تبليغاتX
گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

گروه کوهنوردی کوهیاران پارس ـ شیراز

آشنایی با صورتهای فلکی 3-(مرسا رحیمی نژاد)

فصل دوم قسمت دوم

 جبــــــــار ( شکارچی) Orion :

این صورت فلکی زیبا که پاییز و زمستان بسیار خودنمایی می کند در قسمت جنوب آسمان قرارگرفته است شکل آن درنظر عموم به بادبادک شبیه است که البته چندان هم اشتباه نیست اما نکته قابل توجه آن است که این تصویر بادبادک گونه تنها قسمتی از این صورت فلکی عظیم است.(تصویر18) برای یافتن این صورت فلکی کافی است در پاییز و زمستان به ناحیه جنوب- جنوب غربی آسمان نگاه کنید.

 

رجل الجبار و ابط الجوزا دو ستاره پرنورآن هستند . رجل الجبارهفتمین ستاره پرنور آسمان به لحاظ روشنی ظاهری است و در واقع درخشنده ترین ستاره کهکشان ما است. فاصله  آن از ما در حدود 500 سال نوری است و چنانچه در محل کنونی خورشید قرارمی گرفت نورانیت آن به حدود 21000 سال نوری می رسید. رجل واژه ای عربی به معنای پا ، پای شکارچی را مشخص می کند. ابط الجوزا به رنگ نارنجی روشن است و زیر بغل شکارچی را نشان می دهد. قطر ابط الجوزا تقریبا 800 برابر قطر خورشید است.

بین ابط الجوزا و رجل الجبار سه ستاره از قدر دوم قراردارند که کمربند جبار را ترسیم می کنند.

شیء بسیار جالب توجهی در شمشیر جبارقراردارد. و با چشم برهنه به صورت ستاره ای مه آلود دیده می شود. این توده ابری در حقیقت همان سحابی جبار است که حاوی توده ای عظیم از گاز و غبار که در حالت انگیزش دائمی هستند و جرم آن به 1000 برابر جرم خورشید می رسد. این سحابی به کمک نور ستاره θ – جبار که در نزدیکی مرکز این ابر وسیع قراردارد دیده می شود. در تصویر 20 می توانید این توده مه آلود راببینید.

 

 

تصاویر زیر تصاویر واقعی از سحابی جبار هستند که توسط تلسکوپهایی خارج از جو زمین ثبت گردیدند.

 

 

 

افسانه جبــــار:

جبار لاف آن زد که هیچ جانوری نمی تواند بروی چیره شود. او جان خود را برسر این لاف گذاشت و عقربی که ژوپیتر فرستاده بود آنرا کشت . قلب الهه دیانا به حال او سوخت و اورا به آسمان برد و در مکانی دور از عقرب قرارداد. ( به دوری نیمی از آسمان ، در فصل های آینده بهتر متوجه تفاوت مکانی این دو صورت فلکی خواهید شد.)

 

 

جوزا ( دوپیکر ، توامان) Gemini :

راس پیکر پیشین و راس پیکر پسین ، دو ستاره روشن این صورت فلکی هستند. ستاره راس پیکرپسین غولی است از قدر اول، راس پیکرپیشین اندکی کم سوتر است. درنامگذاری علمی راس پیکر پسین ستاره پرنورترβ وراس پیکرپیشین α جوزا نامیده می شود. این دو ستاره هر چند به ظاهر در گوشه ای از آسمان همسایه هستند اما در حقیقت از یکدیگر بسیار دور هستند.

 

این صورت فلکی در سمت چپ جبارقراردارد و با توجه به دو ستاره پرنورش یافتن آن بسیار آسان است. البته روش دیگر برای یافتن آن استفاده از دب اکبر است بدین ترتیب که ازامتداد سها و عناق دب اکبر به طرف آبریزآن وارد میشویم و آنرا در جهت قطری ادامه دهیم تا به ستاره β- جوزا برسیم. ( تصویر26)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 13:15  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

اطلاعیه کارت عضویت اعضا

 قابل توجه اعضا گروه کوهنوردی کوهیاران پارس

با توجه به اینکه جهت صدور کارت عضویت نیاز به عکس جدید رنگی شما می باشد لطفا تا تاریخ ۱۵/۱۱/۸۷ یک قطعه عکس که بصورت  دیجیتال گرفته شده است را به آقای امید اکبر زاده تحویل و یا به آدرس  زیر پست نمایید.

oakbarzadeh@yahoo.com

 لازم به ذکر است با توجه به ۳ ساله بودن اعتبار کارتهای جدید برای اعضایی که تا تاریخ مذکور اقدام به تحویل و یا ارسال عکس ننمایند تا پایان سال ۱۳۹۰کارت عضویت صادر نخواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/29ساعت 17:27  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آشنایی با صورتهای فلکی2 -(مرسا رحیمی نژاد)

فصل دوم قسمت اول

 در این فصل به شناسایی صورتهای فلکی فصل زمستان می پردازیم و امید است که پس ازپایان این فصل بتوانیم به آسانی این صورتهای فلکی را بیابیم.

 برساوش ( پرسه ئوس – برنده سر غول ) Perseus:

این صورت فلکی را می توان در نزدیکی سمت الراس یافت . در این صورت فلکی ستاره واقعا پرنوری وجود ندارد. اما ستاره β- برساوش شایان توجه است. این ستاره از نوع گرفتی (کسوفی ) به حساب می آید.β– برساوش ( راس الغول یا سر غول ) در واقع از دو ستاره تشکیل شده است. یکی بزرگ وکم نورونسبتا سرد و دیگری نورانی ، کوچک و داغ که به فاصله 18 میلیون کیلومتر از یکدیگر به دور گرانیگاه مشترکشان می گردند. صفحه مدار آنها با شعاع دید از زمین زاویه 8 درجه می سازد. هر دو روز و 21 ساعت یکبار ستاره کم سوتر همدم پرنورتر خود رامنکسف می کند و روشنی ظاهری مجموع به ⅓ مقدار عادی کاهش می یابد.لازم به ذکر است که گرفت همدم کم نور توسط ستاره پرنور فقط کاهش اندکی را در روشنی سبب می شود.(در تصویر1- β- برساوش مشخص است.)

 

در تصویر زیر ستاره α-برساوش به نام mirfak و ستاره β آن به نام راس غول کاملا مشخص است.

برای یافتن این صورت فلکی کافی است ذات الکرسی را بیابید وچنانچه ستاره راس ضلع بازتر آنرا به طرف جنوب ادامه دهید نخستین صورت فلکی که به آن می رسید برساوش است .( تصویر4) در حقیقت این صورت فلکی به گونه ای در آسمان قرارگرفته است که گویی در زیر پای ذات الکرسی جای دارد و بازوی کهکشان راه شیری نیز پس زمینه آن می باشد. فلش سبز رنگ پایینی محل ستاره سرغول را نشان میدهد.

  

افسانه برساوش :

طبق اساطیر برساوش شخصیت افسانه ای است که آندرومدا دختر زیبای کفئوس (قیفاوس) و کاسیوپه ( ذات الکرسی) را از دست غول نجات می دهد و با جادوی خود غول را به سنگ تبدیل می کند.

 

ارابه ران (ممسک العنان) Auriga :

این صورت فلکی به شکل 5-ضلعی است . در واقع فقط چهار تا ازاین 5 ستاره ها به ارابه ران تعلق دارند.ستاره پنجم ، β-ثور است که متعلق به صورت فلکی ثور یا گاو است. ستاره عیوق یا بزبان پرنورترین ستاره این 5 ضلعی ، از حیث روشنی ظاهری در جمع همه ستارگان مرتبه پنجم دارد.ارابه ران را معمولا چون مردی تصور می کنند که ماده بزی به دست دارد و ستاره عیوق نشان دهنده قلب بز است. اعراب به مثلث کوچکی از سه ستاره که نزدیک به عیوق است بزغالگان می گویند.(تصویر6)

 

این صورت فلکی تقریبا در حد فاصل میان جبار و جدی ( ستاره قطبی در صورت فلکی دب اصغر) جای دارد. شکل پنج ضلعی آن و نیز روشنی عیوق ( با قدر ظاهری 2/0 ) به تشخیص این صورت فلکی بسیار کمک می کند. در تصویر 7 دب اصغر و جبار در دایره زرد و ارابه ران در دایره سبز مشخص گردیده است که با استفاده از فلشهای ترسیم شده به آسانی می توانید ارابه ران را بیابید.

