تبليغاتX
گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

حشرات اطراف ما ( 1 ) ( اميد اكبرزاده شيرازي)

در نگاه اول شاید حشره ای که در عکس بالا دیده می شودبا بدنی کشیده و باریک  با یک سنجاقک اشتباه شود ولی این حشره با داشتن چشم مرکب و 2 بال با سنجاقک که 4 بال دارد و نمی تواند بالها را کنار بدن جمع کند تفاوت اساسی دارد.

این حشره یک نوع مگس می باشد . این مگس با گرفتن حشراتی به مراتب سنگین تر و یا بزرگتر از خود و فرو کردن قسمتی از قطعات دهانی درون بدن شکار و خوردن شیره وجود حشره در بند و در نهایت کشتن آن تغذیه می کند .

 

این جانور نوعی صد پا است در هر بخش بدن خود یک جفت پا دارد و اگر چه این گونه ها بیش از 23 جفت پا ندارد

 در گذشته  دور صد پا نام گرفته اند ( centipede   centi + pede = ) این جانور گوشت خوار است بسیار سریع حرکت می کند و دارای نیش های زهرآگین و خطرناک می باشد . این صد پا ده سال عمر می کند.

قابل ذکر است هزار پایان در هر بخش بدنی دو جفت پا دارند بدنی گرد داشته و گیاه خوار می باشند .

 

در عکس فوق قطعات دهانی و نیش این نوع صد پا دیده می شود .

 

حشره فوق یک زنجره یا سیر سیرک است این گونه دو سال عمر می کند ( گونه ای از زنجره تا 17 سال زندگی

 می کنند)در چرخه زندگی  معمولا تخمها درون خاک گذاشته می شود کرم ها از شیره موجود در ریشه  گیاهان تغذیه می کنند و به دور خود با خاک و با آب دهان خانه ای می سازند . پس از بلوغ نسبی سر از خاک بیرون می آورند و بر روی نزدیک ترین گیاه شفیره می سازنند . پس از آن زنجره بالغ سر از شفیره در می آورد و به زندگی خود ادامه

 می دهد و از شیره گیاهان تغذیه می کند.

این گونه ها دارای صدای بسیار بلندی می باشند که این صدا را با کمک ماهیچه هایی در ناحیه شکمی دارند و با به حرکت در آوردن قطعات شکمی تولید می کنند.

 

جانوری که در عکس فوق دیده می شود یک رتیل است به آن عنکبوت قرمز – عنکبوت شتری – عنکبوت بادرو ( به علت سرعت بسیار زیاد آن ) گفته می شود .

بر خلاف تصور و اسامی بالا رتیل ها از خانواده عنکبوت ها نیستند ( عنکبوت ها دار شش و یا هشت چشم می باشند)

ولی مانند آنها هشت پا دارند . رتیل دارای قدرت بینایی بسیار کمی می باشد و حواس آنها  بیشتر متکی به گیرنده های مو مانندی است که در بدنش دارد .

این گونه ها اصلا نیش ندارند ولی با کلیسر پر قدرت آرواره ی دهانی می توانند (رتیل ها  قوی ترین آرواره های موجودات زنده را  نسبت به چثه  دارا می باشند )جانوران  بسیار بزرگ تراز خود را شکار کنند.

گاز گرفته شدن انسان بطور اتفاقی توسط رتیل معمولا با عفونت شدید همراه است .

رتیل ها در مناطق گرم و خشک  و کوهستانی زندگی می کنند. گونه های یافت شده در بیابانهای ایران و عراق  بطور قابل توجهی از دیگر گونه ها بزرگ تر می باشند ، شبگرد می باشند و حدود یک عمر می کنند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 13:59  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

لاک پشت منقار کوتاه یا پوزه عقابی ( اميد اكبرزاده شيرازي)

 لاک پشت منقار کوتاه یا پوزه عقابی

Eretmuchelys imdricata

HawksbillTurtle  

پنج نوع از هشت نوع لاک پشت های دریایی که در جهان وجود دارد در آب های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می کنند.یک نوع از آنها لاک پشت پوزه عقابی  است که به شدت در خطر انقراض قرار دارد.
این لاک پشت در خلیج فارس از هم نوعان خود در جهان کمی کوچکتر و کم وزن تر است.طول متوسط لاک آنها بین 70 تا 80 سانتی متر،پهنای آن 60 تا 70 سانتی متر و وزن متوسط آنها 40 کیلوگرم است. (بزرکترین لاک پشت دیده شده در روستای شیب دراز حدود 110 سانتی متر طول و بیش از 100 کیلو گرم وزن داشته است.) درحیات وحش بین 30 تا 50 سال عمر می کنند،همه چیزخوارند  از گیاهان و حیوانات کوچک تغذیه می کنند مثل گیاهان دریائی ، اسفنج ها ، بی مهره گان ( بخصوص ماهیان ژله ای ) ، ماهی ها و خرچنگ های کوچک اما بخش عمده ای از تغذیه این لاک پشت ها را همان اسفنج ها تشکیل می دهند.به همین علت آرواره هایشان به شکل منقار عقاب درآمده است.آنها آب مورد نیاز را از موادی که می خورند به دست می آورند و نمک اضافی را از طریق غده های نمک که در گوشه عقبی چشمشان قرار دارد دفع میکنند.

