عکس روز

غار دنگزلو
در زیر بجای گزارش برنامه دنگزلو که تقربیا همه ساله در این گروه اجرا می شود به معرفی و بررسی چگونگی تشکیل اشکال غار سنگی که در غارهای آهکی دیده می شود پرداخته خواهد شد . متاسفانه حتی در طرح درس کارآموزی غار بعضی از موارد اشتباه توضیح داده شده است . به راحتی می توانید با مراجعه به سایت http://en.wikipedia.org و دیگر سایت ها ، عکسها و نحوه تشکیل اشکال غار سنگی موجود در غارهای آهکی را مطالعه نمایید . متن حاضر و عکسها این گونه تهیه شده است.
STALACTITE استالاکتیت ( چکنده )
به تمام اشکال غار سنگی که بر اثر چکیدن از سقف غار پدید می آیند چکنده می گویند.
STALAGMITE استالاگمیت ( چکیده )
به تمام غار سنگهایی که از کف غارها بر اثر فرآیند غار سنگ سازی بوجود می آیند چکیده می گویند.

همانطور که در عکس فوق دیده میشود از به هم پیوستن استالاکتیت و استالاگمیت ستون COLUM تشکیل می شود .
FLOWSTONE آبشار سنگ
در سطوح شیبدار در کف غار با جاری شدن مواد در سطح و سپس سخت شدن آنها FLOWSTONE تشکیل می گردد. همانطور که در شکل بالا مشخص است مثل آبشارجاری است که سنگ شده باشد ( متاسفانه اگر چه ترجمه FLOWSTONE کار سختی نیست ولی تا امروز در منابع فارسی برای این شکل و دیگر اشگال غار سنگی ترجمه معتبری نیافتم پس از ترجمه شخصی در این متن استفاده کرده ام که مایلم که نظر دیگر دوستان غارنورد را در مورد این ترجمه ها بدانم -ترجمه های من با رنگ قرمز مشخص خواهد شد- )
DRAPERIES اشکال پرده ای
در سقف غار و معمولا در ناحیه درزها ی شیب دار تشکیل می شود و همانند پرده ای نازک و گاه شفاف و بسیار شکننده در سقف غار گسترش یافته است .( اشکال زیر)

RIMSTONE
در کف غار تشکیل می شود و مانند حوضچه هایی است که آب آن بر روی هم سرزیر می کند. معمولا در بالا و یا پایینFLOWSTONE آبشار سنگ تشکیل می شوند . ( شکل زیر)


CAVE PEARL مروارید غار
به اشکال مختلف کروی – مکعبی – سیلندری و غیره در کف غارها مشاهده شده است و در اندازه هایی با قطر 1 میلیمتر تا 15 سانتی متر دیده شده است . و دو فرضیه اصلی جهت تشکیل آنها در منابع مختلف یافت ام .
الف : مروارید غار معمولا در داخل حوضچه های درون غار تشکیل می شود با افتادن قطره های آب درون حوضچه دی اکسد کربن آنها گرفته می شود و کلسیت باقی می ماند این رسوب معمولا حول یک هسته که معمولا از جنس شن یا کربنات سدیم است تشکیل می شود . کروی بودن معمول مروارید غار ناشی از رشد یکنواخت حول هسته می باشد . گاهی مروارید های غار به هم می چسبند و آنها را درون یک آشیانه خواهید دید که به علت اثر مواد شیمیایی می باشد.
ب : وقتی جریان آب حرکت دایره وار ( چرخشی ) حول یک هسته داشته باشد مروارید غار تشکیل می شود . در این حالت اشکال کروی و استوانه ای و یا اشکال شبیه آن قابل تشکیل می باشند. ( اشکال مکعبی نیز یافته شده است ).

Helictite
از جمله ظریف ترین اشکال درون غار می باشند .علت تشکیل بسیاری از آنها تا امروز بصورت معمایی باقی مانده است ولی احتمال اینکه بر اثر فشار مویین ( مخصوصا اشکال تو خالی ) و یا جریان های هوایی بسیار ملایم تشکیل شده باشد هست. اشکال آنها به گونه است که به نظر می رسد که در طول رشد بارها جهت نیروی وارد بر آنها عوض شده است ( رشد در جاذبه صفر ) به علت کوچک بودن و ظریف و شکننده بودن فقط در عارهایی که کاملا بکر مانده است قابل مشاهده می باشد .