در تصاویر ذیل ارابه ران را بیابید(؟)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 9:55  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

گاهی کلامی (4)

مرد باید برود گرچه آخر نرسد

 روزی از روزها،شبی از شبها خواهم افتاد وخواهم مرد اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم تا هر چه دیرتر بیفتم،هر چه دیرتر وهر چه دورتربمیرم،نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم وبمانم افتاده باشم وجان داده باشم همین.

 برگرفته شده از کتاب: گفتگوهایی تنهایی دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/25ساعت 12:35  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ریشه شناسی نام هیمالیا - امیر باستانی

ریشه شناسی نام هیمالیا

نام هیمالیا (هیمالایا هم نوشته شده) از کلمه سانسکریت हिमालय (محل قرار گیری برف یا برفستان) که از دو جزء हिम (برف) و आलय محل قرارگیری تشکیل شده است.

رشته ای کوهی در جنوب مرکزی آسیا است که طول آن حدوداً 2414 کیلومتر (1500 مایل) است.

آشنايي با نحوه پيدايش رشته كوه هيماليا:

بيش از 250 ميليون سال پيش، هند، آفريقا، استراليا و آمريكاي جنوبي همگي به هم متصل بودند كه در جغرافيا به آن قاره پانگئا مي گويند. طي چند ميليون سال بعد، اين قاره بزرگ جنوبي شروع به تكه تكه شدن كرد و به قاره هايي كه ما امروزه مي شناسيم، تقسيم شد. در همين رابطه، نظريه اي علمي ست كه مي گويد قاره جنوبگان در روزگاري كه خشكي هاي زمين متحد بوده اند، به فلات ايران چسبيده بوده و بعدها از آن جدا شده است.اين تغييرات زمين شناختي، سرآغاز پيدايش و شكل گيري بزرگترين و بلندترين رشته كوه هاي جهان يعني هيماليا به شمار مي رود. در اين بين اورست به عنوان بلندترين منطقه جغرافيايي جهان، محصول حركت هند به سمت شمال؛ يعني به طرف قاره اوراسياست. هند با سرعت 15 سانتي متر در سال در جهت شمال به سمت اقيانوسي به نام تتيس كه روي پانگئا گسترده شده بود، حركت مي كرد. بد نيست بدانيد درياي مازندران تنها بازمانده قابل ذكر همين اقيانوس عظيم باستاني ست. علاوه بر درياي مازندران، امروزه صخره هاي دريايي و آتشفشان هايي كه لبه و حدود آن اقيانوس را تعريف مي كردند، ديگر بازمانده هاي تتيس هستند.

 

مکانیک پیدایش کوهها

براي اينكه با پيامدهاي به هم پيوستگي هند و آسيا آشنا شويم، ابتدا بايد با سطوح زمين آشنا شويم. به صورت كلي قاره ها در زمين توسط صفحات تكتونيك (صفحاتي كه باعث حركات قاره ها مي شوند) حركت داده مي شوند. در حال حاضر 7 صفحه بزرگ در زمين وجود دارند كه مسئوليت اصلي حركت دادن قاره ها را برعهده دارند، علاوه بر آنها، چندين صفحه كوچكتر هم وجود دارند كه در مقياس كوچكتر باعث جابه جايي خشكي ها مي شوند. اين احتمال وجود دارد كه در گذشته صفحات بيشتري هم همين كار را انجام مي داده اند. در حال حاضر اين صفحه ها با سرعت يك تا 20 سانتي متر قاره ها را به هم نزديك يا از هم دور مي كنند. حركت اين صفحه ها هم از گرماي بسيار زياد در عمق زمين ناشي مي شود كه نيروي اثر هم رفتي قدرت زيادي را براي آنها مهيا مي كند. هم رفتي، پروسه اي فيزيكي در مايعات و گازهاست كه طي آن بر اثر گرما، مايع يا گاز سبك تر به خاطر چگالي بيشتر يا به اصطلاح سنگين تر بودن به پايين (نزديك سطح) مي آيد و جريان گرم تر به خاطر چگالي كمتر جاي جريان سردتر را مي گيرد. اين پروسه اگر در مقياس بسيار بزرگي باشد (همانند هم رفتي درون زمين) مي تواند انرژي بسيار زيادي توليد كند.صفحات قاره اي قاره ها به تعبيري رشته عظيمي از صخره ها هستند كه روي صفحات تكتونيك قرار دارند. جغرافي دانان مي گويند قاره ها كف زمين (اشاره آنها به كفي ست كه بر بالاترين سطح مايعات قرار مي گيرد و از آنجا كه قاره ها هم در بالاترين سطح زمين قرار دارند، به كف تشبيه مي شوند) هستند كه از مواد معدني سبك كه به مركز چگال زمين نفوذ نمي كنند، تشكيل شده اند. حداقل براي 80 ميليون سال، صفحه اقيانوسي هند نزديك شدن به صفحات جنوبي آسيا كه تبت را هم شامل مي شود، ادامه داده است. جريان اقيانوسي شمال هند طي اين عمل همانند يك لنگر بسيار بزرگ عمل كرد و يكباره به درون مركز زمين سرازير شد. اين جريان پرقدرت، صفحه قاره اي هند را هم به دنبال خود به سمت شمال و تبت كشيد.به هم پيوستن صفحات جريان اقيانوسي كه به درون زمين سرازير شده بود، باعث به وجود آمدن آتشفشان هاي زيادي در جنوب تبت شد. پس از اين جريانات زمين شناختي در 25 ميليون سال پيش، ديگر حركت سريع صفحه قاره اي هند كاملا متوقف شده بود. پس آن صفحه قاره اي هند به جاي اينكه به سمت پايين كشيده شود، بر اثر جريانات عظيم آتشفشاني رو به بالا حركت كرد و باعث به وجود آمدن رشته كوه هاي عظيمي شد؛ رشته كوه هايي كه ما امروزه به نام هيماليا مي شناسيم.۱۰ ميليون سال پيش دو قاره درجهت مستقيم و عكس به هم نزديك مي شدند و قاره هند به دليل وجود ساختارهاي كوارتزي سبك در آن، ديگر نمي توانست در امتداد صفحه هند به درون زمين سرازير شود.اين زمان احتمالا موقعي ست كه زنجيره عظيم لنگري شكسته شده و صفحه هند كاملا به درون مركز زمين فرو رفته است.دانسته هاي علمي ما در مورد نحوه فعاليت قاره هند پس از اين مرحله بسيار كم است، با اين حال مي دانيم كه طي مكانيزمي كه براي ما ناشناخته است، قاره هند شروع به حركت به سمت بالا كرد و همانند اهرمي به تبت رو به بالا فشار وارد كرد. در عين حال تبت هم همانند سدي باعث حركت هيماليا رو به شمال مي شد، در نتيجه هيماليا چاره اي جز حركت رو به بالا نداشت، وگرنه بر اثر فشارهاي وارده خرد مي شد.در حال حاضر، صفحه تبت به صورت آزادانه اي زير قله ها و اكثر مناطق تبت حركت مي كند.

 

کوههای سپید و سیاه

هیمالیا ازنظر جنس از دو نوع کوه تشکیل شده است، کوههای سیاه وکوههای سپید. کوههای سیاه قللی هستند که از رسوبات کف دریای تتیس شکل گرفته اند و کوههای سپید قللی هستند که سطح سیاه آنها بر اثر فرسایش از میان رفته و لایه هایی از سنگهایی همانند گرانیت در آنها یافت می شود. قللی نظیر "ماکالو" و" ماناسلو" از این جمله کوهها هستند، در حالیکه اورست همچنان دارای سطحی از لایه های سیاه رنگ کف دریا است، و این تفاوت، اورست را از سایر کوههای عظیم ولی کوچکتر از خود متمایز میکند.