تخم گذاری لاک پشت های پوزه عقابی زودتر از گونه های دیگر آغاز می شود.ماده ها هر دو تا سه سال یکبارآماده تخم گذاری هستند.از ابتدای فصل بهار تخم گذاری شروع و تا پایان فصل ادامه می یابد.آنها در فصل تخم گذاری معمولاً دو و گاهی سه بار به فاصله دو هفته به ساحل می آیند و عمل تخم گذاری را تکرار می کنند.
لاک پشت ها معمولاً شب به ساحل می آیند.نرها هرگز به ساحل زادگاهشان بر نمی گردند ولی لاک پشت های ماده پس از رسیدن به سن بلوغ(معمولاً پس از 30 سالگی) برای تخم گذاری به همان ساحلی بر می گردند که در آن زاده شده اند و به احتمال بسیار زیاد همه تخم گذاری های بعدی نیز در همان ساحل زادگاه صورت می گیرد.
لاک پشت ماده وقتی تصمیم به تخم گذاری می گیرد به ساحل آمده و پس از پیدا کردن مکان مناسب و امن با باله هایش شروع به کندن یک چاله می کند.عمق یک چاله حدود 40 تا 50 سانتی متر است.پس از آن شروع به تخم گذاری می کند و در طی نیم ساعت حدود 120 تخم می گذارد.در پایان کار روی تخم ها را با ماسه می پوشاند و به دریا بر می گردد.کل این فرآیند 2 تا 5/2 ساعت زمانی

 می برد.
نوزادها پس از 35 تا  75 (بسته به گرمای هوا ) روز از تخم بیرون آمده و با تلاش و زحمت فراوان خود را از میان شن و ماسه به بیرون می کشند.بچه لاک پشت ها موقع بیرون آمدن از تخم 5 سانتی متر طول دارند و وزن آنها کمتر از 20 گرم است.نوزادها بعد از بیرون آمدن از میان ماسه ها به طرف روشن ترین افق یعنی دریا حرکت می کنند.نورهای مصنوعی(شهر  و روستاها و...)می تواند آنها را گمراه کند و از مسیرشان منحرف شوند!مرغ ها و پرندگان دریایی،لاشخورها،خرچنگ ها و... از دشمنان بچه لاک پشت ها هستند و قبل از رسیدن به دریا ممکن است آنها را شکار کنند.حتی پس از رسیدن به دریا هم خطرات زیادی آنها را تهدید می کند و تنها عده کمی از بچه لاک پشت ها (حدود یک درصد آنها)به بلوغ می رسند و در سنین بعد از بلوغ تنها كوسه ها هستند كه به آنها حمله مي كنند.
کشتن این لاک پشتهای زیبا برای گوشت آنها ، تخريب زيستگاه به شكل ايجاد انواع آلودگي ها به خصوص آلودگي هاي نفتي و صنعتي، تغيير و تبديل سواحل، انواع مختلف بهره برداري نظير ايجاد تفرجگاه هاي ساحلي، جاده سازي، ايجاد سيستم هاي روشنايي همه و همه دست به دست هم داده و به صورت هاي مختلف زندگي لاك پشت هاي دريايي را تهديد كرده و جمعيت هاي آنها را به سوي انقراض سوق مي دهند.
لاك پشت منقار عقابي در آخرين طبقه بندي اتحاديه جهاني حفاظت IUCN در طبقه بحراني يا به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد.

این گونه کمیاب از اواخر اسفند ماه تا خرداد ما ه در سواحل شنی روستای شیب دراز در جزیره قشم تخم گذاری می کند و بچه ها از اردیبهشت ماه از تخم بیرون می آیند .خوشبختانه از آغاز سال 1379 تا کنون این گونه تحت حمایت سازمان محیط زیست قشم و مردم محلی قرار گرفته است که لازم است ازآقایان  بیژن فرهنگ دره شوری – هومن جوکار –  فدایی و سازمان محیط زیست قشم کمال تشکر را نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 13:20  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

مارهاي ايران ( اميد اكبرزاده شيرازي)

مارهای ایران

مارها از 15 خانواده تشکیل شده اند. اما در ایران ما فقط از  8  خانواده مار داریم.

راسته مارهای ایران شامل 72 گونه است ، از این میان 41 گونه غیر سمی ، 8 گونه نیمه سمی ، و 24 گونه سمی است.

بر خلاف تصور عامه مشخصات ظاهری مارهای سمی ایران به شرح زیر می باشد.

1- کبرا ها  که فقط دو گونه در ایران زیست می کند کبرای سیاه و کفچه مار . وجود پولک های درشت بر روی سر – مردمک چشم گرد  تفکیک ایندو مار را از گونه های غیر سمی مشکل می کند. کفچه مار در صورت تحریک شدن سر خود را در ناحیه گردن پهن می کند و بالا نگه می دارد که در شناسایی آن کمک می کند .کبرا ی سیاه تنها مار سمی سیاه ایران است.

2 -گروه دوم از مارهای سمی ایران شامل خانواده افعی ها است . از این گروه ما 13 ( یک گونه افعی حفره دار) گونه در ایران داریم .

شناسایی این مارها نسبتا ساده است . پولک های سر زبر و تیغه دار –  سر کاملا مثلثی شکل و به وضوح پهن تر از ناحیه گردن – مردمک چشم عمودی است .

 

3- گروه سوم مارهای دریایی هستند که شامل 9 گونه است . شناسایی آنها ساده است دم آنها پهن و باله مانند شده است  ودر  فقط ناحیه مرزی دریای عمان و خلیج فارس زیست می کنند .

 

چند نکته

  • بزرگ ترین مار ایران حدود 2 متر درازا دارد  ( شتر مار شیرازی ) و غیر سمی است.
  • سم مارهای آبی کشنده است ولی خوشبختانه این مارها کاملا غیر مهاجم هستند.
  • افعی ها بچه زا هستند                                        
  • بعضی از گونه های افعی از پهلو می خزند.

  • مردمک چشم مارهای  بوا  عمودی است – پولک روی سر زیر – سر کاملا در امتداد بدن می باشد و غیر سمی هستند. بوا ها در ایران اندازه غوا آسا ندارند.
  • حدود 2400 گونه مار در دنیا شناسایی شده که 420 گونه سمی است.
  • مارها فاقد مثانه و پلک هستند و فقط یک شش دارند.
  • در فارسی به کسی که مریض است بیمار می گویند که از اعتقادات قدیمی سرچشمه گرفته است. ( علامت سازمان بهداشت جهانی ماری است که به دور عصایی پیچیده است)

 

منبع :

مار شناخت  رضا فرزان پی

 مارهای ایران دکتر لطیفی

جزوه آموزشی کامران کمالی

عکسها از اینترنت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت 13:15  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