Moon milk
لایه ای سفید و پنیر مانندی است که درون غار ها دیده می شود نحوه تشکیل آن مانند دیگر اشکال غار سنگی می باشد ولی آنها کاملا سخت و سنگ نشده اند .جنس آنها معمولا از منو هیدرو کلسیت و یا گچ می باشد . بعضی گمان می کنند در اثر عمل باکتری ها ( Macromonas bipunctata ) آنها بدین گونه شده اند

( Soda straw ) STRAW اشکال نی مانند – نیین
در مکانهای که آب به آهستگی از شکافهای سقف غار می چکند به شکل لوله های تو خالی مشاهده می شود. اگر این سوراخ بسته شود و یا آب از بدنه آن نیز خارج شود این اشکال به شکل استالاکتیت تبدیل می شوند . جنس این اشکال از کربنات کلسیم و یا سولفات کلسیوم است. این اشکال نی مانند بسیار شکننده می باشند و فقط در غار هایی که بکر مانده اند دیده می شوند.

من فقط به تعدادی از اشکال غار سنگی که بیشتر دیده میشود اشاره کرده ام .جز آنچه که در بالا توضیح داده شد اشکال بسیار زیاد دیگری هم در غار های آهکی مشاهده می شود .
عکاسی 2
گردآوری : امید اکبرزاده شیرازي
چند نکته مهم
با امکانات دوربین خود کاملا آشنا شوید . امروزه حتی در دوربینهای غیر حرفه ای امکانات بسیار زیاد و متنوعی قرار داده شده است که معمولا از آنها استفاده نمی کنیم .

یکی از راههایی که به بهتر عکس گرفتن کمک می کند عکس دیدن است.بعد از اینکه در یک برنامه عکاسی کردید عکس های خود و دیگران را ببینید و سعی کنید با دید انتقادی به آنها نگاه کنید ، اینکه چرا عکسی خوب شده و یا بد ؟ اختلاف عکسی که دیگری گرفته با عکسی که شما از همان سوژه گرفته اید در چیست و کدام بهتر است ؟ اینکه عکسهایی ازعکاسان حرفه و معروف را ببینید هم بسیار موثر است زاویه دید و نوع نگاه گاه متفاوت آنها می تواند معلم بسیار خوبی باشد .

- اغلب و خصوصا در عکسهایی که در طبیعت گرفته می شود از نزدیک شدن به سوژه خود داری می کنیم به گلها و حشرات و تنه درخت و .... نزدیک شوید و از آنها عکس بگیرید . تجربه بسیار خوبی خواهد بود.

- از مناظر و سوژه های مختلف با دو قطع افقی و عمودی عکس بگیرید و تفاوت ها را با هم مقایسه کنید ( در دوربین های دیجیتال این تمرین تقربیا رایگان است )

- از گرفتن عکسهای ضد نور ( رو به خورشید ) نهراسید در بعضی موارد عکسهای جالب و متفاوتی خواهید گرفت

- معمولا اگر امتداد افق در وسط قاب عکس قرار بگیرد عکس گیرایی زیادی نخواهد داشت ، امتداد افق را در 3/1 با لا و یا پایین قرار دهید و تفاوت آنرا بررسی کنید با حذف کاملا افق توجه بیننده به جزییات عکس زیاد خواهد شد .

- عکس از منابع نوری مثل لامپ ها و چراغ اتومبیل ها خصوصا در شب معمولا دیدنی خواهد بود .

- از انعکاس مناظر درون آب و یا شیشه و ... عکس بگیرید .