 

آينده تبت در 5 تا 10 ميليون سال آينده:

صفحات زيرين تبت و هيماليا (صفحه هند) با همين سرعت فعلي به حركت ادامه خواهد داد، به همين خاطر تخمين اينكه اين منطقه جغرافيايي 5 تا 10 ميليون سال ديگر چگونه خواهد بود، چندان گنگ و نامفهوم نيست. در 10 ميليون سال ديگر، هند 180 كيلومتر ديگر در تبت پيشروي خواهد كرد. اين ميزان، تقريبا به اندازه پهناي نپال است. از آنجا كه حدود جغرافيايي نپال روي قله هاي صفحه هند قرار دارد، اين منطقه در 10 ميليون سال ديگر تماما از بين خواهد رفت، با اين حال رشته كوه هاي هيماليا از بين نخواهند رفت.پس از اين مدت هرچند قله هاي هيماليا از بين نخواهند رفت، اما پراكندگي آنها متفاوت خواهد بود. قلل مرتفع در شمال منطقه قرار خواهند گرفت و قلل كوچكتر در سمت جنوب متمركز خواهند شد، اما پهناي هيماليا به همين ميزان فعلي باقي خواهد ماند.

 

برای سهولت مطالعه هیمالیا را به هشت منطقه تقسیم بندی می کنند: بزرگ، مرکزی نپال، پنجاب، بوتان، آسام، گاروال و سیکیم.

۱- هیمالیای بزرگ

 

 

رشته کوه هیمالیا به طول 2400 کیلومتر معروفترین، بلندترین و جوانترین رشته کوه آسیا به شمار می آید که شمال شرق پاکستان (پنجاب)، شمال هند (گاروال)، جنوب تبت، کشور نپال و بوتان و ایالت سیکیم هند را در بر می گیرد. این رشته کوه در شمال با فلات مرکزی آسیا و در جنوب با جلگه حاصلخیز هند هم مرز است. در اصل هیمالیا را پیوند دهنده 6 ملیت اطرافش می دانند، که عبارتند از: بوتان، چین، هند، نپال، پاکستان و افغانستان.10 قله از 14 قله مرتفع جهان در این رشته کوه واقع شده است (4 قله دیگر در رشته کوه قراقروم قرار دارند). هیمالیا را همچنین سرچشمه سه حوزه آبی بزرگ دنیا یعنی حوزه آبی ایندوس، شاخه های حوزه براهماپوترا و حوزه یانگ تسه می دانند، که برآورد می شود حدود 750 میلیون انسان در حاشیه آبی از آن بهره مند می شوند.

اما گستره 2400 کیلومتری هیمالیا از نانگاپاربات در غرب (در پاکستان) تا نامچه باروا در شرق کشیده شده است. ضمن آنکه پهنای این رشته کوه از 250 تا 300 کیلومتر متغیر است. البته این پهنه شامل سه رشته موازی است که از لحاظ ارتفاع و موقعیت جغرافیایی با یکدیگر متفاوتند.

الف- جوانترین این رشته ها دامنه و ریشه هیمالیا با حدود 1200 متر ارتفاع از سطح دریا است. بخش بیرونی این رشته بر اثر فرسایش منطقه طی سالیان متمادی پدیدار شده.

ب- به موازات این بخش کوه پایه های هیمالیا با ارتفاع متوسط 2000 تا 2500 متر در مرکز این رشته کوه قرار دارد.

پ- در نهایت هیمالیای بزرگ در شمالی ترین بخش این رشته کوه عظیم با قللی بالاتر از 6000 متر سر برآورده است. این بخش پیرترین قسمت هیمالیا را تشکیل می دهد، که از مهمترین قلل این منطقه می توان به اورست، k2 و کانچن چونگا اشاره کرد.

از نظر جغرافیایی نیز بخش اعظمی از نپال و بوتان، ایالت بالتیستان پاکستان، جامو و کشمیر، هیمال پرادش، اوترانچال، سیکیم و آرونچال پرادش در هند در منطقه اصلی هیمالیا قرار دارند. ضمن آنکه بخش کوچکی از جنوب شرقی تبت نیز در هیمالیا واقع است (گرچه در برخی تعاریف فلات تبت را جدا از هیمالیا به حساب می آورند).

 

منطقه لاداخ که بخشی از کشمیر است. این صفحه ما بین هیمالیا و قراقروم واقع شده است. این منطقه قله های کوتاهی دارد و در سراسر آن دریاچه های زیادی دیده می شود.

  

در این جا لازم است پیرامون رشته کوه قراقروم نیز اطلاعی بیان شود.

 

 

رود هندو در مرکز تصویر مشاهده می شود که در شمال پاکستان قرار گرفته است. سمت راست تصویر نانگاپاربات دیده می شود و در افق رشته قراقروم مشاهده می شود.

 

۲- هیمالیای مرکزی نپال

 

 

 

این عکس نمایی از هیمالیا است. در قسمت جنوبی تصویر اورست (8884 متر) قرار دارد. کانچن چونگا (8586 متر) در مرکز تصویر دیده می شود. سمت چپ تصویر جلگه نپال و در کنار آن هند دیده می شود. سمت چپ تصویر بخش هایی از فلات تبت دیده می شود.

 

کشور کوچک و سلطنتی نپال در بخش جنوبی از هیمالیای مرکزی قرار دارد. قسمت اعظمی از بی نظیرترین کوههای دنیا در این کشور واقع شده اند، شامل 8 قله از 14 قله 8000 متری دنیا. که البته نهمین قله 8000 متری نزدیک به نپال، شیشاپانگما بوده و در تبت قرار دارد. جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت کرده اند و البته در مرزهای شمالی نپال ساکن هستند. کلام مقدس Om Mani Padme Hum همه جا به گوش می رسد و پرچم تبت در هر سو برافراشته شده. البته مذهب اصلی مردم نپال هندو است و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای 4000 متر ساکن هستند و عمدتاً علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان نیز می پردازند.

از نظر موقعیت می توان هیمالیای نپال را به بخشهای ذیل تفکیک کرد:

 

منطقه "کانچن چونگا": واقع در شرق هیمالیای نپال

هیمالیای "خومبو روالینگ": شامل قلل "اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو"

هیمالیای ماناسلو، شامل: "ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی"

"آناپورنا هیمال" شامل: "دائولاگیری 1 تا 5 " و "تکوچه"

 

۳- هیمالیای پنجاب 

هیمالیای پنجاب در جنوب آسیا و البته مابین هند و پاکستان قرار دارد. بخش اعظم پنجاب دشتهایی است که به کوهستانهای شمال محدود می شوند. دسترسی به مناطق کوهستانی در پاکستان از طریق راولپندی و در هند از سریناگار (مرکز ایالت جامو و کشمیر) است. مهمترین و معروفترین کوه این رشته بی شک نانگاپاربات 8125 متر است که غربی ترین کوه 8000  متری به شمار می رود، و البته نون کون 7135 متر نیز از قلل مهم و معروف این رشته است.

 

۴- بوتان

 بوتان در زبان محلی نعره اژدها معنا می دهد. وسعت کوهستانهای این سرزمین برابر کشور سوئیس است. این سرزمین در سرحد شرقی هیمالیا قرار دارد. سرزمین بوتان از چندین قله بالای 7000 متر و همینطور یخچالهایی عظیم شکل گرفته که بویژه در مرزهای شمالی آن مشهودند، و در کنار کوهها تپه های سرسبز و جنگلها سرزمینی سبز و پر آب را بوجود آورده. فرهنگ مردم بوتان نشات گرفته از دین بودایی است و معابد باستانی در سراسر سرزمین پراکنده اند و البته سر و صدای راهبان هر از گاهی از این سرزمین به گوش می رسد. مراسم بودایی در حضور گردشگران و کوهنوردان هر از گاهی دیده می شود، گرچه این کشور در امر ورود توریست بسیار سخت گیر بوده و محدودیتهای زیادی برای ایشان وجود دارد. ضمن آنکه از سال 1996 هیچگونه مجوزی برای صعود به کوهنوردان داده نشده است.

از قلل مهم بوتان می توان به قلل زیر اشاره نمود:

چومولهاری 7314 متر

جامیس فاولر پیک 7494 متر

کولا کانگری 7554 متر

 

۵- هیمالیای آسام

هیمالیا آسام سنتی ترین بخش رشته کوه هیمالیا به شمار می رود که مابین شرقی ترین بخش مرز بوتان در غرب و خم بزرگ رودخانه تسانگ پو در شرق قرار دارد. قله نامچه باروا با 7782 متر بلندترین قله این منطقه می باشد و قلل مرتفع دیگر آن عبارتند از: گیالاپری که خواهر خوانده نامچه پاروا است، کانگتو و نگی کانگ سانگ. البته این منطقه همچنان برای علاقمندان ناشناخته است و از سوی خارجیها کمتر مورد بازدید قرار گرفته. نام آسام به معنای گمراه کننده است و بخشهایی از تبت و هند (آرونچال پرادش) را در بر می گیرد که البته مورد اختلاف دو کشور بوده ولی در حاکمیت هند است.