بزرگ ترين خزنده ايران در خطر انقراض

گاندو بزرگ ترين خزنده ايران و تنها تمساح ايران با خطر انقراض مواجه است

به طوري كه در حال حاضر تعداد اين تمساح ها كه برخي آن را كروكوديل ايراني نيز مي نامند، به ٢٠٠ راس مي رسد.در پي سرشماري دفتر حفاظت محيط زيست، تعداد گاندوها يا تمساح هاي پوزه كوتاه ايراني كه تنها زيستگاه آن ها جنوب سيستان و بلوچستان است به ٢٠٠ راس رسيده است.گاندو، حيوان خزنده اي است با جثه اي بزرگ كه طول آن به ٨/٣ متر هم مي رسد.نام گاندو را اهالي سيستان و بلوچستان بر اين نوع از كروكوديل ايراني گذاشته اند. زيستگاه اين حيوان در آب هاي شيرين جنوب سيستان و بلوچستان است و اين جانور فقط در بنگلادش، هندوستان و قسمت هايي از پاكستان و ايران زندگي مي كند با اين حال گاندو كه يكي از اصلي ترين جاذبه هاي گردشگري سيستان و بلوچستان به شمار مي آيد، در خطر انقراض قرار دارد و حفاظت از جمعيت تمساح پوزه كوتاه ايراني تاكنون بيشتر توسط مردم محلي اين منطقه به دليل اعتقادي كه بوميان جنوب استان به اين تمساح ايراني دارند، صورت گرفته است.مردم محلي منطقه، گاندو را حافظ آب رودخانه مي دانند و اعتقاد دارند كه اگر گاندو كشته شود، آب منطقه خشك خواهد شد بنابراين، هم زيستي اين گونه منحصر به فرد با اهالي محلي بسيار مسالمت آميز است. اهالي محلي كه از اقوام بلوچ هستند، به زيستگاه گاندو نزديك نمي شوند و براي آن مزاحمتي ايجاد نمي كنند.گاندوها خزندگاني خونسرد هستند و يكي از ويژگي هاي اين گونه، خجل بودن و حساسيت نسبت به اصوات است.براي تماشاي گاندو بايد احتياط و از ايجاد سر و صدا خودداري كرد و به محدوده شنا كردن و استراحت آن ها نزديك نشد.تمساح پوزه كوتاه ايراني اگرچه با شش تنفس مي كند اما مي تواند تا چند ساعت زير آب بماند.زيستگاه اصلي اين تمساح ٣٨٠ هزار هكتار مساحت دارد و اكثر اين تمساح ها در رودخانه هاي سرباز، باهو كلات و كاجو زندگي مي كنند و سازمان حفاظت محيط زيست در سه منطقه باهو كلات و رودخانه هاي سرباز و كاجو براي جلوگيري از نابودي نسل اين خزنده كمياب، حفاظت و مراقبت از آ ن را بر عهده گرفته است.به گفته بسياري از كارشناسان اين جانور، بازمانده خزندگاني است كه در حدود ٢٦٥ ميليون سال قبل مي زيسته اند.مدير كل حفاظت محيط زيست سيستان و بلوچستان در اين رابطه گفت:  در حال حاضر ٢٠٠ تمساح پوزه كوتاه موسوم به گاندو در اين استان به عنوان تنها زيستگاه اين گونه نادر حيواني زندگي مي كنند.«پرويز آرامنش» افزود:  اين حيوان، بزرگ ترين خزنده ايراني است كه در منطقه حفاظت شده باهو كلات در رودخانه سرباز واقع در جنوب سيستان و بلوچستان به حيات خود ادامه مي دهد.وي، گاندو را از گونه هاي كمياب و بسيار ارزشمند جانوري موجود در كشور دانست.معاون مدير كل حفاظت محيط زيست سيستان و بلوچستان نيز گفت: در پي سفر استاني رئيس جمهور به استان، مركز نگهداري تمساح پوزه كوتاه در پايين دست سد پيشين با ٥٠٠ ميليون ريال اعتبار راه اندازي شد.«افسري» افزود:  در حال حاضر نوزاد تمساح پوزه كوتاه يا گاندو در اين محل نگهداري و سپس در تالاب هاي طبيعي رودخانه هاي سرباز، كاجو و باهوكلات، رهاسازي مي شود.وي اظهار داشت: از مهم ترين برنامه هايي كه در اين راستا طي سال گذشته انجام شده است سرشماري تمساح بود كه حدود ٢٠٠ قطعه تمساح در منطقه رويت شده است كه البته به احتمال زياد بيش از اين تعداد در منطقه وجود دارد. وي تصريح كرد: ٢١ گونه و ٧ ريزگونه از گاندو در جهان شناخته شده است كه در ٣ خانواده قرار دارد. وي افزود: توليد مثل اين گونه تمساح اواخر اسفند ماه و اوايل ارديبهشت بوده و در اين مرحله، تمساح ٢٥ تا ٣٥ تخم مي گذارد و بعد از ٥٥ تا ٦٥ روز، تمساح هاي ٢٥ تا ٣٥ سانتي متري از تخم بيرون مي آيد. وي اظهار داشت: اين تمساح به دليل داشتن پوزه پهن و كوتاه و جثه كوچك از ديگر تمساح ها متمايز است. به گفته وي طول اين گونه حداكثر به ٥/٣ متر مي رسد و قدرت سازش پذيري زياد، عكس العمل سريع، آفتاب گرفتن، پيمودن مسافت هاي طولاني در خشكي براي دستيابي به غذا از ويژگي هاي آن است.زيستگاه  اين جانور در ايران، غربي ترين محدوده زيستي جهاني اين گونه به شمار مي رود و عوامل زمين شناختي و آب شور، مهم ترين موانع محدود كننده حيات اين گونه است. زيست گاه هاي اين گونه منحصر به فرد از حوزه شهرستان سرباز شروع مي شود و در مسير رودخانه سرباز (باهو كلات) ادامه مي يابد و به بركه كلاني در نزديك هور باهو ختم مي شود.بخش ديگري از جمعيت اين گونه نيز در مسير رودخانه « كاجو» كه اين حوزه ها تا بخش هايي از شهرستان نيك شهر و بالا دست محل احداث سد زيردان ادامه مي يابد و بدين شكل تمام زيرشاخه ها و رودخانه هاي منتهي به رودخانه هاي اصلي كاجو، سرباز و باهو كلات مهم ترين حوزه زيستي تمساح مردابي به شمار مي رود. از جمله عوامل طبيعي كه حيات يا محيط زيست تمساح را مورد تهديد قرار مي دهد، خشكسالي است.يك كارشناس محيط زيست در اين رابطه مي گويد: خشكسالي از جنبه هاي مختلف زيستگاهي باعث وارد آمدن صدمات سنگين به جمعيت كوچك اين گونه شده است. «عسگري» افزود: نبود زيستگاه براي تمساح ها به معني نبود غذا و گرسنگي مفرط، موفق نبودن در توليد مثل، نبود شرايط بقاي نوزادان و ناتواني در تحمل شرايط خاص محيطي نظير گرما يا سرما باعث آسيب پذيري بيشتر و در نهايت مرگ آن ها مي شود.وي اظهار داشت: در اثر خشكسالي جمعيت موجودات آبزي از جمله ماهيان، سخت پوستان، آبزيان، پرندگان و ساير حيواناتي كه در محيط زندگي مي كنند كاهش پيدا مي كند بنابراين گاندوها براي پيدا كردن غذا با مشكل مواجه مي شوند.از سوي ديگر بسياري از فعاليت هاي بشري زندگي تمساح ها را مورد تهديد قرار مي دهد. برخي مردم محلي براي توسعه كشاورزي و زمين هايي كه در نزديكي محل زندگي تمساح ها يا حتي در دوردست قرار گرفته اند، مقادير متنابهي از آب بركه ها و رودخانه ها را توسط حفر كانال يا الكتروپمپ به سمت زمين هاي خود هدايت مي كنند و در نتيجه اين عمل از مقدار آب لازم براي زندگي اين حيوانات كم مي شود و زندگي آن ها به خطر مي افتد.يكي از ديگر عواملي كه زندگي تمساح ها را به خطر مي اندازد، سيل هايي است كه در مسير محل زندگي آن ها جريان مي يابد كه در اين رابطه با ايجاد سيل بندهاي متوالي، تغيير مسير رودخانه ها و جابه جايي درازمدت تمساح ها مي توان از انقراض و از بين رفتن اين گونه هاي منحصر به فرد جلوگيري كرد.«آسوده» يكي از دوست داران تمساح پوزه كوتاه ايراني، آموزش و آگاه سازي مردم از بي آزار بودن اين گونه را از راهكارهاي موثر حفاظت از تمساح مي داند و اضافه مي كند، بايد سازمان ها يا تشكل هاي غير دولتي در اين زمينه فعاليت بيشتري داشته باشند.در ادامه يك كارشناس محيط زيست هم گفت: تعيين زيستگاه هاي مناسب و معرفي مراكز نگهداري تمساح، ايجاد پايگاه تحقيقاتي و اكوتوريسم از جمله فعاليت هايي است كه مي توان براي بهبود شرايط اين گونه ي منحصر به فرد انجام داد. «محمدزاده» افزود: يكي از بهترين راهكارهاي جلوگيري از انقراض تمساح ايراني، سپردن مراقبت از گاندوها به بوميان منطقه است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 10:31  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