- عکس گرفتن از حالت ها و اشکال نا متعارف را تجربه کنید .
- امروزه اینترنت ابزار خوبی برای عکس دیدن و استفاده از تجارب عکاسی دیگران شده است در استفاده از آن دریغ نکنید .
- از تضاد های رنگی از مناظر و ... عکس بگیرید .
یک تمرین موثر
دید دو چشمی سه بعدی است ولی صفحه عکس دو بعدی است پس باید به این اختلاف توجه کنید . به یک منظره با دو چشم باز بعد با چشم چپ و بعد با چشم راست نگاه کنید تفاوت تغییر بسیار کم زاویه دید را احساس کنید. در عکاسی باید عادت کنید که نتیجه نهایی دوبعدی یک منظره را تصور کنید .قدیم ترها پیشنهاد می شد که به یک منظره ها با یک چشم نگاه کنید . که البته دیدن منظره از چشمی دوربین بسیار موثرتر است . امروزه امکان دیدن نتیجه نهایی بر روی LCD دوربین های دیجیتال هست ولی دقت کنید تصویرعکس بر روی LCD دوربین و یا مونیتر کامپیوتر و یا صفحه چاپ شده عکس در سایزهای مختلف ( معمولا 10X 15 سانتیمتر مربع ) متفاوت است .
- امکانات مفید دوربین های دیجیتال به آنچه در پی خواهد آمد احتمالا کمتر توجه کرده اید.در دوربین های دیجیتال امکان تغییر سریع ASA هست ( بهتر است در مورد ASA و تاثیرات آن در عکس مطالعه کنید ) این به شما امکان بهتری در عکاسی در شب و نیز عکاسی از اجسام متحرک خواهد داد .
- با EV در دوربین های عکاسی دیجیتال و کاربرد آن اشنا شوید .
- با WHITH BALANCE در دوربینهای دیجیتال و کاربرد آن آشنا شوید .
- بعضی از دوربینهای دیجیتال امکان ضبط عکس را بصورت RAW دارند . مخصوصا اگر با نرم افزارهای رتوش عکس آشنایی دارید نتیجه کار بر روی تصاویری که با این فرمت گرفته شده است اغلب حیرت آور است .
- در دوربینهای دیجیتال کلیه اطلاعات عکس اعم از سرعت شاتر – دیافراگم – تاریخ- منحنی های نوری با تفکیک رنگهای اصلی و ... قابل رویت است . در دوربین شما امکانات بسیار زیادی هست که معمولا از آنها استفاده نمی کنید. عادت کرده ایم که تمام عکسهایمان را در حالت پروگرام( P=Program ) و یا اتوماتیک A= AUTO) ) می گیریم دراین حالت ها تنظیم دهانه دیافراگم و سرعت آن خودکار انجام می شود و کنترلی روی آن نخواهیم داشت در حالیکه با تنظیم این دو است که عکسهای متفاوتی خواهید گرفت .
هدف برنامه : صعود به قلل سیچونی و حوض دال(4250 متر)
تاریخ اجرای برنامه: 23 و 24 مهرماه 88
نفرات حاضر در برنامه:
آقایان : ایمان زارعی(سرپرست برنامه)،محمد رحیمي نژاد، میثم قرقانی
خانم ها: مرسا رحیمي نژاد، فائزه شیرازی
در مورد مکان قلل سیچونی و حوض دال باید گفت که این قلل در نزدیکی شهرستان سی سخت واقع گردیده است.این شهر ،شهری است کوهستانی که در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج و در استان کهکیلویه و بویراحمد قرار دارد. این شهر مرکز شهرستان دنا است.جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۶٫۸۱۴ نفر بوده است و گویش مردمش، لُری است. این شهر در دامنه کوه دنا بلندترین کوه رشتهکوه زاگرس واقع میباشد و منطقهای گردشگری بهشمار میآید. از جمله مناطق گردشگاهی این شهر میتوان به کوه گل-چشمه میشی-دشتک-بن رود و بندان اشاره کرد.
و اما گزارش برنامه
روز اول:
ساعت 8 صبح از شهرک گلستان به سمت یاسوج حرکت کردیم.حدود 15 دقیقه توقف در تنگ تیزاب ،برای صرف صبحانه داشتیم.در جاده یاسوج- اصفهان ،با رسیدن به تابلو امامزاده اسحاق،از فرعی سمت راست ،به سمت سی سخت تغییر مسیر دادیم و ساعت 12 به سی سخت رسیده و با پارک کردن ماشین در تربیت بدنی،ساعت 12:20 بوسیله آژانس به سمت گردنه بیژن حرکت کردیم و ساعت 13 حرکت خود را در مسیر دره سیچونی به سمت قله آغاز کردیممقدار آبی که هر نفر به همراه داشت 3 لیتر بود به علاوه مقداری نوشابه و دلستر،]که کافی هم بود[ و کوله ها تقریبا سنگین.با حرکت در رچ ِ مسیر که کاملا هم مشخص بود،ساعت 13:50 دقیقه برای نهار توقف کردیم و دوباره ساعت 15 به راه افتادیم.بعد از حدود یکساعت و نیم به چشمه سیچونی رسیدیم که البته خشک بود.
با ادامه حرکت ساعت 17:50 به پناهگاه رسیدیم.دو پناهگاه در محل وجود داشت،یکی فلزی و دیگری سنگی،به همراه دو سرویس بهداشتی.پناهگاه سنگی دو طبقه بود و البته کاملا تاریک،حتی در طول روز.متاسفانه چشمه پناهگاه هم خشک بود.از محدود نقاطی که ایرانسل آنتن دهی داشت،اطراف پناهگاه و رو به سی سخت بود.
روز دوم
بعد از خوردن صبحانه،ساعت 8:50 ،حرکت به سمت قله و حمل کوله های سنگین آغاز شد.در مورد وجه تسمیه حوض دال باید گفت در زبان لُری،دال به معنی کرکس و حوض دال به معنی محل آبخوردن کرکس می باشد.اگر این امکان وجود داشت که با کوله سبک به سمت قله حرکت کنیم،در حدود یک ساعت میتوانستیم قلل سیچونی و حوض دال رو صعود کرده و بازگردیم اما با کوله حدود دو ساعت و نیم زمان صرف کردیم.رچ صعود به حوض دال از سمت راست پناهگاه سنگی شروع میشد و به راحتی قابل مشاهده بود.پس از حدود 30 دقیقه حرکت به ارتفاع 4000 متری رسیدیم.از علایمی که نشان دهنده رسیدن به این ارتفاع هست، برهنگی زمین از پوشش گیاهی هست.ساعت 11:20 به خط الراس قلل سیچونی و حوض دال رسیدیم.کوله ها را همانجا رها کردیم بعد از چند دقیقه استراحت به سمت حوض دال به راه افتادیم.10 دقیقه طول کشید تا اینکه به قله رسیدیم.ساعت 11:40روی قله حضور تعدادی کلاغ ِ ارتفاع نظر ما رو به خودش جلب کرد.از روی قله به راحتی میشد قله بیژن 2 یا سه قبه آسمانی را دید.عکسی به یادگار گرفتیم و ساعت 11:50 به محل کوله ها برگشتیم.بعد از کمی استراحت،به سمت سیچونی حرکت کرده و باز هم با رها کردن کوله ها،پس از حدود 40 دقیقه و ساعت 12:45 به قله سیچونی رسیدیم.ساعت 13 حرکت به سمت پایین را آغاز کرده و همان مسیر صعود یعنی دره سیچونی را در پیش گرفتیم، که ساعت 14:20 به چشمه سیچونی رسیدیم.نهار را همانجا نوش جان کرده و ساعت 15:35 دوباره کوله ها را به دوش گرفتیم.ساعت 17 به پایین دره سیچونی رسیدیم و با تاکسی سرویسی که هماهنگ کرده بودیم به تربیت بدنی برگشتیم.ساعت 17:30 به تربیت بدنی رسیدیم و با اندکی استراحت به سمت شیراز حرکت کردیم.ساعت 22 همه در منزل بودند.
با سپاس فراوان از همه دوستان
کومولوس (پشته اي) Cu
ابـرهاي ضخيم با پيشرفت عمودي هستند که به اصطلاح علمي در ارتفـاع عمق دارند. سطح بالاي آنها برجستگي مدوري به شکل کپه، گنبد، ابنوه پنبه و يا گل کلم داشته و در قسمت قاعده، تقريبـاً افقي ميباشند. اگر قسمت زيرين اين ابـرها به يکديگر برسند يک سطح کاملاً صاف را تشکيل ميدهند. منتهي حد گروه کومولوس حقـيقي همان قاعده آن است. يعني در قسمت بالا و پـايين محـدود و مشخص است. با اين حال ابـرهايي هم ديده ميشـوند که شـبيه کومولوس درهم و برهم هستند و قسمتهاي مختلف آنها دائماً در تغييـرند. اين ابـرها به نـام (فراکتوکومولوس) نـاميده ميشـوند.