قله نامچه باروا بلندترین قله آسام هرمی غول آسا از یخ است، که به شکل منفرد بر بلندای جنگلها و کوه پایه های آسام سر برآورده و شرقی ترین قله مرتفع هیمالیا به شمار می رود (حدود 250 مایلی شمال شرقی بوتان). رودخانه تسانگ پو، سه وجه نامچه پاروا را در بر دارد و قله گیالا پری، خواهر خوانده آن در سوی دیگر رودخانه قرار گرفته است. نخستین صعود نامچه پاروا نیز در سال 1992 توسط کوهنوردان ژاپنی صورت گرفت.

 

۶- هیمالیای گاروال

بخش گاروال پیشتر جزو مستعمرات انگلستان بود و اینک جزوی به ایالت اوتارپرادش می باشد. گاروال به بخشهای کوچکتری نیز تقسیم می شود که عبارتند از: چومولی، پائوری گاروال و رودراپرایاگ. در نقشه ها از بخش گاروال با نام هیمالیای کومان نام برده شده. کوههای پوشیده از برف و یخچالهای اطراف آن دره لوش گانگوتری را احاطه نموده. این ناحیه حدود 250 کیلومتری شمال دهلی قرار دارد. در بخش گاروال بیش از 100 قله بالای 6000 متر قرار دارد. بلندترین کوه منطقه ناندادی وی 7817 متر و کمت 7756 مترمی باشند.

از این ناحیه رودهای زیادی سرازیرند که همگی رود مقدس گنگ را آبیاری می نمایند. بر اساس افسانه های هندیها "هیمالیا نه تنها منشا گنگ، که محل تولد خدایان است". زائران رودخانه را تا ابتدای دره به سمت یخچال گانگوتری می پیمایند و عبادت می کنند. روستاهای بدرینات و جوشیمات در جنوب غربی قلل کمت و ناندادیوی، مرکز مذهبی بوده و زائران برای عبادت در آنجا تجمع نموده، با آب مقدس استحمام می کنند.

آب و هوای بخش شمالی منطقه خشک بوده و زمینها لم یزرع است. در مقابل بخش جنوبی دره پر آب و سرسبز است.

 

۷- هیمالیای سیکیم

 

 

موقعیت جغرافیایی سیکیم

این منطقه پیشتر مستقل بود ولی اکنون بخشی از خاک هند به شمار می آید. این منطقه بوسیله نپال در غرب و بوتان در شرق محصور شده است. مردم ایالت سیکیم بودایی هستند. ایالت سیکیم برغم کوچک بودن از قلل زیادی با بیش از 6000 متر ارتفاع شکل گرفته، که البته وجود کوه عظیم کانچن چونگا با ارتفاع 8586 متر بعنوان شرقی ترین قله 8000 متری از ویژگیهای این منطقه به شمار می آید. این کوه مرتفع که از چندین قله 7 و8000 متری شکل گرفته در غرب سیکیم و هم مرز با نپال است. مرکز این ایالت شهر دارجلینگ می باشد.

 

از قلل مرتفع این ایالت می توان به قلل زیر اشاره نمود:

ژانو 7710 متر

کابرو 7317 متر

کانچن چونگای جنوبی 8476 متر

کانچن چونگا مرکزی 8586 متر

کانچن چونگای شمالی 7741 متر

نارسینگ 5800 متر

کانچن چونگای غربی (یالون کانگ) 8505 متر

زموگپ 7780 متر

 

در قسمت های بعد مطالبی پیرامون رشته کوه های قراقروم، هندوکش و پامیر به حضورتان تقدیم می گردد.

منبع اطلاعات:

http://earth.imagico.de/view.php?site=everest

منبع عکس ها:

http://rzarei.blogspot.com/2007/09/blog-post_5401.html

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 23:41  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

گزارش برنامه صعود قله شیرکوه (ایمان زارعی)

 

قله شیرکوه با بلندای 4075 متر از سطح دریا مرتفع ترین قله ارتفاع استان یزد می باشد.این کوه از جمله کوه های مرکزی ایران است که در جنوب شهرستان تفت قرار دارد.

گزارش صعود اعضای گروه کوهنوردی کوهیاران پارس

جمعه13/10/1387

گروه حرکت خود را ساعت ۹:۳۰ از شیراز شروع کرده و ساعت 15 وارد یزد شد. طبق برنامه مهمان آقای کاظمی از دوستان دکتر ترابی بودیم و پس از مراجعت به منزل ایشان و استراحت مختصری برای بازدید میدان امیرچخماق و موزه آب وارد مرکز شهر شدیم. شب را نیز در منزل آقای کاظمی سپری نمودیم.

شنبه14/10/1387

صبح ساعت 5 حرکت خود را به سمت ده بالا آغاز نموده و بعد از صرف صبحانه در مسجدی که در ابتدای مسیر قرار داشت ساعت ۶:۴۵ حرکت خود را به سمت پناهگاه شروع کردیم. تا بالاخره از مسیر دره نجیب خود را به پناهگاه رسانده و پس از استراحت حمله خود را به سوی قله آغاز نمودیم.ساعت 15 بر فراز قله شیرکوه عکسی به یادگار گرفته و به علت سرمای شدید و وزش باد و به سرعت به پناهگاه بازگشتیم. و نظر به اینکه زمان زیادی تا غروب آفتاب نداشته بودیم تصمیم به بیتوته کردن در پناهگاه گرفتیم.

یکشنبه15/10/1387

بعد از طلوع زیبای آفتاب وسایلمان را جمع کرده و به طرف پایین سرازیر شدیم و نهار را در شهرستان تفت صرف نموده و بالاخره ساعت 17 نیز با انبوهی از خاطرات خوش وتجربیات تازه به شیراز بازگشتیم.

نکات قابل توجه:

1-ده بالا منطقه ای ییلاقی و سردسیری است که در جنوب شهرستان تفت قرار دارد.

2-مسجدی در ده بالا در ابتدای مسیر قرار دارد که از آن استفاده مذهبی نمی شود و می توان از آن برای بیتوته کردن استفاده کرد.

3-در طول مسیر تابلو ها و علم های راهنما وجود دارد.

4-شیرکوه دارای سه پناهگاه است که دوتای آن در منتهاالیه دره نجیب قرار دارد و دیگری در روی قله بنا شده است.

5- از پناهگاه به سمت قله شیب بسیار خفته می باشد.

6-قله معمولا دارای بادهای شدیدی می باشد.

7-آنتن دهی تلفن همراه تقریبا در طول مسیر برقرار می باشد.(به جز قسمت هایی از دره نجیب)

8- چشمه های آب نیز در ابتدای دره نجیب و پناهگاه قرار دارد.

9-صعود از جبهه شمال شرقی صورت می گیرد.

شرکت کنندگان در برنامه:

علی اصغر ترابی- ایمان زارعی- احسان کلانتری- سمانه شقاقیان

دیدن سایر تصاویر

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 22:43  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

افزایش اعتماد به نفس به دنبال کوهنوردی

گردآوری: دکتر سعید بهاءلو



مقدمه: علی رغم بیان تاثیر فعالیتهای ورزشی در افزایش اعتماد به نفس ورزشکاران هیچ مطالعه ای در جهان تاکنون در رابطه با نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس انجام نشده است. به نظر می رسد ورزش کوهنوردی بواسطه خصوصیات منحصر بفرد آن نقش مثبتی در اعتماد به نفس کوهنوردان داشته باشد. از اینرو مطالعه ای برای بررسی علمی این موضوع طراحی و اجرا شد.


روش اجرا: مطالعه بصورت کوهورت (قبل و بعد) بر روی 54 نفر از کوهنوردان عضو گروههای کوهنوردی دانشگاههای تهران، در طی صعود به قله دماوند در مرداد ماه 1385 انجام شد. در این مطالعه ضمن حضور و همراهی با تیم، پرسشنامه استاندارد اعتماد به نفس Rosenberg قبل و پس از صعود دانشجویان به قله دماوند توسط ایشان تکمیل شد. همچنین پرسشنامه های استاندارد SF-36 و HADS برای بررسی کیفیت زندگی و افسردگی و اضطراب ایشان پر شد.


