه 1 محل همان نقطه 1 در تصویر قبل است. نقطه 2 محل نقطه ای با همین شماره در تصویر بعد است. این دره عمیق که خط الرأس را قطع کرده و ارتفاع آن را کاهش داده در میانه عکس با زاویه ای بسته مشخص است. حرف v با سه خط به این دره با امتداد شمالی-جنوبی اشاره دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/07ساعت 14:18  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

سپیدار کوه پیچ و تاب دار- قسمت اول ( احسان اقبال پور سرپرست تيم پژوهشي كوهياران پارس)

به نام خدا 

سپیدار کوه پیچ و تاب دار

1- مقدمه:

          رشته کوه زاگرس با گستردگی طولی بیش از 1700 کیلومتر و عرض 300 تا 500 کیلومتر، سرزمین چین خورده ای است که در آن صدها چین بزرگ و کوچک سبب ایجاد کوههایی شده اند که علی رغم شباهتهای ساختاری با یکدیگر، ویزگیهای منحصر به فرد و خاص خود دارند. زاگرس فارس به عنوان بخش پهناوری از زاگرس، شامل کوههایی با ارتفاع 1000 تا 3000 متر، و خط الرأس های طویل و عرض هایی نسبتاً کم می باشد که تقریباً همه از نظر ساختاری تاقدیس و تعداد کمی نیز ناودیس بالا آمده هستند. فاصله بین کوهها عمدتاً دشتهای ناودیسی می باشد. تاقدیس ها و ناودیس های زاگرس فارس سیماهای ساختاری بسیار متنوعی دارند که هر یک دارای ارزش تحقیقاتی فراوان از دیدگاههای مختلف می باشند. یکی از کوههای مهم زاگرس فارس کوه سپیدار است که از نظر زمین شناسی، تاقدیسی با محور طویل می باشد و ویژگیهای ساختاری خود را دارد.

         در اين مقاله، سپیدار از دیدگاه ساختاری تشریح خواهد شد. برای علاقه مندانی که مایل به همراهی با این بحث می باشند، پیش از هر چیز، یک مسیر صعود عادی به خط الرأس این کوه طویل معرفی گردیده است. معرفی مسیر بیشتر به هدف باز شدن پای علاقه مندان به شناسایی و تحقیقات طبیعی در کوه سپیدار انجام شده است. بدون شک درک مطالب متنوع از سیمای طبیعی کوه سپیدار با دیدگاههای مختلف، مستلزم گشتن و دقت کردن و کوهپیمایی در مسیرهای متعدد و مختلف این کوه زیبا می باشد. گروه پژوهشی کوهیاران پارس پیشاپیش از همه علاقه مندان به دقت و بررسی در طبیعت زاگرس، جهت همکاری به گرمی استقبال می کند.

2- موقعیت جغرافیای:

          کوه سپیدار در مرکز استان فارس واقع شده است (تصویر 1). از نظر تقسیمات کشوری مرز طبیعی سه شهرستان شیراز، فیروزآباد و جهرم را تشکیل می دهد. با دقتی بیشتر و نگاهی نزدیکتر، دامنه های شمالی این کوه در بخش کوار شهرستان شیراز، دامنه های جنوبی در بخش میمند شهرستان فیروزآباد و انتهای جنوب شرقی آن در بخش خفر شهرستان جهرم واقع گردیده است. برای مشاهده قلمرو شهرستان های استان به نقشه تقسیمات کشوری ایران با مقیاس 1:2,500,000 تهیه شده توسط سازمان نقشه برداری کشور مراجعه شود.

          از نظر جغرافیای طبیعی، سپیدار در رشته کوه زاگرس قرار دارد (تصوير 2). با نگاه زمین شناسی ساختاری، سپیدار در زاگرس چین خورده ساده، زیر واحد زاگرس فارس واقع گردیده است. در تصویر 3 موقعیت سپیدار در واحد ساختاری زاگرس فارس نشان داده شده است.

تصویر 1: موقعیت سپیدار در استان فارس که به صورت یک کادر مستطیلی نشان داده شده است (نقشه برگرفته شده از اطلس Encarta).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 15:58  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

نیازمندیهای ریز مغذی در ارتفاعات بلند

 

نیازمندیهای ریز مغذی در ارتفاعات بلند

 

  

هنوز هیچ مدرک قانع کننده ای که نشان دهدمصرف ویتامین ها دركوهنوردان(خصوصا در افرادی که در کوه پیمایی طولانی در ارتفاعات بلند شرکت میکنند) وحتي آنهايي كه انرژی کافی دریافت می کنندچه تاثيري دارد دردست نیست. با این حال آنتی اکسیدان هایی مثل ویتامینE و ویتامین های گروه B که به آزاد کردن انرژی کمک می کنند مورد توجه قرار گرفته اند. ویتامین های گروه B که در آزاد کردن انرژی از غذا نقش دارند عبارتند از :تیامین،ریبو فلاوین و نیاسین.  بنابر این در كوهنوردي نیاز به انرژی پایه افزایش يافته و طبعا نیاز به این ویتامینها نیز افزایش خواهد یافت. چنین به نظر می رسد که چنانچه فردی دریافت غذای بالاتری داشته باشد بصورت خودبخود ویتامینهای گروه B را نیز بیشتر دریافت خواهد کرد.در حالی که بصورت تئوری عدم تکافوی ویتامینهای گروه B در ارتفاعات بلند با افزایش نیاز به ریز مغذی ها نشان داده شده است. دراكثر متون ونشریات علمی از نقش رادیکالهای آزاد و انتی اکسیدانها در بهبود وضعیت سلامت خبر می دهند . فاکتورهایی که می توانند منجر به افزایش رادیکالهای آزاد گردند عبارتند از مصرف سیگار ، الکل و اقامت در ارتفاعات بلند، قرار گرفتن در معرض ارتفاع باعث افزایش در میزان دریافت اشعه ماوراء بنفش ، افزایش استرس ناشی از کاهش فشاراکسیژن و افزایش سرعت متابولیسم می شود . ویتامین E یک آنتی اکسیدان است که زیانهای ناشی از رادیکالهای آزاد را کاهش می دهد . آزمایش هایی در حال حاضر وجود دارند که میزان آسیب به DNA را در هر روز نشان می دهد . این آزمایشها میزان آسیب ناشی از رادیکالهای آزاد اکسید اکتیو اکسیژن را به DNA در خلال ورزش تخمین میزند .مطالعات زیادی وجود دارند که نشان می دهد فعالیت فیزیکی شدید و ورزش توام با استرس باعث آسیب به DNAمی شود. این مطالعات همچنین نشان می دهند که استرس منجر به کاهش آنتی اکسیدانها در بدن می شود.و مشخص است که اثر آنتی اکسیدانها در جهت غلبه بر آثار سوء رادیکالهای آزاد اکسیژن اعمال می شود.به هر صورت اگر شما با فعالیت بدنی سعی در افزایش استقامت دارید در حقیقت در جهت افزایش آنتی اکسیدانها و کاهش آثار مخرب رادیکالهای آزاد قدم بر می دارید در عوض بی تحرکی باعث کاهش حفاظت در مقابل رادیکالهای آزاد می شود. اکثر مطالعات هیچ نقشی را برای افزایش عملکرد افراد بدنبال مصرف ویتامین E (در کوهنوردانی که بالاتر از مقادیر مورد نیاز ویتامین Eمصرف مي كنند)قائل نیستند . به هر صورت مکمل ویتامین E در کوهنوردانی که در بالای 6000 متر فعالیت می کنند باعث کاهش آثار مخرب رادیکالهای آزاد اکسیژن و باالطبع افزایش عملکرد فرد می شود که احتمالا تاثیرش را روی پراکسیداسیون لیپیدها می گذارد . و به طور خلاصه مطالعات متعددی نشان داده اند که مصرف مقادیر بیشتر از حد توصیه شده برای نیاز روزانه نقشی در میزان عملکرد ورزشکاران ندارد . منابع غنی از ویتامین E : روغنهای گیاهی غنی ترین منابع ویتامین E هستند مثل روغن آفتابگردان روغن زیتون . غلات فراوری نشده و آجیل نیز منابع خوبی هستند . منابع حیوانی مثل گوشت نیز از منابع غنی ویتامینE محسوب می گردد  . غذاهایی که غنی از آنتی اکسیدانها هستند : -      میوه جات و سبزیجات -      چای سبز و سیاه -      شراب قرمز -      آب انگور قرمز مواد معدنی (کلسیم ، مس ، آهن ، سلنیم ، روی ) غیر از آهن هیچ اطلاعاتی که از نیاز به مواد معدنی دیگر در ارتفاع حمایت کند وجود ندارد . در ارتفاع بالا فشار اکسیژن کاهش می یابد لذا میزان سنتز گلوبولهای قرمز توسط مغز استخوان افزایش می یابد تا ظرفیت حمل اکسیژن خون کاهش نیابد ، به همین دلیل است که طیف متنوعی از برنامه های پرورش ورزشکاران ارتفاع به افزایش ظرفیت حمل اکسیژن خون اختصاص می یابد . ثابت شده است که نقش آهن تسهیل در انتقال اکسیژن در خون و تحویل آن به سلولهای بدن است و بنابراین داشتن ذخایر کافی آن قبل از اقدام به کوهپیمایی جهت صعود به ارتفاعات بلندتر از2500متر و استفاده از مکملهای آهن در حد معقول و مورد نیاز بسیار مهم است. نشان داده شده که افرادی که ذخایر کافی آهن ندارند از تمرین در مناطق با ارتفاع متوسط سودی    نمی برند . اگر فکر می کنید مقدار آهن خونتان پایین است حتما سعی کنید آن را با مصرف مواد غذایی غنی از آهن جبران کنيد مگر اینکه مقدار آهن بقدری کم باشد که توصیه پزشکی مبتنی بر استفاده از مکمل های دارویی آهن داشته باشید . مقادیر بیش از حد مورد نیاز آهن برای بدن مسمومیت زا است لذا ورزشکاران معمولا بايد در حد معقولی آهن را همراه مولتی ویتامین مصرف می کنند که این مقادیر معمولا تحت قوانین و دستورالعمل های مسئولین و متخصصین تغذیه تیم های ورزشی است . گوشتها منابع غنی از آهن بصورت هم هستند در عوض غلات و سبزیجات غلاف دار سبز داری آهن بشکل non-haem هستند . جذب هم عالی است ولی آهن non-haem جذب پایین تری دارد . بهترین راه جذب آهن مصرف حداقل سه تا چهار بار گوشت قرمز (80 گرم ) در هفته می باشد و ماهی نیز داراي آهن به صورت كم مي باشد ولی کمتر از گوشت قرمز است . گوشت قرمز ، ماهی و ویتامین C جذب آهن منابع گیاهی را افزایش می دهند . مصرف آهن (غیر هم و هم) شامل آهن از منابع حیوانی و گیاهی و استفاده از آب پرتغال تازه همراه غذا(كه جذب آهن را بهبود می بخشد )مي باشد.

منبع : http://www.iranmountainmedicine.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 16:9  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

حادثه آناپورنا

حادثه آناپورنا

بخشی از کتاب
Extreme Alpinism: Climbing Light, High, and Fast. (The Mountaineers, 1999)
نوشته مارک توایت (
Mark Twight) و جیمز مارتین (James Martin)


اکتبر 1992 ژان کریستف لافای (Jean-Christophe Lafaille) و پیر بگین (Pierre Beghin ) تلاشی برای صعود مسیری جدید بر روی رخ عظیم جنوبی آناپورنا (8091 متر) انجام دادند. بعد از سه روز صعود طاقت فرسا بر روی طاقچه ای که از فاصله دور نیز دیده می شود، در ارتفاع 7300 متری به دنبال جایی برای شبمانی می گشتند. اما به جای طاقچه با یخی سخت و شیبی 70 درجه مواجه شدند. نمی توانستند برای چادرشان سکویی بتراشند و مجبور شدند شب را آویزان از طناب سینه هایشان به صبح برسانند. به دلیل وزش باد نمی توانستند چراغ خوراکپزیشان را روشن کنند و لاجرم آن شب سخت، طولانی، و تمام نشدنی را بدون غذا گذراندند.

روز بعد موفق شدند تا فاصله 150 متری قسمتهای ساده بالا دست صعود کنند تا اینکه طوفان شروع شد و ریزش پودر برف ادامه صعود را غیر ممکن ساخت. راه بازگشت را در پیش گرفتند. در حین بازگشت به دلیل فرسودگی و تحلیل قوایشان تا حدودی سر رشته کارها از دستشان خارج شده بود بطوریکه در فرودهایشان بسیار خطر می کردند. در یک نقطه پیر پیشنهاد کرد از یک پیچ یخ منفرد که طنابچه به دور مفتول آن محکم شده بود فرود بروند، اما ژان کریستف اصرار کرد که یکی از وسیله هایشان را برای پشتیبانی کار بگذارند.