پلنگ ايرانی در خطر انقراض

نمايش تصوير بزرگتر پلنگ ايرانی در خطر انقراض !

هنگامى كه نام پلنگ ايران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زيرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار اين زيرگونه در سال هاى اخير تاييد شده است. اعضاى اين زيرگونه عمدتاً در ايران به سر مى برند اما در كپه داغ و تركمنستان، قفقاز، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان، بخشى از تركيه، افغانستان و شايد كردستان عراق نيز حضور دارند. البته دامنه پراكنش كامل آن را به طور دقيق نمى دانيم زيرا به رغم آنكه پلنگ از بسيارى جهات جانورى مهم به شمار مى آيد، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراكندگى و تغييرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانيم گسترش جغرافيايى نسبتاً وسيعى دارد كه ايران در مركز آن قرار مى گيرد اما محدود به ايران نمى شود. آن طور كه ركوردهاى شكارچيان نشان مى دهد پلنگ ايران اگر بزرگترين زيرگونه نباشد يقيناً يكى از بزرگ جثه ترين زيرگونه هاى پلنگ در دنيا است.اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ خويش براى بعضى زيرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گيرد، براى مثال گونه پلنگ را آسيب پذير (vulnarable) و زيرگونه پلنگ ايرانى را در خطر انقراض -endangered طبقه بندى مى كند.

پلنگ بزرگترين گربه‌سان ايران (در حال حاضر) با جثه‌اي بزرگ كه طول بدن آن تا 160 سانتي‌متر و گاهي تا 180 سانتي‌متر و طول دم تا 110 سانتي‌متر و بلندي در ناحيه شانه تا 75 سانتي‌متر مي‌رسد. بدن اين گربه‌سان نسبتاً دراز و باريك و دست‌ها و پاهاي قوي او با پنجه‌ها و ناخن‌هاي بزرگ و گوش‌هاي كوتاه و مدور و بدون موهاي بلند انتهايي، و دم دراز كه طول آن معمولاً از نصف طول بدنش بيشتر است.

دسته خال‌هاي گل مانند در همه‌جاي بدن و دم و دست‌ها و پاها پراكنده شده است.

در روي ستون فقرات بعضي از پلنگ‌ها، خال‌ها دنبال هم قرار گرفته و به صورت نوار نمايان مي‌شود.