یافته ها: متوسط میزان اعتماد به نفس کوهنوردان بعد از برنامه صعود به دماوند نسبت به قبل از برنامه بطور معنی داری افزایش یافته بود ((24.78?2.4 vs. 23.67?3.3, P=0.002. این افزایش در کسانی که دچار علائم افسردگی بودند بارزتر بود. افزایش اعتماد به نفس کوهنوردان با جنس، سن، وضعیت تاهل، سابقه فردی یا خانوادگی کوهنوردی، سابقه قبلی ابتلا به بیماری کوهستان و نیز رسیدن به قله در این برنامه رابطه ای نداشت.


نتیجه گیری: این مطالعه نشانگر تاثیر مثبت کوهنوردی (حتی یک برنامه کوهنوردی) بر اعتماد به نفس کوهنوردان بود. تاثیر بیشتر در افراد دارای علائم افسردگی، می تواند بیانگر اهمیت برنامه ریزی جهت حضور این افراد در برنامه های کوهنوردی بویژه در میان دانشجویان باشد.


پیشنهادات: با توجه به نقش اعتماد به نفس در موفقیت افراد در زندگی و نقش ورزش کوهنوردی در افزایش اعتماد به نفس، توصیه می شود برنامه ریزی بیشتری جهت گسترش این ورزش در جامعه صورت گیرد. مطالعات بیشتر و مقایسه ای در این زمینه می تواند مفید باشد. 
این مطالعه توسط دکتر سعید بهاءلو طراحی و اجرا شده و به عنوان اولین مطالعه علمی در این زمینه در جهان در مجله معتبر Wilderness and Environmental Medicine آمریکا چاپ شده است.

منبع : http://www.iranmountainmedicine.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 9:33  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

گاهی کلامی (3)

اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

                                                    

                                                                                 دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 9:31  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

زنان کوهنورد ( قسمت هفتم )

پمبا دوما

مرگی در لوتسه

- هنوز پمبا دوما دختری 2 ساله بیش نبود که که مادرش را از دست داد. پدربزرگ و مادر بزرگش وظیفه بزرگ کردن وی را بر عهده گرفتند. وی متولد 7 جولای 1970 بود. بعدها او در کومجونگ راهی مدرسه شد، همان مدرسه ای که ادموند هیلاری آنرا احداث کرده بود. پمبا کودک پر هیجان دهکده کومجونگ آنقدر با هوش بود که در جوانی 9 زبان زنده دنیا را فرا گرفت. وی در یک آزانش گردشگری به کار مشغول شد و ضمن راهنمایی گردشگران در بازدید از دامنه های زیبای کشورش، خود نیز به کوه نوردی که ورزش و شغل نخست مردم سرزمینش بود روی آورد. گرچه در طول زندگی هیچگاه از تربیت و هدایت نوجوانان و کودکان کومجونگ غفلت نکرد

در 19 می سال 2000 وی اورست را بعنوان نخستین زن نپالی از جبهه شمالی صعود نمود - در سال 1993 پاسانگ لامو نخستین زن نپالی بود که از مسیر جنوبی به قله اورست رسید. وی در بازگشت بدلیل ضعف بدنی و طوفان کشته شد- و دو سال بعد یعنی در 16 می سال 2002 پمبا توانست به همراه تیمی متشکل از زنان نپالی از مسیر جنوبی نیز به قله دست یابد. بدین شکل وی نخستین زن نپالی بود که از هر دو مسیر به قله دست می یافت. پس از این موفقیت براندرا پادشاه فقید نپال وی را به حضور پذیرفت و به طرز شایسته ای از تلاشهایش تقدیر شد. پمبا همچنین در 22 سپتامبر 2005 چوایو را نیز فتح نموده بود

در ساعت 11 و سی دقیقه روز 21 می 2007 پمبا به همراه بلیر فالاهی از اطریش و شرپاها پالدن نامگیال و ناوانگ تنزینگ موفق شد قله لوتسه را فتح نماید. متاسفانه یک ساعت بعد در بازگشت از قله پمبا دوما بر اثر سقوط به شدت مصدوم شد و بدلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. روحش شاد باد

منبع http://rzarei.blogspot.com

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 9:24  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

نتایج جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن کوه نوردان : در سومین دوره ی جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی ؛ تندیس بلورین بخش نوشتاری به افشین یوسفی به خاطر گزارش غار نمکدان، و گزارش یخ نوردی در فرانسه تعلق گرفت . دیپلم افتخار این بخش به حسین نظر به خاطر گزارش کورژنفسکایا ، و تقدیرنامه به مسلم ایران پور و وحید نبی زاده به خاطر گزارش پیمایش خط الراس البرز مرکزی داده شد . تندیس بلورین بخش فیلم به یوسف سورنی نیا به خاطر فیلم دماوند تعلق گرفت . دیپلم افتخار این بخش به حسن نجاریان به خاطر فیلم قله ای در جزیره ، و تقدیرنامه به مهدی گل محمدی به خاطر فیلم سفر به افریقا داده شد . جایزه و لوح فیلم برگزیده ی مخاطبان که با رای گیری از حاضران در روز جشنواره انتخاب شد ، به یوسف سورنی نیا به خاطر فیلم دماوند تعلق گرفت .در پایان مراسم نیز از مسئولان برگزاری این جشنواره و حامیان مالی قدردانی شد .

منبع : فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/09ساعت 11:42  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

ديدگاه هاي حسن نجاريان درباره حادثه پزشك تيم اميد كوهنوردي

در گفت و گو با فارس مطرح شد:
 
ديدگاه هاي حسن نجاريان درباره حادثه پزشك تيم اميد كوهنوردي
 
 
خبرگزاري فارس: عضو كمسيون فني نظارت و بررسي حوادث كوهنوردي ديدگاه هاي خود را درباره حادثه مربوط به سعيد بهاءلو، پزشك تيم اميد كوهنوردي ايران كه در تاريخ هفتم آبان ماه در مسير بازگشت از قله 7134 متري نپال اتفاق افتاد را تشريح كرد.
 
 
 
 
به گزارش خبرگزاري فارس، حسن نجاريان، فاتح 5 قله بالاي 8 هزار متري و تنها بازمانده حادثه گاشربروم يك، در گفت و گو با خبرنگار فارس، مطالبي را مطرح كرده كه نيازمند بررسي است و صحت و سقم آن بر عهده گوينده است. خبرگزاري فارس آماده است نظرات مسئولان ذيربط را نيز دريافت كرده و منعكس نمايد.
اين سئوالات، سئوالاتي است كه از سوي خانواده سعيد بهاءلو در نخستين نشست كميسيون فني نظارت و بررسي حوادث فدراسيون كوهنوردي مطرح شد كه خبرنگار ما از نجاريان خواست به اين سئوالات پاسخ دهد.
متن اين گفتگو به شرح ذيل است:
* چرا شرپاها وظايف خود را انجام نمي‌دادند؟
بر اساس گزارشات ارائه شده در نخستين نشست كمسيون و اظهارات اعضاي تيم صعود كننده، تيم در مسير صعود از كمپ دوم به سمت قله، طناب ثابت كم داشته است؛ به طوريكه پس از ثابت گذاري دو طول طناب، نفرات مجبور بوده اند در حمايت طناب بالايي قرار بگيرند تا طناب پاييني باز شده و براي ادامه صعود به بالا برده شوند. اين كار به لحاظ ايمني بسيار خطرناك بوده است. تكرار اين عمل در صعود، انرژي زيادي از اعضا برده است. اين سئوال پيش مي آيد كه چرا شرپاها (راهنما و باربر محلي) اين كارها را انجام نمي داده‌اند؟ مگر براي همين قرارداد نبسته اند؟ به نظر مي رسد سرپرست، قدرت و مديريت لازم را نداشته كه شرپاها را به كار وا دارد. بر اين اساس، اعضا اين وظايف را بر عهده گرفته و عملا نيروي زيادي صرف شده كه در زمان‌بندي كلي صعود و بازگشت نيز بسيار موثر بوده است.

* ميزان كارآمدي سرپرست از سوي كميته هيماليانوردي سنجيده شده بود؟
سرپرست شرايط جوي را بررسي نكرده و نمي‌دانسته از بعد از ظهر روز صعود، هوا رو به خرابي خواهد رفت. بخشي از مشكلات پيش آمده به سرپرست باز مي‌گردد و بخش مهم ديگر به كسي كه سرپرست را انتخاب كرده است. چرا بايد كسي كه مسئول اين كار بوده، برآورد درستي از ميزان توانايي و كارآمدي سرپرست نداشته باشد؟ در جلسه نخست كميسيون بررسي، پوريا پرچمي مسئول كميته هيماليانوردي، حضور نداشت؛ در حالي كه به نظرم بايد حاضر شده و پاسخگو باشد.