دو فرود پایین تر پیر مشغول زدن کارگاهی شد که با فرود از آن به قسمتهای کم شیب تر می رسیدند. در حال مرتب کردن وسایل بر روی بدنش بود و آویزان بودن یک چکش و یک تبر یخ از بدنش مزاحم کارهایش می شدند. با بی حوصلگی تبرش را به طرف ژان کریستف دراز کرد که بر روی طاقچه کوچکی دور از کارگاه ایستاده بود. در آشفتگی و سردرگمی ناشی از خستگی، طوفان، و لزوم به فرود هرچه سریعتر، پیر وزن خود را بر روی یک میانی منفرد و بدون هیچ پشتیبانی دیگری قرار داد تا تبر را به ژان کریستف برساند. میانی کنده شد و پیر 1500 متر سقوط کرد و کشته شد. همراه خود 2 حلقه طناب و تمام وسایل فنی را نیز به پایین برد.

ژان کریستف با بهت سقوط او را می دید و مطمئن بود که پیر می تواند خود را نگه دارد: "با وجود اینکه شیب بسیار تند بود مطمئن بودم می تواند خود را نگه دارد". ژان کریستف می گوید: " هرگز این تصورم را فراموش نمی کنم." ناگهان ژان کریستف بر روی یکی از بلندترین دیواره های دنیا تنها مانده بود، در حالیکه هیچ چیز به همراه نداشت جز کوله ای تقریبا خالی، لباسهایش، یک جفت وسیله یخ، دو کارابین و یک اسلینگ.

به این نتیجه رسید که صعود غیر ممکن است. دست به سنگ و بطور طبیعی بر روی شیبهای ترکیبی نسبتا دشوار پایین آمد تا به آخرین محل شبمانیشان در ارتفاع 7000 متر رسید؛ جایی که یک رشته طناب 20 متری در آنجا داشتند. 48 ساعت در آنجا کز کرد تا از شدت طوفان کاسته شود. سپس در فواصلی که طوفان قطع می شد بصورت طبیعی یا فرودهای کوتاه شروع به پایین رفتن کرد. برای فرود با 20 متر طناب از هرچه به دستش می رسید به عنوان کارگاه استفاده می کرد. دیرکهای چادر را ابتدا استفاده کرد، دو تا دوتا آنها را تا جایی که می شد در شکافها می کوبید.

بند کرامپونهایش مرتب باز می شدند اما خسته تر از آن بود که بتواند آنها را رو به راه کند. یکی از کرامپونهایش باز شد و در سراشیبی ناپدید شد. یک لنگه پا فرودش را ادامه داد. 150 متر پایین تر به طرز معجزه آسایی کرامپونش را پیدا کرد که در برفهای نرم گیر کرده بود. در ارتفاع 6600 متری به ابتدای 150 متر طناب ثابت رسید. فقط 100 متر پایین تر مقداری غذا و سوخت انبار کرده بودند. قبل از آنکه به آنجا برسد ریزش یک تکه سنگ باعث شکستن دست راستش شد.

در حالیکه در ارتفاع 6500 متری درون کیسه خوابش خوابیده بود به این اندیشید که غلتی بزند و با سقوطش خود را از آن عذاب تمام ناشدنی برهاند. اما راز بقا بر این اندیشه غلبه کرد:"هنوز کمی از توانم باقی مانده بود و به خودم گفتم بگذار تا جایی که می توانم تلاش کنم."

از ارتفاع 6500 متری 200 متر از طنابها فرود آمد اما نه بیشتر چون به کمک یک دست و دندان بیرون کشیدن آن طنابهای یخزده برایش بسیار دشوار بود. از شیب 55 درجه یخی با تنها یک تبر فرود طبیعی خود را ادامه داد. طنابی که برای گذر از برفگسل جا گذاشته بودند یخ زده بود و هر چه کرد نتوانست آن را آزاد کند.

در پنجمین روز بعد از حادثه و 8 روز بعد از شروع صعودشان از برفگسل پایین آمد. در زیر کلاهک برفگسل و در حالیکه فاصله کمی تا بارگاه اصلی داشت کلاه کاسکتش را آزاد کرد، کوله اش را درآورد و به مدت نیم ساعت دراز کشید در حالیکه دائما با خود تکرار می کرد:" دیگر هرگز، هرگز در زندگی ام پا به کوه نمی گذارم."

بعد از دو سال استراحت و مداوا لافای کوهنوردی را دوباره و با حرارت آغاز کرد. شیشاپانگما را در سال 1994 صعود کرد و تراورس گاشربروم I به II را به صورت انفرادی در مدت 3 روز در سال 1996 به انجام رساند. او همچنان در آلپ فعال است و صعود های یخی و ترکیبی دشواری را به انجام رسانده است. او همچنان در مدرسه راهنمایان فرانسه مشغول به تدریس است.

[ژان کریستف لافای در ژانویه 2005 در حین تلاش برای صعود انفرادی ماکالو در زمستان کشته شد. م.]

 منبع:http://dastanekouh.blogspot.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 14:39  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

لاک پشت منقار کوتاه یا پوزه عقابی ( اميد اكبرزاده شيرازي)

 لاک پشت منقار کوتاه یا پوزه عقابی

Eretmuchelys imdricata

HawksbillTurtle  

پنج نوع از هشت نوع لاک پشت های دریایی که در جهان وجود دارد در آب های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می کنند.یک نوع از آنها لاک پشت پوزه عقابی  است که به شدت در خطر انقراض قرار دارد.
این لاک پشت در خلیج فارس از هم نوعان خود در جهان کمی کوچکتر و کم وزن تر است.طول متوسط لاک آنها بین 70 تا 80 سانتی متر،پهنای آن 60 تا 70 سانتی متر و وزن متوسط آنها 40 کیلوگرم است. (بزرکترین لاک پشت دیده شده در روستای شیب دراز حدود 110 سانتی متر طول و بیش از 100 کیلو گرم وزن داشته است.) درحیات وحش بین 30 تا 50 سال عمر می کنند،همه چیزخوارند  از گیاهان و حیوانات کوچک تغذیه می کنند مثل گیاهان دریائی ، اسفنج ها ، بی مهره گان ( بخصوص ماهیان ژله ای ) ، ماهی ها و خرچنگ های کوچک اما بخش عمده ای از تغذیه این لاک پشت ها را همان اسفنج ها تشکیل می دهند.به همین علت آرواره هایشان به شکل منقار عقاب درآمده است.آنها آب مورد نیاز را از موادی که می خورند به دست می آورند و نمک اضافی را از طریق غده های نمک که در گوشه عقبی چشمشان قرار دارد دفع میکنند.

تخم گذاری لاک پشت های پوزه عقابی زودتر از گونه های دیگر آغاز می شود.ماده ها هر دو تا سه سال یکبارآماده تخم گذاری هستند.از ابتدای فصل بهار تخم گذاری شروع و تا پایان فصل ادامه می یابد.آنها در فصل تخم گذاری معمولاً دو و گاهی سه بار به فاصله دو هفته به ساحل می آیند و عمل تخم گذاری را تکرار می کنند.
لاک پشت ها معمولاً شب به ساحل می آیند.نرها هرگز به ساحل زادگاهشان بر نمی گردند ولی لاک پشت های ماده پس از رسیدن به سن بلوغ(معمولاً پس از 30 سالگی) برای تخم گذاری به همان ساحلی بر می گردند که در آن زاده شده اند و به احتمال بسیار زیاد همه تخم گذاری های بعدی نیز در همان ساحل زادگاه صورت می گیرد.
لاک پشت ماده وقتی تصمیم به تخم گذاری می گیرد به ساحل آمده و پس از پیدا کردن مکان مناسب و امن با باله هایش شروع به کندن یک چاله می کند.عمق یک چاله حدود 40 تا 50 سانتی متر است.پس از آن شروع به تخم گذاری می کند و در طی نیم ساعت حدود 120 تخم می گذارد.در پایان کار روی تخم ها را با ماسه می پوشاند و به دریا بر می گردد.کل این فرآیند 2 تا 5/2 ساعت زمانی

 می برد.
نوزادها پس از 35 تا  75 (بسته به گرمای هوا ) روز از تخم بیرون آمده و با تلاش و زحمت فراوان خود را از میان شن و ماسه به بیرون می کشند.بچه لاک پشت ها موقع بیرون آمدن از تخم 5 سانتی متر طول دارند و وزن آنها کمتر از 20 گرم است.نوزادها بعد از بیرون آمدن از میان ماسه ها به طرف روشن ترین افق یعنی دریا حرکت می کنند.نورهای مصنوعی(شهر  و روستاها و...)می تواند آنها را گمراه کند و از مسیرشان منحرف شوند!مرغ ها و پرندگان دریایی،لاشخورها،خرچنگ ها و... از دشمنان بچه لاک پشت ها هستند و قبل از رسیدن به دریا ممکن است آنها را شکار کنند.حتی پس از رسیدن به دریا هم خطرات زیادی آنها را تهدید می کند و تنها عده کمی از بچه لاک پشت ها (حدود یک درصد آنها)به بلوغ می رسند و در سنین بعد از بلوغ تنها كوسه ها هستند كه به آنها حمله مي كنند.
کشتن این لاک پشتهای زیبا برای گوشت آنها ، تخريب زيستگاه به شكل ايجاد انواع آلودگي ها به خصوص آلودگي هاي نفتي و صنعتي، تغيير و تبديل سواحل، انواع مختلف بهره برداري نظير ايجاد تفرجگاه هاي ساحلي، جاده سازي، ايجاد سيستم هاي روشنايي همه و همه دست به دست هم داده و به صورت هاي مختلف زندگي لاك پشت هاي دريايي را تهديد كرده و جمعيت هاي آنها را به سوي انقراض سوق مي دهند.
لاك پشت منقار عقابي در آخرين طبقه بندي اتحاديه جهاني حفاظت IUCN در طبقه بحراني يا به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد.

این گونه کمیاب از اواخر اسفند ماه تا خرداد ما ه در سواحل شنی روستای شیب دراز در جزیره قشم تخم گذاری می کند و بچه ها از اردیبهشت ماه از تخم بیرون می آیند .خوشبختانه از آغاز سال 1379 تا کنون این گونه تحت حمایت سازمان محیط زیست قشم و مردم محلی قرار گرفته است که لازم است ازآقایان  بیژن فرهنگ دره شوری – هومن جوکار –  فدایی و سازمان محیط زیست قشم کمال تشکر را نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 13:20  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

تاكتيك های ديواره نوردی

تاكتيك های ديواره نوردی

صعود آزاد يا Free صعودی است كه به كمك گيره ها بر روی سنگ انجام می گيرد و ابزار تنها نقش حمايتی دارند.

صعود مصنوعی ( كمكی ) Aid صعودی است كه در حين صعود ابزار نقش تحمل وزن و جابجايی صعود كننده را بر عهده دارند.

در ديواره نوردی با توجه به منطقه ، درجه سختی ، كلاس كار و توان فرد از روش های زير استفاده مي شود :

 

تاكتيك محاصره ای

مسير از ابتدا ابزار گذاری و ترميم می شود . كارگاه ها ايجاد يا تقويت می شوند . در بخش عمده ای از مسير طناب كشيده می شود . و نفرات بعد از صعود و رسيدن تا آخرين نقطه در هر مرحله به كمپ باز می گردند. معمولا تيم هايی وظيفه تداركات و حمل لوازم را به بخش های بالاتر مسير را بر عهده دارند .

 

تاكتيك آلپی

در اين شيوه از طناب ثابت و برگشت به عقب خبری نيست. تيم تمام لوازم خود را در حين صعود حمل می كند. و ابزار مگر در مواقع خاص جا گذاشته نمی شود . بنا به متراژ مسير تيم نا تقطه مناسب صعود نموده و بعد از شب مانی يا استراحت به مسير خود ادامه می دهد. تاكتيك كپسوله : تلفيقی از دو روش فوق است . تيم مسير را تا حد امكان صعود می كند و طناب های ثابت بعد از هر مرحله جمع شده و به بالا برده مي شود . در حقيقت طناب های ثابت رابط صعود كنندگان تا آخرين كمپ در هر مرحله می باشند.

 

تاكتيك انفرادی

شخص به تنهايی با انتخاب يكی از روش ها بالا مسير را تك نفره صعود مي كند.