محل زندگي پلنگ ايران جنگل‌ها و ارتفاعات كوهستاني تا حدود 4000 متر ارتفاع است. پلنگ‌ها زندگي در نواحي پردرخت و صخره‌اي و نزديك رودخانه را ترجيح مي‌دهند. كمتر به سمت كوهپايه پايين مي‌آيند و به‌ندرت در دشت‌ها ديده مي‌شوند. اگر چه پلنگ‌ها بيشتر به هنگام شب‌ فعاليت دارند ولي در روز هم ديده مي‌شوند. پلنگ داراي استعداد جسمي بي‌همتايي است؛ از درخت و صخره با چالاكي بالا مي‌رود، دو و پرش اين گربه تحسين‌آميز است، راحت شنا مي‌كند و در شكار چنان مهارتي دارد كه نظيرآن كمتر ديده مي‌شود. سازش پلنگ با اكوسيستم‌هاي مختلف نيز بازتابي از قدرت و انعطاف‌پذيري اين جانور است. وجودش ظاهراً فقط منوط به حضور طعمه‌هاي مورد علاقه، يعني كل و بز و قوچ و ميش و گراز است(در ايران).

لذا همان‌طور كه اشاره شد پلنگ در بيشتر مناطق ايران- به استثناي بيابان‌ها، مزارع و جلگه‌هاي گسترده- از جنگل‌هاي انبوه شمال تا ارتفاعات خشك جنوب، زندگي مي‌كند.

پلنگ شمال ايران جزو بزرگترين پلنگ‌هاي جهان است، و وزن آن به 90 كيلو‌گرم مي‌رسد؛ در مقابل، وزن نمونه‌هاي بزرگ پلنگ‌هاي آفريقا و هندوستان حدود 60 كيلوگرم است.

فصل جفت‌گيري پلنگ، اواسط زمستان و دوران بارداري آن حدود 5/3 ماه است. تعداد توله‌ها نيز 2 تا 3 قلاده است كه بعد از 10 روز چشم باز مي‌كنند.

متوسط طول عمر پلنگ 18 سال است و در سن بلوغ به غير از دوران جفتگيري، به طور انفرادي ديده‌مي‌شود. البته عمر طبيعي پلنگ‌هاي نر بيشتر از عمر طبيعي پلنگ‌هاي ماده است. از جمله افرادي كه روي عادات و رفتار پلنگ ايران تحقيق و مطالعه داشته خانم آرزو صانعي است. وي در پايان‌نامه كارشناسي خود تحت عنوان «بررسي وضعيت پلنگ در ايران» به راهنمايي دكتر هدايت‌ا...‌تاجبخش (تابستان 1383)، به بررسي مرفولوژي پلنگ‌ ايران، خصوصيات و رفتار، پراكنش پلنگ در ايران، عوامل تهديد آن در ايران و غيره پرداخته است، و در تهيه مطالب پيش‌روي شما، از مطالعات و تحقيقات ايشان نيز استفاده شده است.

پلنگ نسبت به ساير گربه‌هاي وحشي گسترده‌ترين توزيع را دارد و تنوع زيادي را از نظر ظاهر، رفتار، درنده‌خويي و ابعاد جثه نشان مي‌دهد.

پلنگ جزو معدود جانوراني است كه خيلي راحت خود را با تغييرات محيط زندگي وفق مي‌دهد. پلنگ‌ها بسيار پنهان‌كار و زيرك هستند. در ميان گربه‌هاي بزرگ شايد بهترين كمين‌كننده‌ها باشند. پلنگ‌ها بسيار چابك از درخت بالا مي‌روند و قادرند از سمت سرشان از درخت پايين بيايند. علاوه بر توان صعود، شنا‌گران ماهري نيز هستند، اما مانند ببرها به آب علاقه نشان‌ نمي‌دهند.

شنوايي و بينايي، از قوي‌ترين حواس آن‌هاست. پلنگ‌ها به دليل عادت شبگردي و به علت مزيت پنهان كاري خود، مي‌توانند در كنار مناطق مسكوني انسان‌ها زندگي كنند بدون اينكه شناسايي شوند. پلنگ اين توانايي را دارد كه به شكار خود بدون اينكه ديده شود، بسيار نزديك گردد، سپس با كمين كردن و پرش، پس‌گردن يا گلوي طعمه را گاز مي‌گيرد.

همانطور كه ذكر شد زمان جفتگيري پلنگ در ايران ماه‌هاي بهمن و اسفند مي‌باشد. طول مدت فحلي براي ماده‌ها معمولاً 6 تا 7 روز و براي نرها حدود 46 روز است. مرگ و مير توله‌ها در سال اول تولد 41% تا 50% در سال تخمين زده مي‌شود. فاصله بين دو زايش به‌طور متوسط 15 ماه تا دو سال است. البته اين مدت با از بين رفتن نوزاد حيوان، كوتاه‌تر مي‌شود. سن استقلال توله‌ها 14 تا 18 ماهگي است. در مناطقي‌ كه شكار فراوان است، به ويژه اگر زيستگاه همسايه توسط پلنگ‌هاي ديگر اشغال شده باشد، ممكن است جدا شدن توله‌ها به تأخير بيفتد، اما به‌طور كلي نرها در 18 ماهگي به دنبال قلمرو خاص خودشان مي‌گردند و ماده‌ها بعد از 2 سال مادر را ترك مي‌كنند- اگرچه همچنان در نزديكي پايگاه مادر باقي مي‌مانند.

نسبت جنسيت در سن بلوغ در پلنگ‌ها به نسبت يك نر و 8/1 است.

سن آخرين بارداري و توليد مثل به‌طور متوسط 5/8 سال در باغ ‌‌وحش براي ماده‌ها و در محيط طبيعي 12 سال براي هر دو جنس است.

همانطور كه ذكر شد، چشمان نوزاد پلنگ در هنگام تولد بسته است، شايد دليل آن حفاظت چشم‌ها در برابر خورشيد و جلوگيري از سرگرداني نوزاد باشد. بعد از حدود 10 تا 14 روز چشمان نوزاد باز مي‌شود.

در مورد سازگاري پلنگ براي شكار كردن و زندگي راحت‌تر چند نكته قابل ذكر است؛ از جمله پوست شل شكم كه كمك ‌مي‌كند تا هنگام لگد زدن شكار، پلنگ كمترين صدمه را ببيند و موهاي متراكم و انبوه جهت حفاظت حيوان از آب و هواي سردتر، پوشش خالدار استتار حيوان، بلندتر بودن پاها نسبت به دست‌ها جهت تسهيل پريدن ( اين خصوصيت در شكار كردن طعمه بسيار مهم است)، قرار گرفتن چشم‌ها در جلو جهت مشاهده بهتر شكار، پنجه جمع‌شونده جهت گرفتن و نگه داشتن شكار، زبان زبر جهت كندن پوست شكار و جدا كردن آن از گوشت و جدا كردن گوشت از استخوان.