* نبايد تيم در شرايط طوفاني از هم متلاشي مي‌شد
تيم در بازگشت از قله به سه قسمت تقسيم شده بود. سرپرست به عنوان آخرين فرد، مشغول جمع كردن طناب ها بوده است. تجربه ثابت كرده، سرپرستي كه زمان را از دست داده و با هواي بد مواجه شده، نبايد اجازه دهد تيم از هم متلاشي شود. بايد همه اعضا در قالب يك تيم، هماهنگ و با احتياط و با هدايت سرپرست، به پايين هدايت شوند. مي دانيم كه هنگام بازگشت نيروي نفرات تحليل رفته است. آمار حوادث كوهنوردي نشان مي‌دهد همواره خطر در بازگشت، در كمين كوهنوردان است.

* اماني در مسير بازگشت اطلاعي از شرايط نفراتش نداشت
پس از آنكه تيم به دو قسمت تقسيم مي‌شود، سرپرست دوم در بين راه با عنوان اينكه قصد پيدا كردن كمپ را دارد، با تعدادي از نفرات از تيم دوم جدا شده و سريعتر پايين مي رود. اين در حالي است كه هيچ وسيله رديابي (جي پي اس) در اختيار نداشت. بي‌سيم آنها نيز يخ زده بود. به نظر مي‌رسد، اعضا در اين حد آموزش نديده بودند كه بي‌سيم را در جاي گرم نگاه دارند. به علاوه، بي‌سيم اماني نيز يخ زده بود و عملا نمي توانست از وضعيت نفرات خود مطلع شود.

* نفرات پس از خروج از طناب ثابت ها، بدون حمايت حركت مي‌كردند
به گفته اعضا، بهاءلو پيش از اينكه از تيم اول جدا شود، به نفرات اعلام مي‌كند كه حالش خوب نيست و از آنها مي خواهد وقتي به كمپ رسيدند، اقدامات لازم را تا زمان رسيدن وي انجام دهند. اين نشان مي‌دهد كه مي‌دانستند شرايط خوبي ندارد. چرا بايد فردي را كه چنين وضعيتي دارد، بدون حمايت، از طناب ثابت خارج كنند؟ ظاهرا هيچ كدام از اعضا طناب كمكي نداشته اند چرا كه پس از خروج از طناب ثابت، بدون حمايت حركت مي‌كردند. اگر بهاءلو در حمايت بود، زماني كه تعادل خود را از دست داد، از سوي همنوردان خود حمايت مي شد.

* در سقوط بهاءلو شرپاها مقصر بودند؟
از نظر حسين اماني، شرپاها مقصر هستند چرا كه مسئول مراقبت از او بوده اند. اما مسئله اين است كه چرا سرپرست حداقل يك ساعت از تيم فاصله داشته و تيم به چند دسته تقسيم شده بود. زماني كه بهاءلو سقوط مي‌كند، وسيله ارتباطي وجود نداشت كه به كسي اطلاع داده شود. وقتي اماني به كمپ دوم مي‌رسد، از وقوع حادثه مطلع مي‌شود و ترجيح مي‌دهد كه فردا صبح به فدراسيون خبر دهد.


****

فرزاد آرج، كوهنورد زنجاني عضو تيم اعزامي به نپال كه زمان وقوع حادثه در محل حاضر بوده، مشاهدات خود را چنين تشريح مي‌كند:
دكتر در مسير بيس كمپ به كمپ اول دو بار تا ارتفاع 5400 صعود كرد. يك بار همراه اماني و يك شرپا و يك بار نيز همراه اعضا براي خوابيدن در كمپ اول؛ ولي سايرين چندين بار اين مسير را براي بارگذاري صعود كردند. در واقع، بهاءلو مثل اعضاي تيم، هم هوايي نكرد. از كمپ اول به كمپ دوم رفتيم و پس از يك شب استراحت، ساعت 6 يا 7 صبح بود كه به سمت قله حركت كرديم. اولين بار بود كه اين مسير را به سمت بالا طي مي‌كرديم. حدود 1000 متر ارتفاع فاصله كمپ دوم تا قله بود. در مسير دكتر وضعيت بدي نداشت و هم پاي ديگران به قله رسيد؛ اما زمان بازگشت با توجه به شروع طوفان و خستگي زياد توان خود را از دست داد.

* دكتر گفت كه حالش خوب نيست
نزديك‌ترين فرد به بهاءلو در زمان سقوط بودم. دو طول طناب ثابت در مسير بازگشت به كمپ دوم مانده بود كه 4 نفر براي پيدا كردن آن از ما جدا شدند. هوا طوفاني بود و براي يك ربع منتظر دكتر ماندم تا از بالا برسد. بهاءلو در حمايت شرپا پايين آمد. وقتي نزديك شد، به من گفت كه حالم خوب نيست و سرما وجودم را گرفته است. بر اين اساس، دست او را گرفتم و دست ديگر او را نيز يكي از شرپاها گرفته بود. حدود 30 متر فاصله تا طناب ثابت آخر در مسير بازگشت بود. طناب كمكي براي حمايت كردن نداشتيم. 20 متري پايين آمده بوديم كه پايم سر خورد و حدود 8 متري روي برف رفتم. به سختي خودم را كنترل كردم. از اين پس شرپاي دوم دست پزشك را گرفت و سه نفري خود را به آخرين طناب ثابت رساندند. من و حاجي بيگ، از بچه هاي نيشابور هم پشت سر آنها حركت كرديم.

* حادثه در كمتر از 10 ثانيه اتفاق افتاد
دكتر همراه دو شرپا از آخرين طناب ثابت خارج شد. يكي از شرپاها به دليلي كه نمي دانم، چند متري پايين تر آمد. در اين لحظه پزشك درست در انتهاي آخرين طناب ثابت تصميم گرفت كه بنشيند. حادثه در كمتر از 10 ثانيه رخ داد. بهاءلو تعادل خود را هنگام نشستن از دست داد و روي برف خيلي آرام به سمت تاريكي سر خورد.

* بهاءلو حتي فرياد هم نزد
دكتر هيچ تقلايي نكرد؛ حتي كمك هم نخواست. نمي‌دانم شايد مطمئن بود كسي او را خواهد گرفت؛ اما هيچكدام از شرپاها حركت نكردند و بهاءلو 7 متري روي برف سر خورد. در اين لحظه حاجي بيگ خود را از طناب ثابت خارج كرد و به سمت دكتر شيرجه رفت؛ اما دير شده بود چون ديگر نور چراغ پيشاني او ديده نمي‌شد. فكر كردم شايد به پهلو برگشته و خود را نجات داده است؛ اما پرت شده بود. قادر به ديدن چيزي نبوديم. نزديك 11 شب بود و طوفان هر لحظه شديدتر مي‌شد.

* نفرات به لحاظ توان جسمي تخليه شده بودند
حاجي‌بيگ به سختي خود را كنترل كرد؛ اما اينكه شرپاها هيچ واكنشي از خود نشان ندادند، سئوالي است كه من هم از آنها پرسيدم. هيچ جوابي وجود نداشت. از شرپا خواستيم كاري انجام بدهند؛ ولي گفتند هر كاري ريسك است و بايد خود را به پايين برسانيم. حدود 10 دقيقه آنجا ايستاديم. هيچ كاري از دست ما بر نمي آمد. واقعيت اين است كه همه نفرات كاملا به لحاظ توان جسمي تخليه شده بودند و هوا بدتر مي‌شد.