در منابع انگليسی زبان تقسيم بندی متفاوت و جالبی برای شيوه های صعود وجود دارد كه بد نيست نگاهی به آن داشته باشيم . مسير به دسته های زير تقسيم می شوند:

1- Trad Climbing

Aid Climbing -2

Sport Climbing -3

Mix Climbing -4


Trad Climbing به صعود هايی گفته می شود كه در آن صعود كننده بايد خود در حين صعودابزار گذاری نمايد و مسيردارای حمايت ميانی های ثابت زيادی نيست . توانايی ابزار گذاری شرط عمده ای در اين روش می باشد . همچنين مسير معمولا بصورت آزاد FREE صعود می شود و ممكن است بخش هايی از آن نيز بصورت Aid صعود شود .


Aid Climbing بيشتر بخش های صعود بصورت مصنوعی و با كمك ركاب و ابزار حمايت ميانی انجام می شود . اين صعود ها معمولا با بار كشی بر روی ديواره و شب مانی بر روی آن همراه می باشند.


Sport Climbing صعود های ورزشی كه در مسير های آماده و رول كوبی شده انجام می شود و بعلت آماده بودن مسير بيشتر بر روی درجه سختی آن توجه می شود و برای صعود اين مسير ها معمولا تنها به كارابين ، طناب و ابزار حمايتی احتياج است .


Mix Climbing صعود تركيبی از يخ و سنگ كه صعود كننده بايد علاوه بر آشنايی با هنر ابزار گذاری و صعود با كرامپون از روی سنگ ، به استفاده از ابزار يخ نوردی نیز آشنا باشد.


http://www.parsaei.com/techtip/viewtip.asp?ID=260

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 14:55  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

اورست ( الهام رحمتي - مرسا رحيمي نژاد)

اورست

اورست مرتفع ترین قله زمین در رشته کوه هیمالیا در مرز میان نپال و تبت چین واقع شده است. اورست قسمتی از حوزه کامبو هیمالیا به شمار می آید و می توان از مسیر sino-Nepal (شینو-نپال) به بیس کمپ آن رسید که از سمت  Kathmandu در نپال یا از Lhasu در تبت چین حاصل می گردد . مسیر منتهی به اورست در تقاطع جاده Zhangmu sino-Nepal واقع شده است که از کشور Tingri جدید به سمت Tingri قدیم می رود. از 30 کیلومتری جنوب Tingri جدید که شروع کنیم به نقطه بازرسی می رسیم .11 کیلومتری غرب  نقطه بازرسی جاده جدیدی است که جاده قدیم را تمام می کند و از سمت جنوب به بیس کمپ اورست می رسد .

کوه اورست سه جبهه دارد که عبارتند از : جبهه شمالی – جبهه جنوبی و جبهه کانگ شانگ .( در اينجا تنها به بررسي جبهه شمالي و جنوبي آن مي پردازيم)قلل Lhost به ارتفاع 8561 متر و Nuptse به ارتفاع 7861 متر در مجاورت اورست قرار دارند . نام تبتی اورست به معنای مادر جهان است  و نام انگلیسی آن توسط اندرو واگ بر آن نهاده شده است . وی یک محقق انگلیسی بود که در سال 1865روی کشور هندوستان تحقیق می کرد Radhanath sikdar اولین کسی بود كه ارتفاع اورست را اندازه گیری کرد و همچنین وي اولین کسی بود که این قله را به عنوان مرتفع ترین قله جهان کشف کرد . طی محاسبات وی اورست 8839 متر اندازه گیری شد. امروز ارتفاع اورست 8848 متر اندازه گیری شده است.در 9 اکتبر سال 2005 ارتفاع این قله توسط موسسه تحقیقاتی و نقشه برداری رسمی چین 21ر0±43ر8844  اعلام گردیده است لازم به ذکر است که سالانه در حدود 3 تا 30 mm به علت فعالیت تکنوتیکی به ارتفاع این قله افزوده می شود .

مسیر صعود جبهه شمالی اورست:

مسیر جبهه شمالی یا خط الراس شمالی یکی از 2 مسیر رایج صعود می باشد ( مسیر دیگر آن جبهه جنوبی است)برای رسیدن به ABC از بیس کمپ که در ارتفاع 5050 متر واقع شده است می توان از طریق Rongbuk Glacier اقدام کرد . ABC در ارتفاع 6400متر در شمال غربی Rongbuk Glacier شرقی و در زیر شیب Changtse واقع شده است . به طور معمول دو روز طول می کشد تا بتوان به ABC رسید و پس از آن یک روز هم برای هم هوایی نیاز است. ABC اولین اقامتگاه برای کوهنوردان خط الراس شمالی در طی صعودشان می باشد . مسیر صعود خط الراس شمالی از ABC  با ریزال شروع می شود .و سپس مسیر با برف پوشیده شده است و با افزایش شیب همراه می باشد که زاویه آن به 60 میرسد . در این مسیر کوهنوردان باید از کرامپون و طناب ثابت استفاده کنند . عبور از این مسیر بسته به هم هوایی افراد و شرایط جوی بین 4 تا 7 ساعت طول می کشد . کمپ گردنه شمالی در تیغه بادگیری در ارتفاع 7100 متر واقع گردیده است .

گردنه شمالی  کوه اورست را به Changste وصل می کند  که آن را Chang La در زبان تبتی و Beiao La  در زبان چینی می نامند. از اینجا به بعد کوهنوردان تیغه ای را دنبال می کنند که از کمپ شمال تا تیغه شمال شرقی در ارتفاع 8383 متری کشیده شده است.در این منطقه برف کم است اما بادهای شدیدی می وزد .برای رسیدن به مکان کمپ 2 چیزی معدل 3 تا 5 سال طول می کشد . در صعود از کمپ 2 تا کمپ 3 بادهای شدیدی در جریان است . در کمپ 3 وزش باد توسط جبهه شمالی اورست مسدود می گردد وخوابیدن در این مکان راحتتر می باشد . در حدود 3 الی 6 ساعت طول می کشد تا بتوان به کمپ 3 رسید . کمپ 4 در زیر تیغه شمال شرقی قرار دارد.کمپ 4 برای اکثر کوهنوردان استراحتگاه کوتاهی به حساب می آید . تیغه شمال شرقی مسیر مشکلی برای صعود می باشد .

 

در طی این مسیر 3 مرحله سنگنوردی وجود دارد مرحله اول آن آسان، اما مرحله دوم بسیار مشکل است و شامل کتیبه ای از 10 فوت تا دیواری به ارتفاع 30 فوت می رسد.مرحله سوم سنگنوردی نیز آسان است اما در آن ارتفاع خود مبارزه ای به حساب می آید پس از گذراندن این مراحل می بایست در یک شیب برف گیر تا فتح قله حرکت کرد .بدین ترتیب می توان از جبهه شمالی قله اورست را صعود کرد.

ازجمله نخستین تلاش ها برای فتح قله اورست توسط کوهنوردان انگلیسی به نام های جورج ملوری و اندرو اروین در ژوئن 1924 از جبهه شمالی صورت گرفت . گردنه شمالی توسط ملوری کشف گردید وی دنبال کشف در سال 1921به دنبال مسیری جهت صعود به اورست بود . تمام صعود ها به اورست از سال 1920 تا 1930 از این مسیر صورت گرفتند.

مسیر صعود جبهه جنوبی اورست :

مسیر جنوبی کوه اورست یا سمت نپالی آن در سال 1950 توسط گروهی انگلیسی به سر پرستی اریک شیپتون کشف گردید. این مسیر ازکمپ 1 در جهت جنوبی به طرف غرب CWM که به دره سکوت معروف است آغاز می گردد . این مسیر توسط هیئتی سوئیسی در سال 1952 به اتفاق جین – جکسون اسپر – رن دیتر – ارنست هاف استر-گابریل چولی – رن آبرت-لئون فلوری- آندر روچ و رایموند لامبرت که همگی اهل ژنو بودند کشف گردید . آنها توانستند تا نزدیکی های قله صعود کنند  . در انتهای دره سکوت کمپ 2 قرار دارد که در بالای آن قله Lhotse پدیدار می باشد . کمپ 2 در ارتفاعی بیش از 6400 متری واقع شده است و یک کمپ پایه برای رویارویی با سمت غربی قله Lhotse   می باشد . این بخش نمایی از ازیک مبارزه به حساب می آید . در ارتفاعی بیش از 1000 تا 3000 فوت با زاویه بین 35 تا 45 درجه در روی یخ می بایست کوهنوردی کرد . کمپ 3 در جایگاهی ترسناک در وسط مسیری با شیب طولانی واقع است. آخرین مکان توقف در طول مسیر قبل از قله کمپ 4 می باشد که به آن کمپ مرتفع نیز می گویند و میان مسیر جنوبی قله اورست و قله Lhoste واقع است.

برای رسیدن به کمپ 4 نیازاست که بیشتر مسیر شیب دار را به صورت تراورسی صعود کرد . دربالای کمپ 4 قبل از رسیدن به قله کوهنوردان همچنان با شیبی در ارتفاع 8850 معادل 29035 فوت مواجه هستند . پس از طی این مسیر می توان قله اورست را از جبهه جنوبی فتح کرد . برای فتح قله از طریق جبهه جنوبی لازم است که کوهنوردان مهارتهاي لازم و كاملي را در زمينه سنگنوردي و يخنوردي داشته باشند .

در سال 1952 رايموند لامبرت و شرپا تنزینگ نورگی پیشگامان مسیر جبهه Lhotseبودند که به مسیر جنوبی در ارتفاع 28000 فوتی تیغه جنوب غربی رسیدند. سر ادموند پرسیوال هیلاری و تنزیگ نورگی اولین کوهنوردانی بودند که از مسیر جنوبی در 29 می 1953 توانستند قله اورست را فتح کنند.

ترجمه مقاله :  http://www.expeterra.com/Expeterra%20Everest.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 10:47  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آشنایی با صورتهای فلکی 3-(مرسا رحیمی نژاد)

فصل دوم قسمت دوم

 جبــــــــار ( شکارچی) Orion :

این صورت فلکی زیبا که پاییز و زمستان بسیار خودنمایی می کند در قسمت جنوب آسمان قرارگرفته است شکل آن درنظر عموم به بادبادک شبیه است که البته چندان هم اشتباه نیست اما نکته قابل توجه آن است که این تصویر بادبادک گونه تنها قسمتی از این صورت فلکی عظیم است.(تصویر18) برای یافتن این صورت فلکی کافی است در پاییز و زمستان به ناحیه جنوب- جنوب غربی آسمان نگاه کنید.

 

رجل الجبار و ابط الجوزا دو ستاره پرنورآن هستند . رجل الجبارهفتمین ستاره پرنور آسمان به لحاظ روشنی ظاهری است و در واقع درخشنده ترین ستاره کهکشان ما است. فاصله  آن از ما در حدود 500 سال نوری است و چنانچه در محل کنونی خورشید قرارمی گرفت نورانیت آن به حدود 21000 سال نوری می رسید. رجل واژه ای عربی به معنای پا ، پای شکارچی را مشخص می کند. ابط الجوزا به رنگ نارنجی روشن است و زیر بغل شکارچی را نشان می دهد. قطر ابط الجوزا تقریبا 800 برابر قطر خورشید است.

بین ابط الجوزا و رجل الجبار سه ستاره از قدر دوم قراردارند که کمربند جبار را ترسیم می کنند.

شیء بسیار جالب توجهی در شمشیر جبارقراردارد. و با چشم برهنه به صورت ستاره ای مه آلود دیده می شود. این توده ابری در حقیقت همان سحابی جبار است که حاوی توده ای عظیم از گاز و غبار که در حالت انگیزش دائمی هستند و جرم آن به 1000 برابر جرم خورشید می رسد. این سحابی به کمک نور ستاره θ – جبار که در نزدیکی مرکز این ابر وسیع قراردارد دیده می شود. در تصویر 20 می توانید این توده مه آلود راببینید.

 

 

تصاویر زیر تصاویر واقعی از سحابی جبار هستند که توسط تلسکوپهایی خارج از جو زمین ثبت گردیدند.

 

 

 

افسانه جبــــار:

جبار لاف آن زد که هیچ جانوری نمی تواند بروی چیره شود. او جان خود را برسر این لاف گذاشت و عقربی که ژوپیتر فرستاده بود آنرا کشت . قلب الهه دیانا به حال او سوخت و اورا به آسمان برد و در مکانی دور از عقرب قرارداد. ( به دوری نیمی از آسمان ، در فصل های آینده بهتر متوجه تفاوت مکانی این دو صورت فلکی خواهید شد.)