پلنگ در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف، نما‌يه‌هاي گوناگوني را به جاي مي‌گذارد. بدين ترتيب جهت مشاهده و بررسي هر يك از اين نمايه‌ها با درنظر گرفتن شرايط و نحوه ايجاد آن بايد زمان و مكان خاصي را براي جست‌وجوي آن انتخاب كرد.

در بررسي رد پاي پلنگ نيز مانند بسياري ديگر از حيوانات، مناسب‌ترين زمان هنگام طلوع آفتاب است. نمايه‌ها در مورد پلنگ عبارتند از: لانه، صدا، بو، مدفوع، ادرار، خراشيدگي بر روي درخت، له شدگي پوشش گياهي

(محل غلتيدن پلنگ)، رد پا، آثار باقي‌‌مانده از شكار طعمه.

تجزيه و آناليز مدفوع پلنگ نيز مي‌تواند اطلاعات بسياري درباره وضعيت و نوع تغذيه حيوان به ما بدهد. به‌طور مثال در مورد پيدا‌شدن مدفوع پلنگ كه پشم سفيد در آن بود ( سولگرد پارك ملي گلستان‌)، پس از تجزيه و مشاهده محتويات مدفوع، ناخن يك پلنگ در آن پيدا شد و مشخص شد كه پلنگ از يك پلنگ ديگر تغذيه كرده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 10:34  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

مارهای کویر

نمايش تصوير بزرگتر مارهای کویر

مارها در مناطق گستردهای از زمین پراکنده می باشند کشور ما به ویژه در بخشهای مرکزی بعلت کویری بودن و خشک بودن این مناطق محل مناسبی برای زندگی برخی مارها می باشد که عمدتا خطر ناک هستند مانند انواع افعی ها از جمله افعی شاخدار، تیر مار ، مار جعفری ، گرزه مار و برخی دیگر از انواع شاید بد نیست بدانید مارها در عین حال اینکه حیواناتی خطر ناک و مهاجم هستند بسیار حیوانات ترسوئی نیز میباشند اگر به انها زیاد نزدیک نشوید و یا در موقعیت مناسبی قرار داشته باشید که مار نتواند به شما حمله کند این حیوان به سرعت سعی به فرار می کند . اغلب حمله آنها به انسان بدلیل بی احتیاطی است از انجا که مارها اغلب هم رنگ محیط اطرافشان هستند از این رو دیدن انها بسیار دشوار است و به همین لحاظ اغلب بدلیل ندیدن انها ، بیش از حد به انها نزدیک می شویم و حیوان بدون اطلاع از اشتباه ما تنها برای دفاع اقدام به حمله میکند و یا بدون توجه دست در زیر سنگ و یا بوته ها بردن و یا بازی با انها همه از عوامل حمله این حیوان خوش خط و خال به انسان میباشد. بد نیست اشاره شود احتمال روبرو شدن با مار و حمله ان به انسان بسیار ضعیف است. برای روشن شدن باید بدانید مرگ حاصل از اصابت رعدوبرق تلفات بیشتری از گزش این حیوان دارد. جالب توجه است اگر بدانید بیش از 90% افرادی که بعلت مارگزیدگی جان می بازند علت مرگ انها وجود سم مار در بدن مقتولان نیست بلکه ترس و استرس از این حیوان و وحشت از ان باعث مرگ می شود حتی در بعضی از موارد روی بدن جان باختگان اثری از گزش پیدا نمیشود. دلیل این امر بسیار روشن است و این مربوط به عوامل مختلفی است که توضیح داده می شود اول باید مکانیزم عمل سم مارها را بدانیم سم مارها به دو گونه عمل میکنند یکی از خطر ناکترین این مکانیزمها اثر سم بر روی سیستم عصبی و در نتیجه فلج عمومی بدن صیداست و دیگری تاثیر بر روی خون که در نوع اخیر سم موجب تخریب گلبولهای قرمز یا به عبارتی موجب همولیز شدن گلبولهای قرمز می شود. به هر حال برای تاثیر هر دو نوع سم نیاز به مقدار کافی از سم می باشد. اما مورد بعدی ساختار تزریق توسط حیوان می باشد برخی از مارها در داخل دندانهای نیش خود حفرهای دارند که مستقیم به کیسه حاوی زهر در فک بالائی حیوان متصل می باشد و در موقع لزوم و فشار بعلت گزش سم از کیسه ها خارج شده و از تریق کانال مذکور به بدن صید تزریق میگردد. در این حالت سم به میزان بیشتر و بدون انکه به اطراف ریخته شود وارد بدن صید میشود. اما برخی دیگر از مارها تنها بر روی دندانهای نیش خود دارای شیار ظریفی هستند که روی ان باز می باشد و سم از این طریق به بدن صید میرسد در این شکل مقدارقابل توجهی از سم حدر رفته و همه ان به بدن صید نمیرسد سوم همانطور که گفته شد ترسیدن بیش از حد این حیوان از انسان و همینطور انسان از مار می باشد. نتیجه اینکه مجموع این سه عامل موجب میشود تا انقدر هم که فکر میکنیم مارها خطر ناک نیستند. یعنی دوز یا مقدار سم که بتواند خطر ناک باشد به ندرت توسط مار امکان دارد در بدن انسان تزیق شود. چرا که حتما در موقع تزریق سم هم فرد گزیده شده و هم مار از وجود هم مطلع شده و واکنشهای سریع و خارج از تصوری برای فرار از مهلکه از خود نشان میدهند و به همین دلیل اغلب مار حتی اگر دارای دندان کانال دار و سم مهلک عصبی داشته باشد فرصت تزریق نمی یابد و بسیاری از مواقع ممکن است مار برای شکار و تهیه غذا حیوان دیگری را در موقع صید گزیده باشد که در این صورت فشار مایع سم برای تزریق و مقدار ان در کیسه های زهر کاهش یافته است. به هر ترتیب باید از مارها پرهیز کرد. اما باید توجه داشت این حیوان که بسیار برای ما مرموز و اسرار آمیز است. علاوه بر داستانها و روایتهای تاریخی و حتی احترام برخی از ملل و اقوام به این حیوان از دیر باز ( مصر باستان ) تا امروز ( در برخی کشورهای افریقائی به ویژه هندوستان ) باید اعتراف کرد وجود این حیوان در چرخه اکوسیستم در بسیاری از بیومها ی طبیعی نقشی کاملا مثبت و متعادل کننده بوده و هر گونه تغیر در جمعیت و یا از بین رفتن این حیوان می تواند لطمه سنگینی به محیط زیست وارد نماید. مهمترین عامل کنترل تعداد موشها در مناطق بیابانی و کویری وجود مارها می باشد که نبودن انها موجب افزایش جمعیت این جونده شده و در نتیجه پوشش گیاهی یک منطقه و سایر عوامل موجود در چرخه اکوسیستم یک محیط را به نابودی بکشاند. در روایتها و داستانهای کهن از مار به عنوان نگهبان گنجهای بزرگ و افسانه ای یاد شده و امروزه این حیوان گرانبها ترین گنج انسان امروزی که همان محیط زیست است را نیز نگهبانی میکند. با امید به اینکه به خاطر ترس کاذب خود و یا تفریح به حیوانات آسیب نرسانیم و وجود انهارا در طبیعت پیرامون خود لازم و محترم بشماریم
..