* چي پي اس و بي‌سيم نداشتيم
كمي پايين تر، 4 نفر اول را ديديم كه با نااميدي و خستگي بدون يافتن كمپ دوم، نشسته بودند. جي پي اس نداشتيم. از شرپاها خواستيم كمپ را پيدا كنند و جلوتر حركت كردند. ساعت نزديك 11 و نيم بود كه كمپ را پيدا كرديم. ساعت 12 بود كه حسين اماني به كمپ دوم رسيد. پرسيد دكتر كجاست؟ گفتيم سقوط كرد. همه داخل چادرها رفتند و اماني صلاح ديد اگر قرار است كاري انجام شود، فردا باشد و او نيز داخل چادر خود رفت. فردا سه نفر از بچه هاي تيم همراه شرپاها بالا رفتند. محل حادثه حدود 200 متر بالاتر از كمپ بود. درست انتهاي آخرين طناب ثابت يك نقاب عظيم بود كه بهاءلو همان جا سر خورد. كاري نمي شد انجام داد و اماني به تهران خبر داد. پس از پايان عمليات جستجو، براي يافتن پيكر سعيد بهاءلو از سوي فدراسيون كه نزديك به 13روز به طول انجاميد، تنها اثري كه از وي پيدا شد، كوله پشتي و يك لنگه كفش بود.
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05ساعت 23:42  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آنچه که از دست خواهیم داد را بیشتر بشناسیم - امید اکبر زاده

آنچه که از دست خواهیم داد را بیشتر بشناسیم

 

 

یوز – یوز پلنگ – چیتا

 

Order: Carnivora
Family: Felidae
Genus: Acinonyx
Species: Jubatus

 

یوز از خانواده گربه سانان بزرگ می باشد از دیگر اعضا این خانواده مثل شیر و ببر و پلنگ به این علت که بخاطر ساختار فیزیکی دهان و حنجره امکان غرش و نعره کشیدن را ندارد جدا می شود. این گربه سریعترین دونده می باشد با سرعتی در حدود ١٢٠ کیلومتر در ساعت و صفر تا صد کمتر از٤ ثانیه دارد ، البته او فقط ١٠ ثانیه می تواند با این سرعت بدود و مسافتی حدود   ٥٠٠ متر را طی کند.

 بدن یوز برای این سریع دویدن کاملا تطابق یافته است .

سوراخ های بینی بزرگ – قلب بسیار قوی – سرخ رگهایی قوی – پاهایی بلند- وزن کم

بدنی لاغر و کشیده – شش بسیار بزرگ -صورتی تقریبا تخت – پد پا کاملا سفت،  دم بلند این حیوان در هنگام دویدن وظیفه حفظ تعادل  را دارد و چشمهایی بزرگ او برای تعقیب شکار.

ولی این همه باعث کاستن از قدرت بدنی این گربه سان می شود او دارای آرواره و دستهایی  ضعیف و دندانهایی کوچک می باشد . به همین سبب یوزها در هنگام شکار بعد از اینکه خود را به شکار رساند با دست به گونه ای تعادل شکار را بر هم می زند سپس با گرفتن زیر گردن شکار آنرا خفه می کند.

یوز حیوانی کاملا غیر مهاجم است . او برای محافظت از خود و بچه هایش از بسیاری از دشمنان طبیعی راهی جز فرار کردن ندارد.

دشمنان طبیعی او شامل شیر و پلنگ و سگ های وحشی آفریقایی و انسان می باشد .

از  دیگر عوامل کاهش تعداد این گوشتخوار تخریب زیستگاها می باشد.

 در ایران علت اصلی کاهش تعداد این گوشتخواران تخریب زیستگاها و از بین رفتن شکارهای آنها مثل آهو – جبیر – غزال می باشد . البته کشته شدن یر اثر تصادفات جاده ای  در

 راهروهای ارتباطی هم از دیگر دلایل از بین رفتن این گونه گزارش شده است.

یوزها جانورانی روز فعال هستند و برخلاف دیگر گربه سانان یرای شکار کردن از روش کمین کردن استفاده نمی کند.

حدود ١٤ سا ل عمرمی کند که البته فقط ٥ ٪  از آنها به این سن خواهند رسید.

ارتفاع بدن یوز ٧٥ سانتی متر طول بدن ١٢٠ سانتی متر – طول دم ٧٠ سانتی متر.

ضربان قلب آنها در حالت عادی ٢٠ و در حال دویدن سریع تا ١٥٠ می رسد.

یوز ماده از ١٨ ماهگی آماده جفت گیری است .حیوان نر در ٣ سالگی بالغ می شود .

 دوره آبستنی یوز ٩٥ روز و معمولا ٨ - ٦ بچه می زاید. بچه ها دارای موهایی بلند و خاکستری و خالهایی نزدیک به هم می باشند  در این حالت آنها سیاه به نظر می آیند  ، در هنگام تولد حدود ٣٥٠ گرم وزن دارند . تا ١٠ روزگی چشم باز نمی کنند، بعد از ٣ هفتگی دندان در می آورند . در شش ماهگی تقریبا نصف مادر خود می شوند و تا قبل از ٨ ماهگی قادر به شکار نیستند و در این مدت کاملا به مادر وابسته می باشند. مادر در طول این مدت به آنها شکار کردن را آموزش می دهد. یوز ها عادت به مردار خواری ندارند و حتما باید از گوشت شکار تازه استفاده کنند. بسیاری از بچه ها قبل از رسیدن  به سه  ماهگی از بین می روند و فقط یک یا دو توله برای مادر زنده می ماند.

وظیفه بزرگ کردن بچه ها به عهده مادر است و حیوان نر پس از جفت گیری از ماده جدا

 می شود.

حیوان نر کمی برزگ تر از ماده می باشد و سری بزرگ تر دارد اما اگر ایندو در کنار هم و با هم نباشند تشخیص آنها مشکل است.

 یوز ها در گروهایی کوچک شامل حد اکثر دو ماده بارور و بچه ها زندگی می کنند و از این نظر از جانوران تک رو و غیر اجتماعی به حساب می آیند.

زیستگاه آنها در جهان منحصر به پارک های حیات وحش در آفریقا و در ایران در دشت های خشک مرکزی ایران بین یزد – کرمان و سمنان می باشد،  تعداد آنها در ایران کمتر از ٥٠ عدد تخمین زده می شود و این ها تنها بازمانگان گونه یوز آسیایی در جهان می باشند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 14:20  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

آشنایی با صورتهای فلکی - مرسا رحیمی نژاد

آشنايي با صورت هاري فلكي

 

فصل اول:

 

طبيعت آسمان شب از ديربازبا آن حس غريب و هياهوي خاموشش آنچنان مجذوب كننده بوده است كه افراد زيادي را به كنكاش در وجود خود واداشته است . شايد اگر كنكاش گذشتگان نبود يا آن حس غريب ويا فراتر از هر سخن قدرت تخيل و نبوغ ذاتي انسان ، امروز آسمان با تمام ستاره هايش همچون پازلي بي مفهوم بود كه تنها لذت آن برق ستاره هايش مي بود.

اما اتصال مناسب ستاره ها و تولد صورت هاي فلكي باعث شد كه انسان بتواند از اين طبيعت دور بهترين استفاده را ببرد.يكي از كاربردهاي صور فلكي ، جهت يابي به كمك آنهاست . براي يك جهت يابي صحيح ابتدا نياز است كه صورت هاي فلكي را بشناسيم و بتوانيم آنها در هر شرايطي تشخيص دهيم.

امروزه ستاره جـدي در صورت فلكي دب اصغرستاره قطبي آسمان ما به شمار مي آيد. ( 5000 سال پيش α- تنين ستاره قطبي بوده است.) ستاره قطبي درصورت فلكي دب اصغر به گونه اي قرار گرفته است كه گويي در راس قطب كره سماوي مي باشد.براي يافتن اين ستاره مي توان از صورتهاي فلكي ديگري كمك گرفت. علاوه بر دب اكبر پنج صورت فلكي ديگر وجود دارد كه هميشه در اطراف ستاره قطبي قرار گرفته اند كه عبارتند از : تنين ، قيفاوس ، ذات الكرسي ، زرافه ، سياهگوش .

در اين فصل بررسي صورتهاي فلكي مهم دور قطبي مي پردازيم و سعي مي كنيم كه تصوير آنها را به خوبي به خاطر بسپاريم.

 

تصویر فوق صورتهای فلکی دور قطبی را به ما نشان می دهد، ازمیان این صورتهای فلکی دب اکبر و ذات الکرسی بهترین گزینه برای یافتن ستاره قطبی می باشند.تصوير زير به نحو بهتري شكل واقعي آنهارادر آسمان شب نشان می دهد.