 

 

جوزا ( دوپیکر ، توامان) Gemini :

راس پیکر پیشین و راس پیکر پسین ، دو ستاره روشن این صورت فلکی هستند. ستاره راس پیکرپسین غولی است از قدر اول، راس پیکرپیشین اندکی کم سوتر است. درنامگذاری علمی راس پیکر پسین ستاره پرنورترβ وراس پیکرپیشین α جوزا نامیده می شود. این دو ستاره هر چند به ظاهر در گوشه ای از آسمان همسایه هستند اما در حقیقت از یکدیگر بسیار دور هستند.

 

این صورت فلکی در سمت چپ جبارقراردارد و با توجه به دو ستاره پرنورش یافتن آن بسیار آسان است. البته روش دیگر برای یافتن آن استفاده از دب اکبر است بدین ترتیب که ازامتداد سها و عناق دب اکبر به طرف آبریزآن وارد میشویم و آنرا در جهت قطری ادامه دهیم تا به ستاره β- جوزا برسیم. ( تصویر26)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 13:15  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آشنایی با صورتهای فلکی2 -(مرسا رحیمی نژاد)

فصل دوم قسمت اول

 در این فصل به شناسایی صورتهای فلکی فصل زمستان می پردازیم و امید است که پس ازپایان این فصل بتوانیم به آسانی این صورتهای فلکی را بیابیم.

 برساوش ( پرسه ئوس – برنده سر غول ) Perseus:

این صورت فلکی را می توان در نزدیکی سمت الراس یافت . در این صورت فلکی ستاره واقعا پرنوری وجود ندارد. اما ستاره β- برساوش شایان توجه است. این ستاره از نوع گرفتی (کسوفی ) به حساب می آید.β– برساوش ( راس الغول یا سر غول ) در واقع از دو ستاره تشکیل شده است. یکی بزرگ وکم نورونسبتا سرد و دیگری نورانی ، کوچک و داغ که به فاصله 18 میلیون کیلومتر از یکدیگر به دور گرانیگاه مشترکشان می گردند. صفحه مدار آنها با شعاع دید از زمین زاویه 8 درجه می سازد. هر دو روز و 21 ساعت یکبار ستاره کم سوتر همدم پرنورتر خود رامنکسف می کند و روشنی ظاهری مجموع به ⅓ مقدار عادی کاهش می یابد.لازم به ذکر است که گرفت همدم کم نور توسط ستاره پرنور فقط کاهش اندکی را در روشنی سبب می شود.(در تصویر1- β- برساوش مشخص است.)

 

در تصویر زیر ستاره α-برساوش به نام mirfak و ستاره β آن به نام راس غول کاملا مشخص است.

برای یافتن این صورت فلکی کافی است ذات الکرسی را بیابید وچنانچه ستاره راس ضلع بازتر آنرا به طرف جنوب ادامه دهید نخستین صورت فلکی که به آن می رسید برساوش است .( تصویر4) در حقیقت این صورت فلکی به گونه ای در آسمان قرارگرفته است که گویی در زیر پای ذات الکرسی جای دارد و بازوی کهکشان راه شیری نیز پس زمینه آن می باشد. فلش سبز رنگ پایینی محل ستاره سرغول را نشان میدهد.

  

افسانه برساوش :

طبق اساطیر برساوش شخصیت افسانه ای است که آندرومدا دختر زیبای کفئوس (قیفاوس) و کاسیوپه ( ذات الکرسی) را از دست غول نجات می دهد و با جادوی خود غول را به سنگ تبدیل می کند.

 

ارابه ران (ممسک العنان) Auriga :

این صورت فلکی به شکل 5-ضلعی است . در واقع فقط چهار تا ازاین 5 ستاره ها به ارابه ران تعلق دارند.ستاره پنجم ، β-ثور است که متعلق به صورت فلکی ثور یا گاو است. ستاره عیوق یا بزبان پرنورترین ستاره این 5 ضلعی ، از حیث روشنی ظاهری در جمع همه ستارگان مرتبه پنجم دارد.ارابه ران را معمولا چون مردی تصور می کنند که ماده بزی به دست دارد و ستاره عیوق نشان دهنده قلب بز است. اعراب به مثلث کوچکی از سه ستاره که نزدیک به عیوق است بزغالگان می گویند.(تصویر6)

 

این صورت فلکی تقریبا در حد فاصل میان جبار و جدی ( ستاره قطبی در صورت فلکی دب اصغر) جای دارد. شکل پنج ضلعی آن و نیز روشنی عیوق ( با قدر ظاهری 2/0 ) به تشخیص این صورت فلکی بسیار کمک می کند. در تصویر 7 دب اصغر و جبار در دایره زرد و ارابه ران در دایره سبز مشخص گردیده است که با استفاده از فلشهای ترسیم شده به آسانی می توانید ارابه ران را بیابید.

در تصاویر ذیل ارابه ران را بیابید(؟)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 9:55  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ریشه شناسی نام هیمالیا - امیر باستانی

ریشه شناسی نام هیمالیا

نام هیمالیا (هیمالایا هم نوشته شده) از کلمه سانسکریت हिमालय (محل قرار گیری برف یا برفستان) که از دو جزء हिम (برف) و आलय محل قرارگیری تشکیل شده است.

رشته ای کوهی در جنوب مرکزی آسیا است که طول آن حدوداً 2414 کیلومتر (1500 مایل) است.

آشنايي با نحوه پيدايش رشته كوه هيماليا:

بيش از 250 ميليون سال پيش، هند، آفريقا، استراليا و آمريكاي جنوبي همگي به هم متصل بودند كه در جغرافيا به آن قاره پانگئا مي گويند. طي چند ميليون سال بعد، اين قاره بزرگ جنوبي شروع به تكه تكه شدن كرد و به قاره هايي كه ما امروزه مي شناسيم، تقسيم شد. در همين رابطه، نظريه اي علمي ست كه مي گويد قاره جنوبگان در روزگاري كه خشكي هاي زمين متحد بوده اند، به فلات ايران چسبيده بوده و بعدها از آن جدا شده است.اين تغييرات زمين شناختي، سرآغاز پيدايش و شكل گيري بزرگترين و بلندترين رشته كوه هاي جهان يعني هيماليا به شمار مي رود. در اين بين اورست به عنوان بلندترين منطقه جغرافيايي جهان، محصول حركت هند به سمت شمال؛ يعني به طرف قاره اوراسياست. هند با سرعت 15 سانتي متر در سال در جهت شمال به سمت اقيانوسي به نام تتيس كه روي پانگئا گسترده شده بود، حركت مي كرد. بد نيست بدانيد درياي مازندران تنها بازمانده قابل ذكر همين اقيانوس عظيم باستاني ست. علاوه بر درياي مازندران، امروزه صخره هاي دريايي و آتشفشان هايي كه لبه و حدود آن اقيانوس را تعريف مي كردند، ديگر بازمانده هاي تتيس هستند.

 

مکانیک پیدایش کوهها

براي اينكه با پيامدهاي به هم پيوستگي هند و آسيا آشنا شويم، ابتدا بايد با سطوح زمين آشنا شويم. به صورت كلي قاره ها در زمين توسط صفحات تكتونيك (صفحاتي كه باعث حركات قاره ها مي شوند) حركت داده مي شوند. در حال حاضر 7 صفحه بزرگ در زمين وجود دارند كه مسئوليت اصلي حركت دادن قاره ها را برعهده دارند، علاوه بر آنها، چندين صفحه كوچكتر هم وجود دارند كه در مقياس كوچكتر باعث جابه جايي خشكي ها مي شوند. اين احتمال وجود دارد كه در گذشته صفحات بيشتري هم همين كار را انجام مي داده اند. در حال حاضر اين صفحه ها با سرعت يك تا 20 سانتي متر قاره ها را به هم نزديك يا از هم دور مي كنند. حركت اين صفحه ها هم از گرماي بسيار زياد در عمق زمين ناشي مي شود كه نيروي اثر هم رفتي قدرت زيادي را براي آنها مهيا مي كند. هم رفتي، پروسه اي فيزيكي در مايعات و گازهاست كه طي آن بر اثر گرما، مايع يا گاز سبك تر به خاطر چگالي بيشتر يا به اصطلاح سنگين تر بودن به پايين (نزديك سطح) مي آيد و جريان گرم تر به خاطر چگالي كمتر جاي جريان سردتر را مي گيرد. اين پروسه اگر در مقياس بسيار بزرگي باشد (همانند هم رفتي درون زمين) مي تواند انرژي بسيار زيادي توليد كند.صفحات قاره اي قاره ها به تعبيري رشته عظيمي از صخره ها هستند كه روي صفحات تكتونيك قرار دارند. جغرافي دانان مي گويند قاره ها كف زمين (اشاره آنها به كفي ست كه بر بالاترين سطح مايعات قرار مي گيرد و از آنجا كه قاره ها هم در بالاترين سطح زمين قرار دارند، به كف تشبيه مي شوند) هستند كه از مواد معدني سبك كه به مركز چگال زمين نفوذ نمي كنند، تشكيل شده اند. حداقل براي 80 ميليون سال، صفحه اقيانوسي هند نزديك شدن به صفحات جنوبي آسيا كه تبت را هم شامل مي شود، ادامه داده است. جريان اقيانوسي شمال هند طي اين عمل همانند يك لنگر بسيار بزرگ عمل كرد و يكباره به درون مركز زمين سرازير شد. اين جريان پرقدرت، صفحه قاره اي هند را هم به دنبال خود به سمت شمال و تبت كشيد.به هم پيوستن صفحات جريان اقيانوسي كه به درون زمين سرازير شده بود، باعث به وجود آمدن آتشفشان هاي زيادي در جنوب تبت شد. پس از اين جريانات زمين شناختي در 25 ميليون سال پيش، ديگر حركت سريع صفحه قاره اي هند كاملا متوقف شده بود. پس آن صفحه قاره اي هند به جاي اينكه به سمت پايين كشيده شود، بر اثر جريانات عظيم آتشفشاني رو به بالا حركت كرد و باعث به وجود آمدن رشته كوه هاي عظيمي شد؛ رشته كوه هايي كه ما امروزه به نام هيماليا مي شناسيم.۱۰ ميليون سال پيش دو قاره درجهت مستقيم و عكس به هم نزديك مي شدند و قاره هند به دليل وجود ساختارهاي كوارتزي سبك در آن، ديگر نمي توانست در امتداد صفحه هند به درون زمين سرازير شود.اين زمان احتمالا موقعي ست كه زنجيره عظيم لنگري شكسته شده و صفحه هند كاملا به درون مركز زمين فرو رفته است.دانسته هاي علمي ما در مورد نحوه فعاليت قاره هند پس از اين مرحله بسيار كم است، با اين حال مي دانيم كه طي مكانيزمي كه براي ما ناشناخته است، قاره هند شروع به حركت به سمت بالا كرد و همانند اهرمي به تبت رو به بالا فشار وارد كرد. در عين حال تبت هم همانند سدي باعث حركت هيماليا رو به شمال مي شد، در نتيجه هيماليا چاره اي جز حركت رو به بالا نداشت، وگرنه بر اثر فشارهاي وارده خرد مي شد.در حال حاضر، صفحه تبت به صورت آزادانه اي زير قله ها و اكثر مناطق تبت حركت مي كند.

 

کوههای سپید و سیاه

هیمالیا ازنظر جنس از دو نوع کوه تشکیل شده است، کوههای سیاه وکوههای سپید. کوههای سیاه قللی هستند که از رسوبات کف دریای تتیس شکل گرفته اند و کوههای سپید قللی هستند که سطح سیاه آنها بر اثر فرسایش از میان رفته و لایه هایی از سنگهایی همانند گرانیت در آنها یافت می شود. قللی نظیر "ماکالو" و" ماناسلو" از این جمله کوهها هستند، در حالیکه اورست همچنان دارای سطحی از لایه های سیاه رنگ کف دریا است، و این تفاوت، اورست را از سایر کوههای عظیم ولی کوچکتر از خود متمایز میکند.

 

آينده تبت در 5 تا 10 ميليون سال آينده:

صفحات زيرين تبت و هيماليا (صفحه هند) با همين سرعت فعلي به حركت ادامه خواهد داد، به همين خاطر تخمين اينكه اين منطقه جغرافيايي 5 تا 10 ميليون سال ديگر چگونه خواهد بود، چندان گنگ و نامفهوم نيست. در 10 ميليون سال ديگر، هند 180 كيلومتر ديگر در تبت پيشروي خواهد كرد. اين ميزان، تقريبا به اندازه پهناي نپال است. از آنجا كه حدود جغرافيايي نپال روي قله هاي صفحه هند قرار دارد، اين منطقه در 10 ميليون سال ديگر تماما از بين خواهد رفت، با اين حال رشته كوه هاي هيماليا از بين نخواهند رفت.پس از اين مدت هرچند قله هاي هيماليا از بين نخواهند رفت، اما پراكندگي آنها متفاوت خواهد بود. قلل مرتفع در شمال منطقه قرار خواهند گرفت و قلل كوچكتر در سمت جنوب متمركز خواهند شد، اما پهناي هيماليا به همين ميزان فعلي باقي خواهد ماند.