يک نمونه کامل کومولوس، ابـري است که درهواي روشن زيـاد ميشود. از آنجا که در پيدايش بـيشتر ابـرهاي کومولوس،گرم شدن سطح زمين نقش دارد، اينگونه ابـرها روند دگرگوني شبانهروزي دارند و علت پيـدايش آنها جريانهاي روزانه هم برداري است. هنگامي که خورشيد به آنها ميتابد، وسط ابـرها خيلي روشن و اطراف آنها تاريک نمايان مي گردد.بر عکس،اگر در مقابل خورشيد قرار گرفته باشند وسط آنها تاريک ودورشان خيلي روشن به نظر ميرسد.کومولوسها معمولاً در صبح ظاهر مي شـوند و در طول روز به تدريج زياد شده،حداکثـر رشد آنها در ساعات اوليه بعدازظهر،در روي خشکيها صورت مي گيرد و در آغاز شب از بين مي روند.در رشد اين ابـرها تفاوتهاي محلي نيز دخالت دارد. ابـرهاي کومولوس بـيشتر بر روي شنزارها، مزارع خشک و شهرها تشکيل ميشود ، در حاليکـه روي جنگلها و درياها بدليل سردي نسبي سطح اين نواحي، رشـد آنها ضعيفتر است.هنگامي که ميزان نـم و حرکات بالا روي هوا زياد نيست،اين ابـر نـشانه خوبي هواست.در حالت عکس،در طول روز به تدريج به حجم ابـر افزوده شده گاهي رگبار و آشفتگي همراه دارد.