دب اصغر (خرس کوچک): Ursa Major

 

ستاره قطبی یا جدی در حقیقت ستاره α صورت فلکی دب اصغراست . در تصویرزیر به خوبی می توانید این ستاره را بیابید. این ستاره تنها ستاره ای است که دقیقا در راس کره سماوی قراردارد.راس کره سماوی در حقیقت معادل با نقطه شمال جغرافیایی کره زمین است چراکه در یک امتداد قرار دارند و به همین علت است که این ستاره از دیرباز از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.

شکل صورت فلکی دب اصغر مشابه با دب اکبر و شبیه به آبریز یا ملاقه ای کوچک می باشد و شباهت چندانی به خرس ندارد.در تصویر زیر به خوبی این صورت فلکی را نشان داده است.

بعد از جدي پر نورترين ستاره دب اصغر ، β – دب اصغر است .( در تصوير فوق ستاره اي  كه درقسمت سر آبريز به رنگ طلایی است.)  پنج ستاره ديگر اين صورت فلكي جلوه كمتري دارند و كم سوترمي باشد. ( قدر ظاهري β 2/2 است اين در حالي است كه قدرپنج ستاره ديگر دب اصغر از 4 هم كمتر است. )

اين صورت فلكي نيز به علت گردش زمين درفصل هاي مختلف به صورتهاي زير ديده مي شود.

ستاره قطبي يا جدي  مرجع تشخيص مسير شمال مي باشد، بدین ترتیب که شمال جغرافيايي با فرود آوردن خطی قائم از جدي برافق مشخص مي شود. نقطه اي كه در آن خط قائم دايره افق را قطع مي كند شمال جغرافيايي است. اگر به گونه اي حركت كنيم كه ستاره قطبي هميشه در مقابل ما قرارداشته باشد آنگاه درجهت شمال گام برمي داريم.

افسانه دب اصغر ( خرس کوچک):

 

دب اصغر به نام هاي بنات النعش يا هفت اورنگ كهين نيز مشهور است ( البته به دشواري مي توان تصوير يك خرس را براي اين صورت فلكي در نظر گرفت.) بنابرافسانه جالبي از بوميان آمريكا ، گروهي شكارچي بومي راه خود را در جنگل گم كرده بودند. با اجابت دعاهايشان ، دختر كوچكي پديدار شد تا به سلامت آنها را به خانه هايشان راهنمائي كند. آن دختر روح جدي بود و شكارچيان پس از مرگ در آسمان جاي گرفتند تا هميشه نزديك او باشند.

دب اكبر ( خرس بزرگ ): Ursa Major

 

اين صورفلكي درفصلهاي بهاروتابستان از ابتداي شب در آسمان با ارتفاع مناسب ديده مي شود. هفت ستاره  پرنور، نقش دب اكبر(خرس بزرگ یا  آب گردان يا ملاقه ) را پديدمي آورند.چهارستاره كه كاسه را تشكيل مي دهند عبارتند از:

دبه (Dubeh)= خرس ، مراق (β) = گرده ، فخذ(γ) = ران ، مغرز(δ)= بن دم خرس

پیکره اصلی این صورت فلکی به شکل ملاقه است اما ستاره هایی که در راس آبریز و اطراف آن قراردارند نیز جز این صورت فلکی به حساب می آیند.

در نزديكي عناق ستاره كوچك سها قراردارد . اعراب اين دو ستاره را ( اسب و سوار )    مي ناميدند و از ستاره سها برای آزمودن ديد خوب استفاده مي كردند.

با اتصال دو ستاره دبه ومراق در كاسه دب اكبر كه به قراوالان معروفند و امتداد خط واصل اين دو ستاره مي توان به ستاره جدي رسيد . فاصله دبه تا جدي تقريبا 6 برابر فاصله ميان دو قراول است. تصوير زير به خوبي اين موضوع را نشان مي دهد.

 

با توجه به گردش زمين در فصول مختلف به اشكال مختلف ديده مي شود. با توجه به تصاوير زير مي توان در هر فصل به درستي آنرا تشخيص داد.

 

 

با توجه به تصويرزیر دب اكبرو دب اصغررا بيابيد(؟)

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 12:16  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

گاهی کلامی (2)

ای انسان‏ها! از راه‏هایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راه‏هایی بروید که روندگان آن کم هستند.(انجیل)

چرا که تاریخ، تکامل، مال کسانی است که خودشان راه تازه انتخاب کردند، یا راه‏هایی برگزیدند که هنوز انسان‏ها و توده‏ی عوام که همیشه دنباله‏رو هستند، و همیشه دیگران برایشان فکر می‏کنند و تصمیم می‏گیرند، از آن راه‏ها نمی‏روند .....

 

برگرفته از کتاب "عــــلــــی حقیقتی بر گونه اساطیر" نوشته دکتر شریعتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03ساعت 8:39  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

گاهی کلامی (1)

دوستی 

منبع : همطناب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03ساعت 8:31  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

محصولات گورتکس از چه ساخته شده اند ؟

محصولات گورتکس از چه ساخته شده اند ؟

لایه گورتکس ترکیبی از دو ماده منحصر بفرد به ثبت رسیده است .یکی از این دو جزء تترا فلوئورو اتیلن

 خالص ePTFE))است که در هر اینچ مربع 9 میلیارد منفذ دارد . هر یک از این منافذ بسیار کوچکتر از یک

 قطره ریز آب( 20000 بار)امابسیار بزرگترازیک مولکول بخار آب(700 بار)است.

قطره نمی تواند از منافذ لایه عبور کند ولی مولکول به صورت بخار قادر به عبور از آن است . قابلیت عبور

بخار را " قابلیت تنفس " می نامند . جزء دیگر ماده ای است که روغن و چربی را بخود نمی گیرد (دافع

 چربی) و از آلوده شدن گورتکس به مواد چرب نظیر روغن های نفتی ,مواد غذایی,حشره کشها و دیگر مواد  مضر جلوگیری می کند.

 برای ایجاد یک پوشش ضد آب و باد که در عین حال " قابلیت تنفس "را حفظ کند لایه گورتکس را روی

 پارچه های دیگر می پوشانند  پارچه هایی که بر چسب اجاره نامه ما را دریافت کرده و توسط طرف های

 تجاری ما عرضه میشوند مجهز به پوشش گورتکس و بنابراین ضمن حفظ " قابلیت تنفس " ضد آب و ضد

 هوا نیز هستند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 8:56  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  | 

زنان کوهنورد ( قسمت ششم )

وندا رتکویچ
وندا رتکویچ در 4 فوریه 1943 در شهر پلونگیانی لهستان که امروزه بخشی از خاک لیتوانی به شمار می آید متولد شد. پس از اشغال بخش شرقی لهستان توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی، وی به همراه خانواده اش به بخش غربی کشورش مهاجرت نمود. وندا تحصیلاتش را در رشته الکترونیک با مدرک مهندسی به پایان رساند. ضمن آنکه نویسنده ای متبحر بود و در زمینه فیلمسازی از طبیعت نیز فعالیتهای بسیاری نمود
با صعود به عنوان نخستین لهستانی و اولین زن اروپایی فاتح قله اورست خیلی زود در کوهنوردی شهره شد. وندا با صعود 16 اکتبر سال 1978 خود به اورست بعنوان سومین زن فاتح این کوه شهرت جهانی یافت و فتح چهارده قله 8000 متر برایش دور از تصور نبود. اما شهرت وی پیش از صعودش به اورست با سرپرستی تیمی از زنان بر روی قله گاشربروم سه آغاز شد. این نخستین کوه مرتفعی بود که اولین صعود آنرا زنان کوه نورد انجام می دادند

پس از مرگ وندا سالها طول کشید تا زنان دیگری همچون ادورنه پاسابان اسپانیایی و گرلین کالینبرنر اطریشی موفق به صعود این تعداد قله 8000 متری شوند. روابط عمومی قوی، سبک صعود، تلاش برای صعودهای مستقل زنان و قدرت رهبری از عوامل ماندگاری نام وندا رتکویچ به شمار می آیند.


صعودهای وندا رتکویچ

1975 نخستین صعود گاشربروم III- نخستین صعود کوه

1978 اورست- سومین زن فاتح کوه

1985 نانگاپاربات

1986 کی2- نخستین زن فانح کوه

1987 شیشاپانگما

1989 گاشربروم II

1990 گاشربروم I

1991 چوآیو- انفرادی

1991 آناپورنا- انفرادی

1992 کانچن چونگا- مرگ در ارتفاع 8200 متر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01ساعت 9:11  توسط روابط عمومی گروه کوهنوردی کوهیاران پارس  |