 

برای سهولت مطالعه هیمالیا را به هشت منطقه تقسیم بندی می کنند: بزرگ، مرکزی نپال، پنجاب، بوتان، آسام، گاروال و سیکیم.

۱- هیمالیای بزرگ

 

 

رشته کوه هیمالیا به طول 2400 کیلومتر معروفترین، بلندترین و جوانترین رشته کوه آسیا به شمار می آید که شمال شرق پاکستان (پنجاب)، شمال هند (گاروال)، جنوب تبت، کشور نپال و بوتان و ایالت سیکیم هند را در بر می گیرد. این رشته کوه در شمال با فلات مرکزی آسیا و در جنوب با جلگه حاصلخیز هند هم مرز است. در اصل هیمالیا را پیوند دهنده 6 ملیت اطرافش می دانند، که عبارتند از: بوتان، چین، هند، نپال، پاکستان و افغانستان.10 قله از 14 قله مرتفع جهان در این رشته کوه واقع شده است (4 قله دیگر در رشته کوه قراقروم قرار دارند). هیمالیا را همچنین سرچشمه سه حوزه آبی بزرگ دنیا یعنی حوزه آبی ایندوس، شاخه های حوزه براهماپوترا و حوزه یانگ تسه می دانند، که برآورد می شود حدود 750 میلیون انسان در حاشیه آبی از آن بهره مند می شوند.

اما گستره 2400 کیلومتری هیمالیا از نانگاپاربات در غرب (در پاکستان) تا نامچه باروا در شرق کشیده شده است. ضمن آنکه پهنای این رشته کوه از 250 تا 300 کیلومتر متغیر است. البته این پهنه شامل سه رشته موازی است که از لحاظ ارتفاع و موقعیت جغرافیایی با یکدیگر متفاوتند.

الف- جوانترین این رشته ها دامنه و ریشه هیمالیا با حدود 1200 متر ارتفاع از سطح دریا است. بخش بیرونی این رشته بر اثر فرسایش منطقه طی سالیان متمادی پدیدار شده.

ب- به موازات این بخش کوه پایه های هیمالیا با ارتفاع متوسط 2000 تا 2500 متر در مرکز این رشته کوه قرار دارد.

پ- در نهایت هیمالیای بزرگ در شمالی ترین بخش این رشته کوه عظیم با قللی بالاتر از 6000 متر سر برآورده است. این بخش پیرترین قسمت هیمالیا را تشکیل می دهد، که از مهمترین قلل این منطقه می توان به اورست، k2 و کانچن چونگا اشاره کرد.

از نظر جغرافیایی نیز بخش اعظمی از نپال و بوتان، ایالت بالتیستان پاکستان، جامو و کشمیر، هیمال پرادش، اوترانچال، سیکیم و آرونچال پرادش در هند در منطقه اصلی هیمالیا قرار دارند. ضمن آنکه بخش کوچکی از جنوب شرقی تبت نیز در هیمالیا واقع است (گرچه در برخی تعاریف فلات تبت را جدا از هیمالیا به حساب می آورند).

 

منطقه لاداخ که بخشی از کشمیر است. این صفحه ما بین هیمالیا و قراقروم واقع شده است. این منطقه قله های کوتاهی دارد و در سراسر آن دریاچه های زیادی دیده می شود.

  

در این جا لازم است پیرامون رشته کوه قراقروم نیز اطلاعی بیان شود.

 

 

رود هندو در مرکز تصویر مشاهده می شود که در شمال پاکستان قرار گرفته است. سمت راست تصویر نانگاپاربات دیده می شود و در افق رشته قراقروم مشاهده می شود.

 

۲- هیمالیای مرکزی نپال

 

 

 

این عکس نمایی از هیمالیا است. در قسمت جنوبی تصویر اورست (8884 متر) قرار دارد. کانچن چونگا (8586 متر) در مرکز تصویر دیده می شود. سمت چپ تصویر جلگه نپال و در کنار آن هند دیده می شود. سمت چپ تصویر بخش هایی از فلات تبت دیده می شود.

 

کشور کوچک و سلطنتی نپال در بخش جنوبی از هیمالیای مرکزی قرار دارد. قسمت اعظمی از بی نظیرترین کوههای دنیا در این کشور واقع شده اند، شامل 8 قله از 14 قله 8000 متری دنیا. که البته نهمین قله 8000 متری نزدیک به نپال، شیشاپانگما بوده و در تبت قرار دارد. جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت کرده اند و البته در مرزهای شمالی نپال ساکن هستند. کلام مقدس Om Mani Padme Hum همه جا به گوش می رسد و پرچم تبت در هر سو برافراشته شده. البته مذهب اصلی مردم نپال هندو است و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای 4000 متر ساکن هستند و عمدتاً علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان نیز می پردازند.

از نظر موقعیت می توان هیمالیای نپال را به بخشهای ذیل تفکیک کرد:

 

منطقه "کانچن چونگا": واقع در شرق هیمالیای نپال

هیمالیای "خومبو روالینگ": شامل قلل "اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو"

هیمالیای ماناسلو، شامل: "ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی"

"آناپورنا هیمال" شامل: "دائولاگیری 1 تا 5 " و "تکوچه"

 

۳- هیمالیای پنجاب 

هیمالیای پنجاب در جنوب آسیا و البته مابین هند و پاکستان قرار دارد. بخش اعظم پنجاب دشتهایی است که به کوهستانهای شمال محدود می شوند. دسترسی به مناطق کوهستانی در پاکستان از طریق راولپندی و در هند از سریناگار (مرکز ایالت جامو و کشمیر) است. مهمترین و معروفترین کوه این رشته بی شک نانگاپاربات 8125 متر است که غربی ترین کوه 8000  متری به شمار می رود، و البته نون کون 7135 متر نیز از قلل مهم و معروف این رشته است.

 

۴- بوتان

 بوتان در زبان محلی نعره اژدها معنا می دهد. وسعت کوهستانهای این سرزمین برابر کشور سوئیس است. این سرزمین در سرحد شرقی هیمالیا قرار دارد. سرزمین بوتان از چندین قله بالای 7000 متر و همینطور یخچالهایی عظیم شکل گرفته که بویژه در مرزهای شمالی آن مشهودند، و در کنار کوهها تپه های سرسبز و جنگلها سرزمینی سبز و پر آب را بوجود آورده. فرهنگ مردم بوتان نشات گرفته از دین بودایی است و معابد باستانی در سراسر سرزمین پراکنده اند و البته سر و صدای راهبان هر از گاهی از این سرزمین به گوش می رسد. مراسم بودایی در حضور گردشگران و کوهنوردان هر از گاهی دیده می شود، گرچه این کشور در امر ورود توریست بسیار سخت گیر بوده و محدودیتهای زیادی برای ایشان وجود دارد. ضمن آنکه از سال 1996 هیچگونه مجوزی برای صعود به کوهنوردان داده نشده است.

از قلل مهم بوتان می توان به قلل زیر اشاره نمود:

چومولهاری 7314 متر

جامیس فاولر پیک 7494 متر

کولا کانگری 7554 متر

 

۵- هیمالیای آسام

هیمالیا آسام سنتی ترین بخش رشته کوه هیمالیا به شمار می رود که مابین شرقی ترین بخش مرز بوتان در غرب و خم بزرگ رودخانه تسانگ پو در شرق قرار دارد. قله نامچه باروا با 7782 متر بلندترین قله این منطقه می باشد و قلل مرتفع دیگر آن عبارتند از: گیالاپری که خواهر خوانده نامچه پاروا است، کانگتو و نگی کانگ سانگ. البته این منطقه همچنان برای علاقمندان ناشناخته است و از سوی خارجیها کمتر مورد بازدید قرار گرفته. نام آسام به معنای گمراه کننده است و بخشهایی از تبت و هند (آرونچال پرادش) را در بر می گیرد که البته مورد اختلاف دو کشور بوده ولی در حاکمیت هند است.

قله نامچه باروا بلندترین قله آسام هرمی غول آسا از یخ است، که به شکل منفرد بر بلندای جنگلها و کوه پایه های آسام سر برآورده و شرقی ترین قله مرتفع هیمالیا به شمار می رود (حدود 250 مایلی شمال شرقی بوتان). رودخانه تسانگ پو، سه وجه نامچه پاروا را در بر دارد و قله گیالا پری، خواهر خوانده آن در سوی دیگر رودخانه قرار گرفته است. نخستین صعود نامچه پاروا نیز در سال 1992 توسط کوهنوردان ژاپنی صورت گرفت.

 

۶- هیمالیای گاروال

بخش گاروال پیشتر جزو مستعمرات انگلستان بود و اینک جزوی به ایالت اوتارپرادش می باشد. گاروال به بخشهای کوچکتری نیز تقسیم می شود که عبارتند از: چومولی، پائوری گاروال و رودراپرایاگ. در نقشه ها از بخش گاروال با نام هیمالیای کومان نام برده شده. کوههای پوشیده از برف و یخچالهای اطراف آن دره لوش گانگوتری را احاطه نموده. این ناحیه حدود 250 کیلومتری شمال دهلی قرار دارد. در بخش گاروال بیش از 100 قله بالای 6000 متر قرار دارد. بلندترین کوه منطقه ناندادی وی 7817 متر و کمت 7756 مترمی باشند.

از این ناحیه رودهای زیادی سرازیرند که همگی رود مقدس گنگ را آبیاری می نمایند. بر اساس افسانه های هندیها "هیمالیا نه تنها منشا گنگ، که محل تولد خدایان است". زائران رودخانه را تا ابتدای دره به سمت یخچال گانگوتری می پیمایند و عبادت می کنند. روستاهای بدرینات و جوشیمات در جنوب غربی قلل کمت و ناندادیوی، مرکز مذهبی بوده و زائران برای عبادت در آنجا تجمع نموده، با آب مقدس استحمام می کنند.

آب و هوای بخش شمالی منطقه خشک بوده و زمینها لم یزرع است. در مقابل بخش جنوبی دره پر آب و سرسبز است.

 

۷- هیمالیای سیکیم

 

 

موقعیت جغرافیایی سیکیم

این منطقه پیشتر مستقل بود ولی اکنون بخشی از خاک هند به شمار می آید. این منطقه بوسیله نپال در غرب و بوتان در شرق محصور شده است. مردم ایالت سیکیم بودایی هستند. ایالت سیکیم برغم کوچک بودن از قلل زیادی با بیش از 6000 متر ارتفاع شکل گرفته، که البته وجود کوه عظیم کانچن چونگا با ارتفاع 8586 متر بعنوان شرقی ترین قله 8000 متری از ویژگیهای این منطقه به شمار می آید. این کوه مرتفع که از چندین قله 7 و8000 متری شکل گرفته در غرب سیکیم و هم مرز با نپال است. مرکز این ایالت شهر دارجلینگ می باشد.

 

از قلل مرتفع این ایالت می توان به قلل زیر اشاره نمود:

ژانو 7710 متر

کابرو 7317 متر

کانچن چونگای جنوبی 8476 متر

کانچن چونگا مرکزی 8586 متر

کانچن چونگای شمالی 7741 متر

نارسینگ 5800 متر

کانچن چونگای غربی (یالون کانگ) 8505 متر

زموگپ 7780 متر

 

در قسمت های بعد مطالبی پیرامون رشته کوه های قراقروم، هندوکش و پامیر به حضورتان تقدیم می گردد.

منبع اطلاعات:

http://earth.imagico.de/view.php?site=everest

منبع عکس ها:

http://rzarei.blogspot.com/2007/09/blog-post_5401.html

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 23:41  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

افزایش اعتماد به نفس به دنبال کوهنوردی

گردآوری: دکتر سعید بهاءلو



مقدمه: علی رغم بیان تاثیر فعالیتهای ورزشی در افزایش اعتماد به نفس ورزشکاران هیچ مطالعه ای در جهان تاکنون در رابطه با نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس انجام نشده است. به نظر می رسد ورزش کوهنوردی بواسطه خصوصیات منحصر بفرد آن نقش مثبتی در اعتماد به نفس کوهنوردان داشته باشد. از اینرو مطالعه ای برای بررسی علمی این موضوع طراحی و اجرا شد.