کومولونيمبوس (کوه رعد وبرق) Cb
کومولونيمبوسها تودههاي ضخيم و انبوه ابـر هستند که از فراز، توسعه زيـادي يافته و قله کپهاي شکل آنها به شکل کوه يا برج بلند مي شـوند.

قسمت بالايي آنها اليافي بوده و گاهي اوقات به شکل سندان در ميآيند ولي قاعده اين ابـر شبيه نيمبواستراتوس بوده و غالبـاً از ابـرهاي پراکنده طبقه پـايين به وجود ميآيد و به قسمي که قاعده آن معمولاً بر روي ابـرهاي کم فراز پـاشيده از هم به نـام فراکتوستراتوس و فراکتوکومولوس قرار دارد. ولي هنگامي که يک کومولونيمبوس تمام صحنه آسمان را ميپوشانـد، فقط ميتوان نيمبواستراتوس را مشاهده نمود.کومولونيمبوسها در واقع ضخيمترين نوع ابـرها هستند که از پـايين رنگي کاملاً تيـره دارند. پايه آنها در ارتفـاع 300 تا 600 متري واقع ميشود و رأس آن تا ارتفـاع 12000 متري ادامه دارد. سطح زيرين اين ابـرها صاف است ولي رأس آنها وضعي کاملاً آشفته دارد. در طبقات بالاي ابـر، در منطقه بـادهاي سريع، مقداري از ابـر در جهت باد به صورت زبانهاي از ابـرهاي سيروس به جلو رانده ميشود بطوريکه نهايتـاً شکل سندان به خود ميگيرد. ازابـرهاي کومولونيمبوس، معمولاً بـارش بـاران و برفهاي شـديد حاصل ميگردد و غالبـاً رگبارها، تگرگها توليد ميشوند و به همين دليل به ابـرهاي رگباري نيز موسومند. رعـد و برق از خصوصيات اين ابـرهاست و به همين دليل ابـرهاي کومولونيمبوس را توفانهاي تندري هم ميگويند.
اگر تمام ابـر ديده نـشود، بارش رگبار حقيقـي کافي است که آن را ازکومولونيمبوسها به شمار آوريم. به طور کلي مي توان گفت که فراز هر يک از انواع اين ابـرها در فصول گرم سال بيشتر از فصول سرد است و حتي در يک فصل معين، بلندي آن در نقاط گرمسير زيـادتر از نواحي سردسير مي باشد.