حال با توجه به فراوانی گونه های مختلف مار در ایران به خصوص در مناطق کویری ایران ، بهتر است روش تشخیصمارهای سمی و غیر سمی را نیز بدانیم :

تشخیص سمی بودن مار کار خیلی دشواری نیست موارد زیر روش تشخیص سمی بودن مار را به شما آموزش می دهند :
سر مارهای سمی مثلثی شکل و بیرون زده از راستای بدن است در حالی که مارهای غیر سمی سری معمولا گرد و مدور و در راستای بدن دارند .
در مارهای سمی دندانهای نیش از سایر دندانها بزرگترند در نتیجه در نقطه گزش معمولا جای دو دندان به خوبی قابل تشخیص است در حالی که در مارهای غیر سمی دندانه یک اندازه هستند و در نقطه گزش جای دو سری دندان موازی دیده می شود .
مارهای سمی دارا مردمک چشم بیضی شکل هستند در حالی که مارهای غیر سمی مردمکی گرد دارند ( مار مرجانی که از مارهای منلطق کویری و بسیار خطرناک است دارای مردمک گرد است ولی حلقه های رنگین موجود در پوست آن را مشخص می کند )
مارهای سمی دارای پوستی رنگین و پر خط و خال هستند در حالی که مارهای غیر سمی پوستی ساده دارند
مارهای سمی دارای فرورفتگی در بین دو چشم هستند در حالی که مارهای غیر سمی فروررفتگی در بین دو چشم ندارند .
مارهای کوچک اکثرا سمی هستند و مارهای بزرگ اکثرا غیر سمی هستند

منبع : http://www.iranview.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 10:32  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

wolf (امید اکبر زاده)

گرگ خاکستری

Gray wolf

Canis lupus

بزرگترین  عضو خانواده سگ سانان است  که وزنش تا ٨٠ کیلوگرم می رسد ،  جثه گرگهای مناطق سردسیر و کوهستانی از آنها که در مناطق گرم و خشک زندگی می کنند بزرگ تر است. گرگها در دو سالگی بالغ می شوند .حدود  ١٣ سال عمر می کنند. طول دوره حاملگی آن  ٦٣ روز است و متوسط شش توله می زایند.

تقریبا در تمام نمکره شمالی یافت می شوند. در حالیکه تعداد آنها در آسیا هر روز کمتر می شود جمعیت آنها در اروپا و آمریکای شمالی در حال افزایش است .

گرگ ها حیوانات بسیار باهوشی هستند. به صورت گروهی شکار می کنند که در این حالت توانایی شکار حیواناتی  تا ده برابر وزن خود را دارند ولی اگر تنها به شکار بروند فقط می توانند حیوانات بسیار کوچک را شکار کنند. تعداد اعضا در هر گروه به بزرگی شکار بستگی دارد و معمولا بین پنج تا هفت گرگ است.

یک گرگ بالغ در هر روز به سه کیلوگرم  گوشت  نیاز دارد ولی معمولا روزهای زیادی را گرسنه می ماند اما وقتی موفق به شکار شد تا ٩ کیلوگرم گوشت می خورد . حدود    ١٠٪  از حملات موفقیت آمیز است پس گرگها تحدیدی برای از بین رفتن گونه های جانوری نیستند.

در هر گروه یک جفت  بالغ وجود دارد بقیه اعضا معمولا جوان هستند که گاه تا دو سال پیش والدین می مانند و بعد از آن از گروه جدا می شوند ولی تا زمانیکه جفتی پیدا نکنند در قلمرو والدین باقی می مانند. کلیه اعضا گروه در مورد حفظ  قلمرو مسوول می باشد و هر یک بصورت انفرادی و ماهانه در کل قلمرو گردش می کنند و آنرا نشانه گذاری می نمایند. اگر نر بالغ گروه از بین برود جفت او وظیفه رهبری گروه را تا وارد شدن یک نر بالغ دیگر بعهده می گیرد.

حمله گرگ به انسان بصورت نادر گزارش شده است  بطوریکه در آمریکای شمالی هیچ سند معتبری از این حملات وجود ندارد.

زوره گرگ از ١٦ کیلومتری برای انسان قابل شنیدن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 15:24  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

هما (امید اکبرزاده)

 هما Lammergeier(Gypaetus barbatus)

  این پرنده افسانه ای  از خانواده لاشخورها می باشد. فاصله  طول دو بال هما 280-   250 سانتیمتر است .