روش اجرا: مطالعه بصورت کوهورت (قبل و بعد) بر روی 54 نفر از کوهنوردان عضو گروههای کوهنوردی دانشگاههای تهران، در طی صعود به قله دماوند در مرداد ماه 1385 انجام شد. در این مطالعه ضمن حضور و همراهی با تیم، پرسشنامه استاندارد اعتماد به نفس Rosenberg قبل و پس از صعود دانشجویان به قله دماوند توسط ایشان تکمیل شد. همچنین پرسشنامه های استاندارد SF-36 و HADS برای بررسی کیفیت زندگی و افسردگی و اضطراب ایشان پر شد.


یافته ها: متوسط میزان اعتماد به نفس کوهنوردان بعد از برنامه صعود به دماوند نسبت به قبل از برنامه بطور معنی داری افزایش یافته بود ((24.78?2.4 vs. 23.67?3.3, P=0.002. این افزایش در کسانی که دچار علائم افسردگی بودند بارزتر بود. افزایش اعتماد به نفس کوهنوردان با جنس، سن، وضعیت تاهل، سابقه فردی یا خانوادگی کوهنوردی، سابقه قبلی ابتلا به بیماری کوهستان و نیز رسیدن به قله در این برنامه رابطه ای نداشت.


نتیجه گیری: این مطالعه نشانگر تاثیر مثبت کوهنوردی (حتی یک برنامه کوهنوردی) بر اعتماد به نفس کوهنوردان بود. تاثیر بیشتر در افراد دارای علائم افسردگی، می تواند بیانگر اهمیت برنامه ریزی جهت حضور این افراد در برنامه های کوهنوردی بویژه در میان دانشجویان باشد.


پیشنهادات: با توجه به نقش اعتماد به نفس در موفقیت افراد در زندگی و نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس، توصیه می شود برنامه ریزی بیشتری جهت گسترش این ورزش در جامعه صورت گیرد. مطالعات بیشتر و مقایسه ای در این زمینه می تواند مفید باشد. 
این مطالعه توسط دکتر سعید بهاءلو طراحی و اجرا شده و به عنوان اولین مطالعه علمی در این زمینه در جهان در مجله معتبر Wilderness and Environmental Medicine آمریکا چاپ شده است.

منبع : http://www.iranmountainmedicine.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 9:33  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آنچه که از دست خواهیم داد را بیشتر بشناسیم - امید اکبر زاده

آنچه که از دست خواهیم داد را بیشتر بشناسیم

 

 

یوز – یوز پلنگ – چیتا

 

Order: Carnivora
Family: Felidae
Genus: Acinonyx
Species: Jubatus

 

یوز از خانواده گربه سانان بزرگ می باشد از دیگر اعضا این خانواده مثل شیر و ببر و پلنگ به این علت که بخاطر ساختار فیزیکی دهان و حنجره امکان غرش و نعره کشیدن را ندارد جدا می شود. این گربه سریعترین دونده می باشد با سرعتی در حدود ١٢٠ کیلومتر در ساعت و صفر تا صد کمتر از٤ ثانیه دارد ، البته او فقط ١٠ ثانیه می تواند با این سرعت بدود و مسافتی حدود   ٥٠٠ متر را طی کند.

 بدن یوز برای این سریع دویدن کاملا تطابق یافته است .

سوراخ های بینی بزرگ – قلب بسیار قوی – سرخ رگهایی قوی – پاهایی بلند- وزن کم

بدنی لاغر و کشیده – شش بسیار بزرگ -صورتی تقریبا تخت – پد پا کاملا سفت،  دم بلند این حیوان در هنگام دویدن وظیفه حفظ تعادل  را دارد و چشمهایی بزرگ او برای تعقیب شکار.

ولی این همه باعث کاستن از قدرت بدنی این گربه سان می شود او دارای آرواره و دستهایی  ضعیف و دندانهایی کوچک می باشد . به همین سبب یوزها در هنگام شکار بعد از اینکه خود را به شکار رساند با دست به گونه ای تعادل شکار را بر هم می زند سپس با گرفتن زیر گردن شکار آنرا خفه می کند.

یوز حیوانی کاملا غیر مهاجم است . او برای محافظت از خود و بچه هایش از بسیاری از دشمنان طبیعی راهی جز فرار کردن ندارد.

دشمنان طبیعی او شامل شیر و پلنگ و سگ های وحشی آفریقایی و انسان می باشد .

از  دیگر عوامل کاهش تعداد این گوشتخوار تخریب زیستگاها می باشد.

 در ایران علت اصلی کاهش تعداد این گوشتخواران تخریب زیستگاها و از بین رفتن شکارهای آنها مثل آهو – جبیر – غزال می باشد . البته کشته شدن یر اثر تصادفات جاده ای  در

 راهروهای ارتباطی هم از دیگر دلایل از بین رفتن این گونه گزارش شده است.

یوزها جانورانی روز فعال هستند و برخلاف دیگر گربه سانان یرای شکار کردن از روش کمین کردن استفاده نمی کند.

حدود ١٤ سا ل عمرمی کند که البته فقط ٥ ٪  از آنها به این سن خواهند رسید.

ارتفاع بدن یوز ٧٥ سانتی متر طول بدن ١٢٠ سانتی متر – طول دم ٧٠ سانتی متر.

ضربان قلب آنها در حالت عادی ٢٠ و در حال دویدن سریع تا ١٥٠ می رسد.

یوز ماده از ١٨ ماهگی آماده جفت گیری است .حیوان نر در ٣ سالگی بالغ می شود .

 دوره آبستنی یوز ٩٥ روز و معمولا ٨ - ٦ بچه می زاید. بچه ها دارای موهایی بلند و خاکستری و خالهایی نزدیک به هم می باشند  در این حالت آنها سیاه به نظر می آیند  ، در هنگام تولد حدود ٣٥٠ گرم وزن دارند . تا ١٠ روزگی چشم باز نمی کنند، بعد از ٣ هفتگی دندان در می آورند . در شش ماهگی تقریبا نصف مادر خود می شوند و تا قبل از ٨ ماهگی قادر به شکار نیستند و در این مدت کاملا به مادر وابسته می باشند. مادر در طول این مدت به آنها شکار کردن را آموزش می دهد. یوز ها عادت به مردار خواری ندارند و حتما باید از گوشت شکار تازه استفاده کنند. بسیاری از بچه ها قبل از رسیدن  به سه  ماهگی از بین می روند و فقط یک یا دو توله برای مادر زنده می ماند.

وظیفه بزرگ کردن بچه ها به عهده مادر است و حیوان نر پس از جفت گیری از ماده جدا

 می شود.

حیوان نر کمی برزگ تر از ماده می باشد و سری بزرگ تر دارد اما اگر ایندو در کنار هم و با هم نباشند تشخیص آنها مشکل است.

 یوز ها در گروهایی کوچک شامل حد اکثر دو ماده بارور و بچه ها زندگی می کنند و از این نظر از جانوران تک رو و غیر اجتماعی به حساب می آیند.

زیستگاه آنها در جهان منحصر به پارک های حیات وحش در آفریقا و در ایران در دشت های خشک مرکزی ایران بین یزد – کرمان و سمنان می باشد،  تعداد آنها در ایران کمتر از ٥٠ عدد تخمین زده می شود و این ها تنها بازمانگان گونه یوز آسیایی در جهان می باشند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 14:20  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آشنایی با صورتهای فلکی - مرسا رحیمی نژاد

آشنايي با صورت هاري فلكي

 

فصل اول:

 

طبيعت آسمان شب از ديربازبا آن حس غريب و هياهوي خاموشش آنچنان مجذوب كننده بوده است كه افراد زيادي را به كنكاش در وجود خود واداشته است . شايد اگر كنكاش گذشتگان نبود يا آن حس غريب ويا فراتر از هر سخن قدرت تخيل و نبوغ ذاتي انسان ، امروز آسمان با تمام ستاره هايش همچون پازلي بي مفهوم بود كه تنها لذت آن برق ستاره هايش مي بود.

اما اتصال مناسب ستاره ها و تولد صورت هاي فلكي باعث شد كه انسان بتواند از اين طبيعت دور بهترين استفاده را ببرد.يكي از كاربردهاي صور فلكي ، جهت يابي به كمك آنهاست . براي يك جهت يابي صحيح ابتدا نياز است كه صورت هاي فلكي را بشناسيم و بتوانيم آنها در هر شرايطي تشخيص دهيم.

امروزه ستاره جـدي در صورت فلكي دب اصغرستاره قطبي آسمان ما به شمار مي آيد. ( 5000 سال پيش α- تنين ستاره قطبي بوده است.) ستاره قطبي درصورت فلكي دب اصغر به گونه اي قرار گرفته است كه گويي در راس قطب كره سماوي مي باشد.براي يافتن اين ستاره مي توان از صورتهاي فلكي ديگري كمك گرفت. علاوه بر دب اكبر پنج صورت فلكي ديگر وجود دارد كه هميشه در اطراف ستاره قطبي قرار گرفته اند كه عبارتند از : تنين ، قيفاوس ، ذات الكرسي ، زرافه ، سياهگوش .

در اين فصل بررسي صورتهاي فلكي مهم دور قطبي مي پردازيم و سعي مي كنيم كه تصوير آنها را به خوبي به خاطر بسپاريم.

 

تصویر فوق صورتهای فلکی دور قطبی را به ما نشان می دهد، ازمیان این صورتهای فلکی دب اکبر و ذات الکرسی بهترین گزینه برای یافتن ستاره قطبی می باشند.تصوير زير به نحو بهتري شكل واقعي آنهارادر آسمان شب نشان می دهد.

دب اصغر (خرس کوچک): Ursa Major

 

ستاره قطبی یا جدی در حقیقت ستاره α صورت فلکی دب اصغراست . در تصویرزیر به خوبی می توانید این ستاره را بیابید. این ستاره تنها ستاره ای است که دقیقا در راس کره سماوی قراردارد.راس کره سماوی در حقیقت معادل با نقطه شمال جغرافیایی کره زمین است چراکه در یک امتداد قرار دارند و به همین علت است که این ستاره از دیرباز از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.

شکل صورت فلکی دب اصغر مشابه با دب اکبر و شبیه به آبریز یا ملاقه ای کوچک می باشد و شباهت چندانی به خرس ندارد.در تصویر زیر به خوبی این صورت فلکی را نشان داده است.

بعد از جدي پر نورترين ستاره دب اصغر ، β – دب اصغر است .( در تصوير فوق ستاره اي  كه درقسمت سر آبريز به رنگ طلایی است.)  پنج ستاره ديگر اين صورت فلكي جلوه كمتري دارند و كم سوترمي باشد. ( قدر ظاهري β 2/2 است اين در حالي است كه قدرپنج ستاره ديگر دب اصغر از 4 هم كمتر است. )

اين صورت فلكي نيز به علت گردش زمين درفصل هاي مختلف به صورتهاي زير ديده مي شود.

ستاره قطبي يا جدي  مرجع تشخيص مسير شمال مي باشد، بدین ترتیب که شمال جغرافيايي با فرود آوردن خطی قائم از جدي برافق مشخص مي شود. نقطه اي كه در آن خط قائم دايره افق را قطع مي كند شمال جغرافيايي است. اگر به گونه اي حركت كنيم كه ستاره قطبي هميشه در مقابل ما قرارداشته باشد آنگاه درجهت شمال گام برمي داريم.

افسانه دب اصغر ( خرس کوچک):

 

دب اصغر به نام هاي بنات النعش يا هفت اورنگ كهين نيز مشهور است ( البته به دشواري مي توان تصوير يك خرس را براي اين صورت فلكي در نظر گرفت.) بنابرافسانه جالبي از بوميان آمريكا ، گروهي شكارچي بومي راه خود را در جنگل گم كرده بودند. با اجابت دعاهايشان ، دختر كوچكي پديدار شد تا به سلامت آنها را به خانه هايشان راهنمائي كند. آن دختر روح جدي بود و شكارچيان پس از مرگ در آسمان جاي گرفتند تا هميشه نزديك او باشند.

دب اكبر ( خرس بزرگ ): Ursa Major

 

اين صورفلكي درفصلهاي بهاروتابستان از ابتداي شب در آسمان با ارتفاع مناسب ديده مي شود. هفت ستاره  پرنور، نقش دب اكبر(خرس بزرگ یا  آب گردان يا ملاقه ) را پديدمي آورند.چهارستاره كه كاسه را تشكيل مي دهند عبارتند از:

دبه (Dubeh)= خرس ، مراق (β) = گرده ، فخذ(γ) = ران ، مغرز(δ)= بن دم خرس

پیکره اصلی این صورت فلکی به شکل ملاقه است اما ستاره هایی که در راس آبریز و اطراف آن قراردارند نیز جز این صورت فلکی به حساب می آیند.

در نزديكي عناق ستاره كوچك سها قراردارد . اعراب اين دو ستاره را ( اسب و سوار )    مي ناميدند و از ستاره سها برای آزمودن ديد خوب استفاده مي كردند.

با اتصال دو ستاره دبه ومراق در كاسه دب اكبر كه به قراوالان معروفند و امتداد خط واصل اين دو ستاره مي توان به ستاره جدي رسيد . فاصله دبه تا جدي تقريبا 6 برابر فاصله ميان دو قراول است. تصوير زير به خوبي اين موضوع را نشان مي دهد.

 

با توجه به گردش زمين در فصول مختلف به اشكال مختلف ديده مي شود. با توجه به تصاوير زير مي توان در هر فصل به درستي آنرا تشخيص داد.

 

 

با توجه به تصويرزیر دب اكبرو دب اصغررا بيابيد(؟)

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 12:16  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

بیانیه تیرول ( بیانیه اتحادیه جهانی کوهنوردی در سال 2002 )

بيانيه تيرول به مثابه ي بهترين شيوه عملكرد در ورزش هاي كوهستاني

در سرتاسر دنيا ميليونها نفر به كوهنوردي ، كوهگردي ، گلگشت و صخره نوردي مي پردازند .

در بسياري ازكشورها ورزشهاي كوهستان بخش قابل توجهي از زندگي روزانه را تشكيل مي دهد .
از نظر انگيزه هاي لازم براي پرداختن به يك فعاليت ، كمتر فعاليتي را مي توان يافت كه تا اين حد جذابيت و كشش داشته باشد .

اين رشته از ورزشها ، براي علاقمندانشان اين فرصت را بوجود مي آورند تا براي خود اهداف مشخصي را در نظر گرفته و بر اساس آن فعاليتي بلند مدت و با ارزش را دنبال نمايند . ازجمله جذابيت ها و انگيره هاي موجود در اين رشته از فعاليت ها مي توان به ؛ تامين سلامت ، تحرك ، ارتباط با طبيعت ، انگيزه هاي اجتماعي و در نهايت لذت كشف و ماجراجوئي اشاره كرد .

بيانيه تيرول به منظور مشخص نمودن بهترين شيوه عملكرد و رفتار در ورزشهاي كوهستان در 8 سپتامبر سال 2002 طي نشستي كه به آينده اين ورزش ها نظر داشت ، منعقد شد .

اين بيانيه شامل مجموعه اي از ارزشها و نكات اخلاقي مي باشد كه براي كمك به عملكرد صحيح علاقمندان رشته هاي مرتبط با طبيعت و كوهستان تدوين شده است .

بيانيه تيرول درواقع مجموعه اي از قوانين يا دستور العمل هاي جزء به جزء نيست بلكه :

  • به ارزشهاي اساسي و بنيادين اين گروه از ورزشها در دنياي امروزي مي پردازد .
  • اصول و استاندارد هاي كلي سرپرستي و هدايت هاي تيمي را بيان مي كند .
  • الگوئي از معيار هاي اخلاقي در شرايط نامعين را به تصميم گيرندگان ارائه مي دهد .
  • اصول اخلاقي اي را كه مردم عادي مي توانند اين گونه از ورزشها را با آن قضاوت كنند در اختيارمي گذارد.
  • براي مبتديان اين ورزش ها از بايدها و نبايد هاي اخلاقي اين فعاليت ها مي گويد .
هدف بيانيه تيرول آن است كه امكان شناسائي استعداد و كشش دروني نسبت به ورزشهاي كوهستاني ؛ رشد شخصي و اجتماعي ؛ همچنين درك فرهنگي و آگاهي از محيط را براي علاقمندان ايجاد كند و در همين راستا از ارزشهاي نانوشته سنتي و جذابيتهاي ذاتي اين فعاليتها استفاده كرده و درجهت تامين نيازها و مقتضيات زمان بهره برداري نمايد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 16:55  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

در كوير به مرز عالم ديگر نزديكيم - دکتر علی شریعتی

در كوير به مرز عالم ديگر نزديكيم - دکتر علی شریعتی

آن چه در كوير مي‌رويد، گز و تاق است. اين درختان بي‌باك صبور و قهرمان كه علي‌رغم كوير، بي‌نياز از آب و خاك و بي‌چشم داشت نوازشي و ستايشي، از سينه خشك و سوخته كوير به آتش سر مي‌كشند و مي‌ايستند و مي‌مانند؛ هر يك رب النوعي! بي‌هراس، مغرور، تنها و غريب. گويي سفيران عالم ديگرند كه در كوير ظاهر مي‌شوند اين درختان شجاعي كه در جهنم مي‌رويند. اما اينان برگ و باري ندارند، گلي نمي‌افشاند، ثمري نمي‌توانند داد، شور جوانه‌زدن و شوق شكوفه بستن و اميد شكفتن، در نهاد ساقه‌شان يا شاخه‌شان، مي‌خشكد، مي‌سوزد و در پايان به جرم گستاخي در برابر كوير، از ريشه‌شان بر مي‌كنند و در تنورشان مي‌افكنند و ... اين سرنوشت مقدر آنهاست.

بيد را در لبه استخري، كناره جوي آب قناتي، در كوير مي‌توان با زحمت نگاهداشت. سايه‌اش سرد و زندگي بخش است. درخت عزيزي است اما همواره بر خود مي‌لرزد. در شهرها و آباديها نيز بيمناك است، كه هول كوير در مغز استخوانش خانه كرده است.

اما آن چه در كوير زيبا مي‌رويد، خيال است! اين تنها درختي است كه در كوير خوب زندگي مي‌كند، مي‌بالد و گل مي‌افشاند و گلهاي خيال! گلهايي همچون قاصدك، آبي و سبز و كبود و عسلي ... هر يك به رنگ آفريدگارش، به رنگ انسان خيال پرداز و نيز به رنگ آن چه قاصدك به سويش پر مي‌كشد و برويش مي‌نشيند. خيال، اين تنها پرنده نامرئي كه آزاد و رها همه جا در كوير جولان دارد، سايه پروازش تنها سايه‌اي است كه بر كوير مي‌افتد و صداي سايش بالهايش تنها سخني است كه سكوت ابدي كوير را نشان مي‌دهد و آن را ساكت‌تر مي‌نمايد. آري، اين سكوت مرموز و هراس آميز كوير است كه در سايش بالهاي اين پرنده شاعر، سخن مي‌گويد.

كوير انتهاي زمين است؛ پايان سرزمين حيات است. در كوير گويي به مرز عالم ديگر نزديكم و از آنست كه ماوراء الطبيعه را ـ كه همواره فلسفه از آن سخن مي‌گويد و مذهب بدان مي‌خواند ـ در كوير به چشم مي‌توان ديد، مي‌توان احساس كرد و از آن است كه پيامبران همه از اينجا برخاسته‌اند و به سوي شهرها و آباديها آمده‌اند. «در كوير خدا حضور دارد!» اين شهادت را يك نويسنده روماني داده است كه براي شناختن محمد(ص) و ديدن صحرايي كه آواز پر جبرئيل همواره در زير غرفه بلند آسمانش به گوش مي‌رسد و حتي درختش، غارش كوهش، هر صخره سنگش و سنگريزه‌اش آيات وحي را بر لب دارد و ربان گوياي خدا مي‌شود، به صحراي عربستان آمده است و عطر الهام را در فضاي اسرار آميز آن استشمام كرده است.

در كوير بيرون از ديوار خانه، پشت حصار ده، ديگر هيچ نيست. صحراي بيكرانه عدم است. خوابگاه مرگ وجولانگاه هول، راه، تنها به سوي آسمان باز است. آسمان! كشور سبز آرزوها، چشمه مواج و زلال نوازشها، اميدها و ... انتظار! انتظار!... سرزمين آزادي، نجات، جايگاه بودن و زيستن، آغوش خوشبختي، نزهتگه ارواح پاك، فرشتگان معصوم، ميعادگاه انسانهاي خوب؛ از آن پس كه از اين زنداني خاكي و زندگي رنج و بند و شكنجه‌گاه و درد، با دستهاي مهربان مرگ، نجات يابند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 5:43  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

شرحی بر حادثه گاشر بروم سال 82

شرحی بر حادثه گاشر بروم

در ایام سالگرد زنده یادان محمد اوراز کوهنورد نامی کشور وفاتح 5 قله 8000 متری هیمالیا و مقبل هنرپژوه جوانترین کوهنورد جهان در صعود به قله لوتسه قرار داریم

چندی پیش مطلبی را در خصوص حادثه گاشر بروم سال 82 که به مرگ این کوهنورد عزیز منجر شد را در سایت خبر گزاری فارس خواندم که موجبات تعجب مرا فراهم آ ورد. البته این مصاحبه مربوط به ابتدای سال 86 است اما بهتر دیدم عینا مصاحبه مذکور را در ادامه جهت مطالعه و آگاهی دوستان کوهنورد از روند انتخاب و برگزاری اردوهای تیم ملی و اجرای صعودهای هیمالیا نوردی در آن زمان بیاورم.    

محمد کریمی

  منبع: خبرگزاری فارس

/مناظره دلايل وقوع حادثه كاشربروم پس از 3 سال/ بخش اول

حادثه كاشربروم تبديل به خوراك تبليغاتي انتخابات مجلس شد

خبرگزاري فارس: حادثه قله 8 هزار متري كاشربروم و كشته شدن محمد اوراز، پس از 3 سال از سوي مسئولان اين صعود و يكي از منتقدان جامعه كوهنوردي به نقد گذاشته شد.

 به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، حوادث كوهنوردي ايران با مقايسه جمعيت فعال در آن و نسبت به حركت‌هاي فني انجام شده در قياس با جهان، بسيار چشمگير است.
فدراسيون پس از انقلاب اسلامي به شكل جدي فعاليت هاي خود را در بخش هيماليانوردي آغاز كرد تا پايان سال 83 و حادثه كاشربروم كه در پرونده خود صعود به 5 هشت هزار متري را به ثبت رساند.
اين در حالي بود كه در تشكيلات فدراسيون كميته هيماليانوردي هنوز اساسنامه‌اي نداشت و حتي يك گزارش فني از هيماليانوردي ايران به چشم نمي‌خورد.
وقوع حادثه كاشربروم و كشته شدن محمد اوراز براي نخستين بار همگان را متوجه ورزشي به عنوان هيماليانوردي و خطرات آن كرد؛ هر چند فدراسيون پس از سه سال حاضر نشد گزارشي فني از اين حادثه و فعاليت‌هاي خود در اين بخش ارائه دهد.
رفتن اوراز و چگونگي فعاليت‌هاي كوهنوردان ايران در اين بخش براي آناني كه خارج از اين گردونه محدود بودند، در هاله اي از ابهام باقي ماند.
خبرگزاري فارس در اين نشست سعي دارد تا با حضور اقبال افلاكي مسئول كميته هيماليانوردي و سرپرست اين برنامه، محمدحسن نجاريان تصويربردار و عضو تيم حمله و عباس محمدي رئيس انجمن كوهنوردان ايران اين اتفاق را به نقد كشاند كه متن آن را در زير مي‌خوانيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 14:9  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

پزشکی کوهستان و زنان

پزشکی کوهستان و زنان


گردآوری: دکتر سعید بهالو

کوهنوردی برخلاف بسیاری از رشته های ورزشی دارای طیف و تنوع وسیعی می باشد؛ از کوهپیمایی ساده روزهای تعطیل تا هیمالیانوردی و درگیری با سنگ و یخ، که بر اساس نوع فعالیت کوهنوردی تاثیرات فیزیولوژیک و جسمی و روانی این ورزش بر افراد می تواند بسیار متنوع باشد. در پزشکی کوهستان آنچه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد تاثیر ارتفاع و فعالیت شدید در ارتفاعات بالا بر جسم و روان افراد می باشد که این تاثیرات در زنان با توجه به ویژگیهای خاص آنها بررسی می گردد.