اگر چه در گذشته  در بسیاری از ارتفاعات البرز و زاگرس می زیسته است اما امروز جز در نواحی شمالی ایران خصوصا منطقه ارسباران مشاهده نشده است. خارج از ایران در همسایگان شمالی و همچنین در بسیاری از ارتفاعات هیمالیا وجود آن گزارش شده است. جز هما  وجود   ٤  گونه لاشخور دیگر نیز در ایران گزارش شده است .همه گونه های موجود در ایران مردار خوار بوده دارای حس بویایی  بسیار قوی می باشند و همه جز  لاشخور مصری و هما سری فاقد مو دارند . هما برای لانه سازی ارتفاعاتی را انتخاب می کند که بادگیر نباشد.

صدای هما چیزی شبیه به سوت زدن می باشد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 10:24  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ثبت حضور یک پرنده جدید براي اولين بار در ایران

ثبت حضور یک پرنده جدید براي اولين بار در ایران

در خلال سرشماری زمستانی پرندگان مهاجر آبی که از تاریخ 21/10/1385 در سطح کشور به مورد اجرا گذاشته شد در تاریخ 23 دی ماه 1385 ساعت 15.30 در تالاب بین المللی گمیشان حد فاصل سرمحيط باني گميشان از غرب، اراضي كشاورزي از شرق و كانال آبرساني آلاگل به گميشان از شمال یک قطعه غاز بارناکل با نام علمیBranta leucopsis در میان 80 قطعه غاز خاکستری توسط تیم بررسی کننده متشکل ازEdwin De Weerd ، Edwin Winkel ، رمضان علي قائمي، محمود شکیبا، وحید خیر آبادی، سيامك مسعودي زنجانی و محيط بان محمد رضا شكوري مشاهده، شناسایی و عکس برداری شد.

 اين پرنده داراي جثه متوسط و نسبتاً چاق، گردن كوتاه و كلفت، سر گرد و منقار كوتاه است. طول بدن 58 الی 71 سانتی متر و وزن آن 2010-1290 گرم می باشد. به واسطه سياه بودن گردن و بخش هاي بالايي سينه، زير تنه خاكستري- سفيد، روتنه خاكستري همراه با رگه هاي سياه و سفيد، گونه و پیشانی سفيد معمولاً با سایر پرندگان اين خانواده اشتباه گرفته نمی شود. البته در حين پرواز و در فواصل دور تشخيص سفيدي گونه و پيشاني مشكل بوده و تنها از تضاد بخش هاي سياه و سفيد در ناحيه سينه شناسايي آن ممكن می گردد. همه ساله با شروع فصل سرما از نواحی تولید مثل كه عمدتاً مناطق صخره ايي و پرتگاههاي بيوم تندرا ترجيحاً نزديك آب واقع در قطب شمال بوده به طرف مناطق زمستان گذرانی خود با سيماي چمن زارهاي كم ارتفاع نزديك مناطق ساحلي كشورهايي همچون بریتانیا، اسکاتلند، ایرلند، هلند، مصر و شمال آمریکا مهاجرت می نمایند.

اين پرنده اساساً گیاهخواربوده و از برگ، ریشه، دانه گیاهان خشکی و آبزی و حتی محصولات اراضی کشاورزی تغذیه می کند.

فصل تولید مثل آنها از ارديبهشت تا تير ماه است. آشیانه ها به صورت کلنی و در مناطق صخره ايي و پرتگاهها با مواد گیاهی، خزه و گل سنگ ساخته می شود. معمولاً 5-4 عدد تخم گذاشته و به مدت 25-24 روز بر روی آنها می خوابد. جوجه ها قهوه ای مایل به خاکستری در قسمت بالا تنه روشن تر و در قسمت پایین تنه تیره تر می باشند. سن بلوغ این پرنده 2 و گاهی سه سالگی هم گزارش شده است.

بررسي هاي انجام شده در دهه 1980 نشان داد كه جمعیت جهاني غاز بارناکل بین 95000-80000 بوده و در اثر اجراي برنامه هاي حفاظتي روند رشد ثابتي پيدا نموده است. همچنين در سال 1993جمعيت زمستان گذران آن در شمال روسيه و بالتيك و نيز هلند 176000 قطعه تخمين زده شد.

شايان ذكر است افزایش حفاظت از زیستگاههای تولید مثل این گونه در بسیاری از کشورها باعث بهبود وضعیت جمعیت آن در سالهای اخیر شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 18:51  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

یوز پلنگ

يوزپلنگ به چه معناست؟

 واژه يوزپلنگ يکی از واژه های اصيل ايرانی است که از ترکيب دو کلمه يوز و پلنگ حاصل شده است. يوز بُن مضارع مصدر يوزيدن به معنای " جَستن، جهيدن و طلب کردن" بوده و از اين رو يوزپلنگ، به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آنرا با جستن و دنبال کردن می گيرد. درگذشته اين جانور را پلنگ شکاری می ناميدند که به سبب شباهت زياد آن به پلنگ و روش شکار منحصربفرد آن بوده است. ايرانيان باستان اين جانور را بيشتر با نام "يوز" می شناخته اند و کمتر کلمه "يوزپلنگ" را برای آن بکار می بردند. همچنين به اين جانور به خصوص در زمان تولگی "هَوْبَر" هم گفته می شده است 

برای اين جانور زيیا در زبانهای مختلف نامهای گوناگونی بکار رفته است. در زبان عربی يوز را "فهد" می نامند درحاليکه در افغانستان به آن "تازی پرنگ" (فارسی دری) و "تازی پلنگ" (پشتو) گفته می شود. در پاکستان نيز در زبان براهوئی به آن "يوز" گفته می شود. در گويش سواحيلی نيز که در شرق آفريقا رايج است نام "دوما" را برای اين جانور بکار می برند.يوزپلنگ در زبان انگليسی "چيتا Cheetah" گفته می شود که ريشه سانسکريتی داشته و از هندوستان بدست آمده است. امروزه در سرتاسر دنيا اين جانور را با نام انگليسی آن می شناسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 18:32  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  |