بطور کلی زنان 5/65 درصد قدرت بدنی مردان را دارا هستند. این میزان در اندام فوقانی 50 درصد و در اندام تحتانی 60 تا 70 درصد می باشد. اگر قدرت بدنی را براساس توده خالص بدنی (بدون احتساب چربی بدن) بسنجیم زنان در اندام تحتانی گاه حتی کمی قوی تر از مردان نیز می باشند. با بررسی نوع فیبرهای عضلانی زنان و مردان بیشتر بودن استقامت عضلانی زنان توجیه پذیر خواهد بود به طوری که عضلات زنان نسبت به خستگی مقاوم تر بوده و باعث بهتر شدن عملکرد زنان نسبت به مردان مثلا در دویدن در مسافتهای بالای 42 کیلومتر می شود. برخی تحقیقات بیانگر بالاتر بودن اشباع اکسیژنی خون زنان در ارتفاعات بالا نسبت به مردان در همان ارتفاع بوده است که این تفاوت بویژه در دوره قبل از یائسگی باعث بروز کمتر بیماری مزمن ارتفاع در زنان می شود. همچنین در مطالعه ای در دماوند ، میزان بروز بیماری حاد ارتفاع در زنان کوهنورد بسیار کمتر از مردان بوده است(برخلاف هیمالیا) که می تواند به دلیل آمادگی جسمی بیشتر زنان کوهنورد قبل از اقدام به صعود دماوند باشد. موارد فوق می تواند بیانگر توانمندی جسمی زنان در پرداختن به رشته ورزشی کوهنوردی باشد. درحدود 25 تا 30 درصد وزن زنان را چربی تشکیل می دهد در حالی که این میزان در مردان 10 تا 14 درصد است. با توجه به فیزیولوژی بدن زنان و خونریزی های طبیعی ماهیانه، شیوع کم خونی ناشی از فقر آهن در زنان بسیار زیاد می باشد و نیز تغییرات هورمونی ماهیانه در زنان باعث افت توان روحی اغلب زنان در برخی روزها می شود. همچنین تاثیرات ارتفاع و کاهش اکسیژن بر زنان در دوران بارداری حائز اهمیت می باشد. مواردی که ذکر گردید می توانند جزو محدود کننده های فعالیت زنان در رشته کوهنوردی باشند. علی رغم تاثیر کوهنوردی سنگین همانند دیگر رشته های ورزشی، در تغییرات هورمونی و ایجاد بی نظمی در دوره های ماهیانه زنان، این امر نمی تواند مانع توصیه این ورزش مفید و مفرح به زنان و دختران شود. بدیهی است بحث و بررسی جامع موضوعات مطرح شده و نیز دیگر مسائل مربوط به زنان در کوهنوردی فرصت و مقالی بیشتر می طلبد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 8:6  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ترجمه کاتالوگ ابزار paw به منظور استفاده صحیح از این ابزار

paw

هشدار

فعالیت هایی که با استفاده از این ابزار انجام می گیرد ذاتاً خطرناک هستند . شما خود در قبال فعالیت و تصمیم گیری های خود مسئول هستید

قبل از استفاده از این ابزار شما باید:

- همه دستور العمل های استفاده از این ابزار را بخوانید و بفهمید

- برای استفاده صحیح از این ابزار آموزش ویژه ببینید

- از قابلیت ها و محدودیت های این ابزار مطلع شوید

-  خطرهای احتمالی را بدانید و بپذیرید

** رعایت نکردن هر کدام از این هشدارها ممکن است به آسیب های جدی و یا مرگ منجرشود

  تذکر مهم                                                             

آموزش ویژه قبل از استفاده از این ابزار ضروری است.این تذکرات را با دقت مطالعه کنید  و همه دستور العمل ها و اطلاعات درباره استفاده صحیح را در زمان استفاده از این وسیله رعایت کنید.      

      فقط تکنیک هایی که در این نمودار نمایش داده شده اجازه استفاده دارند.همه استفاده های دیگر خطر مرگ در بر خواهند داشت

چند نمونه از استفاده اشتباه و ممنوع از این ابزار نشان داده شده اند . بسیاری از نمونه های دیگر از استفاده اشتباه از این ابزار وجود دارد که شمارش همه آنها یا تصور همه آنها غیر ممکن است در صورت ایجاد شک یا بروز مشکل با PETZL تماس بگیرید.                             

فعالیت ها در ارتفاع خطرناک هستند و ممکن است به جراحات جدی یا حتی مرگ منجر شود ، شما موظف هستید که کار آموزی مناسب و کافی برای تکنیک های اختصاصی  و روش حفاظتی را بگذرانید.

شما مسئولیت همه آسیب های احتمالی ، جراحات و مرگ را که ممکن است در اثر استفاده           نا صحیح از محصولات PETZL پیش بیاید، شخصا به عهده دارید .اگر نمی توانید و یا در موقعیتی نیستید که مسئولیت همه خطرات احتمالی را عهده  بگیرید از این وسیله استفاده نکنید.

                                                                                                      

 استفاده

این وسیله فقط باید توسط افراد ذیصلاح و مسئول استفاده شود و یا کسانی که مستقیما در حضور و تحت نظارت  بصری افراد مسئول و ذیصلاح قرار دارند.

ابزار حمایت شخصی باید فقط روی سیستم های جذب کننده انرژی ( مثل طنابهای دینامیک یا دیگر جذب کننده های انرژی و غیره) استفاده شوند . تحقیق کنید که این وسیله با بقیه اجزای سیستم شما سازگار باشد . دستورالعمل اختصاصی محصولات را ببینید.

برای افزایش زمان عمر این وسیله ، دقت مناسب در هنگام جابجایی به اندازه زمان استفاده مهم است. سعی کنید از ضربه دیدن ابزار یا ساییده شدن ابزار به سطوح ساینده  و یا لبه های تیز اجتناب کنید.

پیش بینی موارد دیگری که امکان بروز مشکل هنگام استفاده از این ابزار را دارد به عهده استفاده کننده می باشد.

 زمان عمر وسیله

 زمان عمربالقوه  محصولات PETZL ده سال از تاریخ تولید برای محصولات پلاستیکی و الیافی می باشد  و برای ابزار فلزی بدون محدودیت است.

زمان عمر واقعی  محصولات PETZL وقتی که یکی از شرایط از کار افتادن ابزار که در زیر لیست شده پیش بیاید پایان می یابد ( قسمت چه زمانی ابزار از کار می افتد را بخوانید) .

زمان  عمر واقعی تحت تاثیر فاکتور های متنوعی قرار دارد  ، مانند شدت ، تکرار و محیط استفاده  و صلاحیت استفاده کننده  و اینکه از این ابزار چطور نگهداری شده است .

توجه : در بدترین حالت ، با قرار گرفتن این ابزار در معرض مواد شیمیایی ، دمای خیلی زیاد و یا کم ، لبه های تیز ، یک ضربه محکم و یا بار خیلی زیاد  عمر این ابزار به یک بار استفاده  کاهش می یابد.

 

ابزار را بطور دوره ای  بازرسی کنید

 علاوه بر بررسی قبل و در هنگام استفاده به طور دوره ای یک بازدید دقیق هر ساله بوسیله یک بازرس واجد صلاحیت  از این ابزار لازم است انجام گیرد . فاصله زمانی دوره های بازدید دقیق بسته به شدت استفاده از ابزار باید تنظیم گردد.

برای اینکه از وضعیت ابزارتان بهتر مطلع باشید هر ابزار را به یک کاربر خاص اختصاص دهید بنابراین آن فرد خاص تاریخچه وضعیت ابزار را می داند ، نتایج هربار بررسی باید در یگ " گزارش بازرسی " ثبت شود . این گزارش باید حاوی  اطلاعات زیر باشد:

نوع ابزار ، مدل ابزار ، نام و اطلاعات تماس سازنده و یا فروشنده ابزار و اطلاعات شناسایی شامل شماره سریال ، سال ساخت ، تاریخ خرید ، تاریخ اولین استفاده ، نام کاربر  و همه اطلاعات مرتبط دیگر مثلا فاصله زمانی استفاده ، تاریخچه بازدید ( تاریخ / توضیحات یا مشکلات شرح داده شده / نام و امضای فرد ذیصلاح انجام دهنده بازدید / زمان پیش بینی شده برای بازدید بعدی ) .

می توانید نمونه هایی از " گزارش بازرسی" را در سایت PETZL مشاهده کنید.

چه زمانی ابزار از کار می افتد

هر ابزاری که شرایط زیر را داشت به سرعت از کار بیندازید و دیگر استفاده نکنید.

-          اگر در بازرسی تائید نشد ( بازرسی قبل و در زمان استفاده یا در بازرسی دوره ای )

-          اگر به شدت ضربه خورد یا بار بسیارزیادی روی آن قرار گرفت.

-          ابزاری که از تاریخچه آن اطلاعی ندارید .

-          ابزاری که حد اقل  ١۵ سال عمر دارد و از پلاستیک یا الیاف ساخته شده است.

-          ابزاری که شما  از اصالت آن شک  دارید.

 

خارج از رده قرار دادن ابزار

ممکن است به دلایل مختلفی قبل از اینکه ابزار از کار بیفتد یا عمر واقعی آن تمام شود ابزار از رده  خارج  شود . مثلا تغییر در استانداردهای اعمال شده ، تغییر در تنظیمات و یا در قانون و یا روش جدید  و نامتناسب بودن با ابزارهای دیگر و .  .  .  .

 

گارانتی

این ابزار برای سه سال در برابر ایجاد هر مشکل در مواد و یا ساخت آن گارانتی می شود .

مواردی که شامل گارانتی نمی شود : کهنه شدن طبیعی ، اکسید شدن ، استفاده نامناسب ، نگهداری نا صحیح ، نگهداری  در محل نامناسب ، صدمه در اثر سانحه ، صدمه در اثر بی توجهی  و یا صدمه در اثر استفاده اشتباه .

 

مسئولیت

PETZL در برابر هر حادثه ای که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در اثر استفاده از تولیدات آن روی دهد مسئول نیست.

ترجمه : لیلا قائدی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 14:39  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

کوهنوردی، حادثه، و قانون

کوهنوردی، حادثه، و قانون

اهميت ورزش:

 ورزش از مهم‌ترين عوامل زيربنايي يك جامعه است، و معمولا در قوانين اساسي و مدني و جزايي كشورها مذكور است. تحقق اهداف والاي انساني با پرورش جسم و روان افراد جامعه ممكن مي‌گردد، و ورزش راهي است براي رسيدن به اين منظور.

ورزش فقط براي پركردن اوقات فراغت نيست، بلكه ضامن برومندي نسل‌هاي حال و آينده ي يك جامعه ي با نشاط و سرزنده است و مي‌تواند با پرورش انسان‌هاي سالم و قوي، آنان را در حركت به سوي آينده‌اي تابناك ونزديك‌شدن به اهداف نهايي انسانيت ياري رساند. در قانون اساسي كشور ما، ورزش از ارزش والايي برخوردار است و در اولين فصل و در صدر اصول كلي مشهودر است، به گونه‌اي كه در عرض آموزش و پرورش، و مقدم بر آموزش عالي آمده است.

اصل سوم قانون اساسي اشعار مي‌دارد: «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه‌ي امكانات خود را براي امور زير به كار برد :

. . . آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي

حقوق ورزشي:

آگاهي از «حقوق» كه جايگاه ويژه‌اي در حفظ نظم جامعه دارد، مي‌تواند تا حد زيادي از وقوع حوادث كه منجر به از ميان رفتن سرمايه‌هاي انساني و مالي مي‌گردد، جلوگيري كند، و به اين دليل مي‌توان گفت كه حقوق ورزشي يكي از اركان علوم ورزش است .در كشور ما، در تدوين حقوق ورزش كوه نوردي كاري صورت نگرفته است؛ نگارنده از چند سال پيش مبادرت بر آموزشهايي در اين زمينه در گروه‌هاي كوه نوردي نموده است، اما اين كارها كافي نبوده و لازم است ديگر كارشناسان و علاقمندان هم دراين مورد اقدام كنند.

امنيت قضايي ورزشكاران:

در نظام قضايي ايران، با توجه به اهميت ورزش در رشد و تعالي جامعه، نوعي امنيت قضايي براي ورزشكاران مورد توجه قانون گذار قرار گرفته است:

نخستين بار در سال 1352 به موجب ماده‌ي 42 قانون مجازات عمومي، مقرر گرديد كه حوادث ناشي از عمليات ورزشي مشروط به اين كه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد، جرم تلقي نگردد. پس از انقلاب هم اين قانون با اين قيد كه مقررات آن ورزش مغايرتي با موازين اسلامي نداشته باشد، تنفيذ گرديد. ماده‌ي 32 قانون مجازات اسلامي مصوب 21/7/1361 چنين است؛ اعمال زير جرم محسوب نمي‌شود:  . . . حوادث ناشي از عمليات ورزشي مشروط بر اين كه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش نباشد و اين مقررات هم با موازين شرعي مخالفتي نداشته باشد.

 

                      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 18:25  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

21 اصل رهبری در کار گروهی

21 اصل رهبری در کار گروهی

1- موثر و سازمان دهنده بودن نیاز کار گروهی می باشد.

2- بر تیم حکمفرمائی نکنید و از تیم برای ارضاء نفستان استفاده نکنید.

3- کارشکنی در گروه نکنید.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 15:54  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  |